درمان تامیناجتماعی، ضربهگیر نظام سلامت
سمیرا عظیمینژاد
سازمانهای بیمه اجتماعی در بخش خدمات سلامت چه مسئولیتهایی دارند؟ آیا سرمایهگذاری در ساخت بیمارستان و مراکز درمانی را میتوان از چنین سازمانهایی انتظار داشت؟ مناسبترین گزینه برای تامین خدمات درمانی مورد نیاز بیمهشدگان تحت پوشش یک سازمان بیمهگر چیست: تولید یا خرید خدمات؟ آیا میتوان تجربیات جهانی در این زمینه را بدون توجه به شرایط بومی هر کشور به کشورهای دیگر هم توصیه و اجرا کرد؟ چه ضرورتهایی سبب شده سازمان تامیناجتماعی بهعنوان بزرگترین سازمان بیمه اجتماعی کشور به تولید خدمات درمانی اهتمام ورزد و به دومین تولیدکننده این خدمات در کشور تبدیل شود؟ پس از آنکه دکتر علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، چندی پیش از گسترش مراکز درمانی تامیناجتماعی در مناطق محروم و حاشیهنشین خبر داد، بار دیگر چنین پرسشهایی در میان کارشناسان مورد توجه قرار گرفت و هر گروه از کارشناسان، نظرات متفاوت و گاه متضادی در این زمینه ارائه کردند و در این میان عدهای نیز سوار بر امواج این اظهارنظرهای کارشناسی، بحث را در مواردی به صفحات روزنامهها و سایتهای اینترنتی کشاندند تا برخی اهداف خاص خود را در خلال چنین بحثهایی پیگیری کنند. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تاکید کرده بود که هماکنون مرکز درمانی بزرگی در منطقه اسلامشهر و جاده مخصوص کرج در حال ایجاد است که کمک بزرگی به بخشهایی همچون اسلامشهر، اکبرآباد، جاده قدیم کرج و جاده مخصوص خواهد بود. همچنین ساخت یک مرکز درمانی شبیه به بیمارستان میلاد در حوزه شهر ری نیز در برنامههای تامیناجتماعی قرار دارد و در حال بررسی است. دکتر سید تقی نوربخش، مدیرعامل سازمان تامیناجتماعی، هم در همین راستا خاطرنشان کرده بود که امسال براساس بودجه پیشبینیشده، تا 10 بیمارستان مشابه بیمارستان میلاد تهران با تغییر ساختار بیمارستانهای موجود و توسعه آنها یا احداث جدید در مناطق مختلف کشور راهاندازی میشود و کار طراحی 3 بیمارستان مشابه بیمارستان میلاد تهران در بیرجند، اهواز و ایلام نیز آغاز شده است. هرچند در نگاه اول با مرور این خبرها، از منظر علمی و منطقی باید خوشحال باشیم که چتر درمانی سازمان تامیناجتماعی گستردهتر میشود و بیمهشدههای بیشتری میتوانند از خدمات درمانی این سازمان بهره ببرند، اما حتی در این شرایط هم برخی انتقادها به سوی معاونت درمان تامیناجتماعی سرازیر شد. به طور مثال در برخی رسانههای کثیرالانتشار شاهد بودیم که پس از انتشار این خبرها، عنوان شد که سازمان تامیناجتماعی به طور منطقی نباید به کار بیمارستانسازی بپردازد، اما از دلایل و زمینهها و بسترهایی که سبب شده وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مدیرعامل سازمان تامیناجتماعی مدافع احداث بیمارستانها و مراکز درمانی جدید ملکی تامیناجتماعی باشند، سخنی به میان نیامد. از یاد نبریم که همین چندی پیش بود که یکی از مسئولان ارشد حوزه سلامت کشور اعلام کرده بود اگر سازمان تامیناجتماعی پولی را که از کارگران میگیرد، تنها در بخش درمان هزینه میکرد، امروز اطراف تهران پر از بیمارستان بود! اگرچه آمارهای رسمی نشان میدهد که این سازمان بیشتر از سهمش در حوزه درمان هزینه کرده است، اما با فرض تایید صحبتهای منتقدان، حال سوال این است که بالاخره بیمارستانسازی از سوی سازمان تامیناجتماعی و گسترش بخش درمان ملکی این سازمان، ممدوح و پسندیده است یا مکروه و نابجا؟ یعنی چگونه است که هم وقتی این سازمان بیمارستان میسازد و هم وقتی بهزعم منتقدان بیمارستان نمیسازد، در هردو حالت در مظان انتقاد و اتهام منتقدان حرفهای در همه ادوار قرار میگیرد؟
تخریب یا تقدیر؟!
