جنبش اجتماعی برای مراقبت از کودکان
جمال رحمتی، کارتونیستی 46ساله است که آثارش را در بیشتر روزنامهها و مجلات همچون دنیای تصویر، همشهری، شرق، توانا، ایران، زن، زنان فردا، روز هفتم، عصر آزادگان، جامعه، هممیهن و... دیدهایم. این هنرمند، دارنده ۲۶جایزه بینالمللی از جمله شش جایزه اول جهانی است. با او به دو بهانه همصحبت شدیم. یکی اینکه مشغول ساخت اولین فیلم بلند انیمیشنیاش است. دومین بهانه هم، حضور او در کمپینی با موضوع «کودکان زبالهگرد» است.
احسان رحیمزاده
در حال حاضر مشغول چه فعالیتی هستید؟
در حال کارگردانی یک انیمیشن سینمایی با عنوان «فرمانده کوچولو» هستم. از سه سال پیش درگیر این پروژه هستم و الان کارهای پایانیاش انجام میشود. امسال این فیلم برای اکران عمومی آماده میشود.
چند هفته پیش با مشارکت منطقه فرهنگی عباسآباد، گردهمایی کارتونیستها از چهار نسل را در پل طبیعت برگزار کردیم. داوری نهایی جشنواره هنر برای صلح را انجام دادم. همچنین عضو هیئتداوران جشنواره ملی «مرز امن» در کرمانشاه هستم. هفته بعد هم جشنواره تجسمی جوانان کشور را در ایلام داوری میکنم.
همچنین بهشکل متفرقه با چند نشریه همکاری دارم. از سه سال پیش تصمیم گرفتم فعالیتم در مطبوعات را به حداقل برسانم، چون روی فیلمسازی متمرکز شدم.
ساخت انیمیشن «فرمانده کوچولو» در چه مرحلهای قرار دارد؟
این انیمیشن یک کار تلفیقی است. بیست دقیقهاش فیلم زنده است و شصت دقیقهاش انیمیشن. الان داریم مرحله صداگذاری را انجام میدهیم. این فیلم درباره نجات یک کودک از جنگ است. مخاطب این فیلم، گروه سنی نوجوان و بزرگسال است. «فرمانده کوچولو» پروانه ساخت گرفته و اکران عمومی خواهد شد.
تجربه نشان داده که انیمیشنهای ایرانی در جشنواره فیلم فجر دیده نمیشوند. به نظر شما علت چیست؟
در ساختاری که برای جشنواره فجر طراحی شده، انیمیشن جایی ندارد. مسئولان میگویند که به انیمیشن اهمیت میدهیم، ولی تعارف میکنند.
بهلحاظ هزینه و بودجهای که صرف انیمیشنسازی میشود ما با دنیا چه فاصلهای داریم؟
در بهترین حالت ما برای ساخت انیمیشن نیممیلیون دلار هزینه میکنیم. در حالی که در دنیا این رقم به صدمیلیون دلار میرسد. با مقایسه این رقم باید بگوییم که هنرمندان ایرانی دارند شاهکار درست میکنند.
شما در صفحه اینستاگرامیتان فراخوانی دادید و از کارتونیستها خواستید با موضوع «کودکان زبالهگرد» آثاری را خلق کنند. درباره این فراخوان توضیح بدهید.
فکر اولیه این کار متعلق به خانم «سایه رحیمی» در کمپین «بدسرپرست تنهاتر است» بود. یک تجربه همکاری قبلی با موضوع «منع خشونت علیه کودکان» داشتیم که محصول کارمان به مبلغ 30 میلیون تومان فروش رفت و عوایدش صرف ساخت یک مدرسه در کرمانشاه شد.
در تجربه جدید از دوستان کارتونیست خواستم که با موضوع کودکان زبالهگرد، کاریکاتور بکشند. فعالان رشتههای دیگر هم درخواست کردند که کمپین را گسترش بدهیم. افرادی مثل طنزنویسان، تصویرگران و طراحان هم اضافه شدند. حتی چندین طراح از خارج کشور با ما همراهی کردند. قرار است نمایشگاهی از مجموعه کارها برگزار کنیم. هم حرفهایها و هم آماتورها در این کار مشارکت کردند. ما خودمان هیچ قیدوبندی نگذاشتیم. برای ما مهم این بود که مسئله «کودکان زبالهگرد» تبدیل به دغدغه شود.
موضوعات تلخ چقدر قابلیت تبدیلشدن به کارتون را دارند؟
بیشتر کارتونها در دایره طنز سیاه قرار میگیرند. ما گونههای مختلفی از طنز مثل فکاهه، هزل، هجو، طنز سیاه و گروتسک داریم. طنز سیاه بیننده را به فکر فرو میبرد. ما کودکان زبالهگرد را خیلی زیاد در اطرافمان دیدهایم و برایمان عادی شده است. انگار اینها را جزء زندگی خودمان پذیرفتهایم و فکر نمیکنیم فاجعه است. کاری که از عهده ما هنرمندان برمیآید این است که به این موضوع بپردازیم. شاید عدهای حساس شدند.
کارتونیستها بیشتر به چه جنبههایی از ماجرا پرداختهاند؟
عمده کارتونیستها با این کودکان همدردی و برخی هم ریشهیابی کردهاند. رویکردها خیلی متفاوت بود.
در کارنامه شما دریافت 26جایزه جهانی ثبت شده است. درباره جوایزتان توضیح بدهید.
آخرین جایزه من از جشنواره فیلم باکو در بخش انیمیشن بود که سه سال پیش دریافت کردم. این فیلم، انیمیشنی ضدجنگ است و درباره دو کودک است که در منطقه جنگی بازی میکنند. جوایز قبلی من در بخش کاریکاتور هستند. الان نزدیک میانسالی هستم و تصمیم گرفتم شرکت در جشنوارهها را رها کنم. بعد از دهه هشتاد در جشنوارهای شرکت نکردم، چون به بحران چهلسالگی خوردم و هویتم عوض شد. نظر من هم درباره خیلی چیزها عوض شد. دیگر انگیزهای برای شرکت در جشنوارهها ندارم.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها
تیتر خبرها




