چطور شد که «پیواکس» را ابداع کردید. قبل از آن مشغول چه فعالیتی بودید؟
کار اصلی من کفاشی بود.، هم تعمیر میکردم و هم تکدوزی داشتم. سفارش میگرفتم و از آنجا که کارهایم را با ضمانت دست مشتری میدادم، اگر مشکلی برایشان پیش میآمد، تعمیراتش را برعهده میگرفتم. علاوه بر آن، کفشهای دیگر را هم تعمیر میکردم. همزمان واکسی دستساز هم درست کرده بودم که به مشتریهایم میدادم.
فرق این واکس با محصولات مشابهش چه است؟
فرق این واکس با واکسهای آماده موجود در بازار این است که در آن از هیچ ماده نفتی استفاده نمیشود. ترکیبی است از دنبه گوسفند و حلّالی که از روغن گیاه بهدست میآید و خودم فرمولش را درست کردم. این روغن باعث براقشدن کفش میشود. اوایل محصول را در ظرفهای کوچک ماست میریختم و دست مشتری میدادم. آنها هم به واکس من عادت کرده بودند و هرکدام نظراتی میدادند که واکس بهتر شود. یکی میگفت بوی خوبی ندارد و همین باعث شد اسانسی به آن اضافه کنم که بویش را بگیرد. دیگری میگفت اگر در ظاهری شکیلتر عرضه شود، مشتریها استقبال بیشتری میکنند و من هم سعی کردم ظاهر کار را عوض کنم. بعد از اینکه این ایرادها را رفع کردم، یکبار آمدم تهران، میدان فردوسی و آن را به مغازهدارها معرفی کردم. باورم نمیشد که در این حد از آن استقبال کنند. بعد از آن هم در نمایشگاه بینالمللی کیف و کفش چرم و صنایع وابسته شرکت کردم. سال94 بود. آنجا هم واکس ابداعی خود را عرضه کردم و بسیار استقبال شد. در حدی که توانستم قرارداد یک دستگاه تیوب ببندم تا بتوانم این واکسها را به شکل تیوبی و با ظاهری شکیلتر به بازار عرضه کنم. باید روی این نکته تاکید کنم که کار با «پیواکس» هم راحتتر است و کثیفکاری ندارد، هم مشکل بوی واکس در آن حل شده است. بهعلاوه بسیار باکیفیت است. تمام واکسهای موجود در بازار، رزین و چسب دارند که به مرور زمان چرم را خراب میکنند، چون رطوبت چرم در اثر استفاده مداوم گرفته میشود و در نهایت آن وسیله خشک و شکننده خواهد شد، اما از آنجا که محصول من کاملا طبیعی و صددرصد سازگار با چرم است، این تضمین را به مشتریهایم دادهام که اگر روزی دوبار هم از آن استفاده کنند، بعد از یک ماه میبینند محصول چرمشان از روز اول هم بهتر شده است.
در حال حاضر استقبال از محصول به چه شکل است؟
هنوز هم استقبال خوب است، ولی اخیرا بهدلیل نوسان دلار و گرانی کاغذ و کمبود تیوب با مشکل مواجه شدیم؛ مدتی تیوبها در گمرک گیر کرده بودند و حالا که ترخیص شدهاند، در مرحله چاپ ماندهایم.
شرکت شما در چه دستهای قرار میگیرد، گواهی دانشبنیان دارید؟
خیر، شرکت ما دانشمحور است. به من گفتند چون تحصیلات آکادمیک ندارم و اختراعی را ثبت نکردهام، نمیتوانم گواهی دانشبنیان داشته باشم. اما بهدلیل اینکه صفر تا صد محصول، کار خودم است، دانشمحور بهحساب میآیم. چون همانطور که میدانید، محصولات اندکی هستند که از صفر تا صد در داخل تولید میشوند. معمولا دانش فنی یا حتی خود محصول وارد میشود، سپس در کارخانهها فقط بستهبندی و به بازار عرضه میشود.
