ایستادگی در برابر آتش
کار جنگلبانان فقط مبارزه با قاچاقچیان چوب نیست. آنها وظایف مختلفی دارند که آقاصالح این وظایف را اینطور شرح میدهد: «یکی دیگر از وظایف جنگلبانان این است که از ورود دام به عرصههای منابع طبیعی جلوگیری کنند، چون دام نهالهای ریز را میکَند و اجازه رشد نمیدهد و جنگل، پیر و فرسوده میشود. ما به نهالهای جوان برای آینده نیاز داریم. مبارزه با زمینخواری و ساختوساز هم بخش دیگری از کار جنگلبانان است. هر ساختوسازی را گزارش میدهیم که نقشهبرداری کنند و مطمئن شوند که در عرصه منابع ملی نیست.» بخش سختتر کار، مبارزه با آتشسوزیهایی است که ما تنها در اخبار آن را میشنویم، اما جنگلبانان با آن مواجه میشوند و با امکانات محدودی که دارند، باید برای توقف آن، فکری کنند: «جدای از تمام اینها مسئله آتشسوزی و مبارزه با آن هم مطرح است. بهخصوص در پاییز، آتشسوزیها بیشتر است و به تناسب، کار ما هم بیشتر میشود. علتش این است که گردشگرها و شکارچیهای غیرمجاز در این فصل بیشترند و آتشی را که روشن میکنند، درست خاموش نمیکنند. اگر آتشسوزی اتفاق بیفتد، درگیری ما خیلی بیشتر خواهد بود و تا زمانی که آتش خاموش نشود، سر کاریم و نمیتوانیم به خانه برویم. اگر آتشسوزی گسترده باشد، از نیروهای دیگر مثل سربازان هم کمک میگیریم.» بسته به اینکه آتشسوزی در چه منطقهای از جنگل بهوقوع بپیوندد، نحوه مبارزه با آن متفاوت خواهد بود: «نحوه خاموشکردن آتش و سختی آن، بستگی به منطقهای دارد که در آن آتشسوزی اتفاق میافتد. اگر کنار خیابان باشد، آتشنشانی تا 200، 300 متر شلنگ دارد و میشود سادهتر آن را خاموش کرد، اما اگر عرصههای صعبالعبور دچار حریق شوند که وسیلهنقلیه نمیتواند به آنجا برود، مهار آتش خیلی سخت خواهد بود. اینطور مواقع آتشبر میزنیم که آتشسوزی قطع شود.» آقاصالح در توضیح این اصطلاح میگوید: «آتشبرزدن یعنی اینکه منطقهای را به اندازه یک تا دو متر از هر چیزی که قابلاشتعال باشد، خالی کنیم. برگها و بوتهها را میکَنیم و فقط خاک میماند. در اینصورت وقتی آتش پیشروی میکند و به خاک میرسد، دیگر نمیتواند رد شود و همان جا خاموش میشود.»