در مسیر تولید و فروش چه مشکلاتی دارید و چه فکری برای حل آنها کردهاید؟
مسئله تبلیغات و بازارسازی برایم مهمترین نکته است. من درخواستی را هم به معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری فرستادهام و در آن از آقای دکتر ستاری تقاضا کردم که از محصولات ما برای کارکنانشان خرید کنند. من برای گسترش کارم نیازی به وام ندارم. وام ضامن میخواهد و گرفتاریهای زیادی دارد که در نهایت از من یک بدهکار بزرگ میسازد. تنها چیزی که دغدغه و مسئله من است، این است که افراد بیشتری با محصولم آشنا شوند و تعداد مشتریها افزایش پیدا کند. در این صورت خودم میتوانم با سود حاصل از فروش، کارم را گسترش دهم. تبلیغات و بازاریابی، مهمترین مشکل من است، چون از کیفیت محصولم مطمئنم و میدانم هرکسی یک بار از آن استفاده کند، دیگر رغبتی به استفاده از واکسهای معمولی نخواهد داشت. همان طور که مشتریهایم این عقیده را دارند. از طریق فروش محصولم، سرمایهای به دستم میرسد که میتوانم آن را به کار تزریق کنم و فعالیتم را گسترش دهم. راستش در ابتدا خیلی پیگیر بودم که مجوز بهرهبرداری بگیرم و کارخانه داشته باشم، اما همانجا بود که فهمیدم ابتدا باید در خارج از شهر و در شهرک صنعتی سولهای بخرم و چاه عمیق و برق سهفاز برایش تهیه کنم. آن زمان حساب و کتاب که کردم، دیدم چیزی حدود 400، 500 میلیون تومان برایم هزینه دارد و خب من از پسش برنمیآمدم. از سوی دیگر، در آن زمان، واکس تولیدی من از محصولات خارجی مشابه گرانتر میشد و نمیتوانستم با آنها رقابت کنم. درست است که کیفیت محصولات خارجی بسیار پایینتر بود، اما ظاهر شکیلتری داشتند و با قیمت پایین خود، بازار را در اختیار گرفته بودند. به همین دلیل من در آن زمان تقریبا قضیه تولید واکس را کنار گذاشته بودم و دوباره سراغ کفاشی رفتم، اما خب، عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. سر قضیه دلار، قیمت آن واکسهای بیکیفیت وارداتی بالا رفت و دیدم، میتوانم محصولم را با قیمتی رقابتی وارد بازار کنم، ولی باز هم نمیتوانستم کارخانه راه بیندازم. به همین دلیل جواز کارگاهی گرفتم و کارم را شروع کردم. فعلا با این میزان فروش، همین فضای کارگاهی کافی است، ولی اگر فروش محصولمان بالا برود، میتوانم مسئله کارخانه را پی بگیرم و کارم را گسترش دهم.
به صادرات محصولتان هم فکر کردهاید؟
بله، به صادرات هم فکر کردهام، چون این محصول قابلیتش را دارد. اما همه اینها سرمایه میخواهد. دوستی دارم که ساکن نروژ است و از این واکس با خود برده بود و معتقد بود که این واکس در مناطق سردسیر بهتر جواب میدهد. آنجا چند نفر از دوستانش به این واکس علاقه نشان داده بودند و من یک کارتن برایشان فرستادم. دوست دیگری هم دارم که ساکن روسیه است. او هم در نمایشگاه روسیه شرکت کرده و از محصول ما هم برده بود. قرار بود با هم همکاری کنیم، ولی چون سرمایه اولیهای برای شروع این همکاری نداشتیم، قضیه منتفی شد. چون باید ابتدا محصولات را تولید میکردیم و پس از فروش، منتظر بازگشت سرمایهمان میماندیم که متاسفانه چنین امکانی نداشتیم.
تنها محصول تولیدی کارگاه شما «پیواکس» است؟
«پیواکس» در مرحله تجاریسازی است، اما تنها محصول نیست. در حال حاضر مشغول کار روی دو محصول دیگر هم هستم. یکی واکس ژلهای است که همه مراحل را طی کرده، اما چون درگیر مسئله کاغذ بودیم، نتوانستیم پیش از عید آن را به بازار برسانیم. در حال حاضر تولید آن آغاز شده است. این واکس ژلهای علاوه بر قابلیتهایی که «پیواکس» دارد، چند ویژگی دیگر هم دارد. یکی اینکه سوپرشاین است و دو، سه برابر کرم واکس وسیله را براق میکند. از آن طرف بسیار نگهدارنده خوبی است و لایه اضافی روی جسم باقی نمیگذارد. این واکس ژلهای تنها مختص چرم نیست و برای چرم مصنوعی و داشبورد ماشین و... هم کاربرد دارد. محصول دیگر «فینیشر» است. این بیشتر به کار تولیدیهای کفش میآید. تولیدیها پس از آنکه کار به مرحله نهایی میرسد، آن را اصطلاحا پرداخت میکنند که تا رسیدن بهدست مشتری براق بماند. آنچه در تولیدیها استفاده میشود ترکیبات نفتی و پارافین است، ولی محصول ما طبیعی است و نتیجه و ماندگاریاش بسیار بهتر است.
در حال حاضر چند نفر بهواسطه کارگاه شما مشغول به کار شدهاند؟
الان در کارگاهم یک اپراتور دارم برای دستگاه تیوب و خودم هم کار تولید را انجام میدهم. یک نفر برایم چربی گاو و گوسفند جمع میکند و پنج، شش نفر هم در خانههایشان محصولات را بستهبندی میکنند. یک نفر هم کار بازاریابی انجام میدهد که شریکم است، اما وقتی کار گسترده شود، هم دستگاههای بیشتری میخرم که نیاز به اپراتورهای بیشتری دارم، هم اینکه تعداد افراد بیشتری درگیر کار بستهبندی میشوند. الان در همین ملایر خیلیها هستند که به من میگویند چرا برایشان کار ایجاد نمیکنم. متاسفانه وسع من در همین حد است. در حالی که اینجا خانوادههای زیادی وجود دارند که همان پول بهظاهر اندکی که از طریق بستهبندی میتواند وارد زندگیشان شود، تاثیر زیادی روی کیفیت زندگیشان خواهد گذاشت. بهخصوص که این کار را بیشتر، خانمها انجام میدهند و بدون اینکه مشکلی برای زندگیشان پیش بیاید، بهراحتی به درآمد خانواده کمک میکنند.
همانطور که گفتم اگر دولت با ما همراهی کند و با ما برای خرید محصول قرارداد ببندد، میتوانم در منطقه خودم به تعداد افراد بیشتری کمک کنم و حتی با صادرات محصولم ارزآوری داشته باشم.