دکتر مهریار سلیمانی، مدیر درمان تامیناجتماعی استان ایلام، در گفتوگو با آتیهنو، بسیاری از اظهارنظرهای منتقدان را واردنمیداند و میگوید: «سازمان تامیناجتماعی سالها تجربه در حوزه درمان دارد و این ظرفیت قوی در این سازمان به وجود آمده است که حتی میتواند بهعنوان مدلی ایدهآل برای نظام سلامت مطرح شود.» سلیمانی تاکید دارد که وقتی این تجربه و توان در سازمان تامیناجتماعی وجود دارد، انتظار منطقی این است که این تجربه درمانی را قدر بنهیم و آن را حمایت کنیم، نه اینکه این ظرفیت را تخریب کنیم. وی معتقد است اگر سازمان تامیناجتماعی از حوزه درمان کنار بکشد، قطعا استانداردهای نظام سلامت در ایران با افت قابلتوجهی مواجه خواهند شد. دکتر محمد توانایی، مدیرکل درمان غیرمستقیم سازمان تامیناجتماعی، نیز در گفتوگو با آتیهنو، تاکید دارد که همه ساختوسازها در حوزه درمان تامیناجتماعی با بودجه جاری سازمان تامیناجتماعی صورت میگیرد و برای ساخت درمانگاه یا راهاندازی و تجهیز بیمارستانهای جدید تامیناجتماعی، از منابع درمان تامیناجتماعی استفاده نخواهد شد. البته توانایی تاکید ویژه دارد که این موضوع، همین الان در سازمان تامیناجتماعی کاملا رعایت میشود و بنابراین گفتههای برخی از مسئولان در این زمینه را باید فقط تاکیدی بیشتر بر این مسئله دانست.
بیمارستانها هیئتمدیرهای اداره میشوند
بر اساس سیاستهای کلی نظام سلامت که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شده است، بخشهای تولیت، تامین منابع و تدارک خدمات در نظام سلامت باید از همدیگر تفکیک شوند. دکتر سلیمانی با اشاره به همین سیاستها میگوید: «متاسفانه این تفکیک گاه در اجرا مورد غفلت قرار گرفته به طوری که وزارتخانه متولی سلامت در عین اینکه بزرگترین ارائهدهنده خدمات درمانی است خودش بر عملکرد خودش نظارت هم میکند.» این مقام مسئول یادآوری میکند: «سازمان تامیناجتماعی بهعنوان تامینکننده منابع مالی نظام سلامت، در شرایطی به احداث بیمارستانهای مشابه میلاد اقدام کرده که این بیمارستانها به شکل هیئتمدیرهای اداره میشوند و خود این سازمان از بیمارستانهای احداثشده خرید خدمت خواهد کرد، بهگونهای که مثلا سازمان تامیناجتماعی فقط بحث پایش و نظارت بر بیمارستان میلاد و رسیدگی به اسناد پزشکی آن را بر عهده دارد، اما وارد ارائه مستقیم خدمات درمانی نمیشود.»
همچنین به اعتقاد سلیمانی، اگر سازمان تامیناجتماعی به بیمارستانسازی روی آورده، این کار برای جبران خلاهای نظام سلامت و رفع دغدغههای درمانی بیمهشدگان بوده است، در حالی که اگر این خلاها و کمبودها در نظام سلامت وجود نداشت، سازمان هم تمایلی برای ورود به این بخش نداشت. وقتی گفته میشود تامیناجتماعی به بیمارستانسازی روی نیاورد، روی دیگر این حرف به این معناست که این سازمان باید فعالیتهای بیمارستانسازی خود را متوقف کند و فقط به خرید خدمت از مراکز درمانی دولتی و خصوصی بیندیشد. صمدالله فیروزی، عضو سابق هیئتمدیره سازمان تامیناجتماعی، در گفتوگو با آتیهنو در خصوص چرایی استقبال بیمهشدگان از بیمارستان های تامین اجتماعی در مقایسه با مراکز درمانی دیگر میگوید: «بیمهشده تامیناجتماعی میتواند با مراجعه به مراکز ملکی این سازمان، به طور رایگان خدمات درمانی دریافت کند و حتی بیمار این مراکز درمانی را به نوعی خانه خود میداند، زیرا هرماه حقبیمه میپردازد و احساس مطالبهگری دارد، اما در صورتی که این امکان به هر نحوی از تامیناجتماعی گرفته شود، دیگر این احساس به بیمهشدهها دست نخواهد داد.»
وقتی استانداردهای درمانی رعایت نمیشود
«اگر تضمین بدهند که درمان استاندارد به بیمهشدهها ارائه بدهند، سازمان تامیناجتماعی هم با کمال میل وارد حوزه درمان و بیمارستانسازی نخواهد شد.» اینها بخش دیگری از استدلالهای دکتر سلیمانی است که بر منطقی بودن فعالیتهای درمانی سازمان تامیناجتماعی تاکید دارد. به گفته مدیر درمان تامیناجتماعی استان ایلام، برخی استانداردهای درمانی در تعدادی از درمانگاهها و بیمارستانهای تحت نظارت دانشگاههای علوم پزشکی رعایت نمیشود که همین موضوع، هم کیفیت درمان را کاهش داده و هم هزینههای روزافزون را به بار آورده است. همچنین به قول این مقام مسئول، هماکنون در این مراکز درمانی، سطحبندی خدمات درمانی رعایت نمیشود و تجهیزات پزشکی بیشازحد به مراکز درمانی سرازیر میشود. از سوی دیگر، سلیمانی به بحث استاندارد ویزیت هم اشاره میکند و میگوید: «وقتی ویزیتهای خدمات سرپایی در مراکز تحت پوشش دانشگاههای علوم پزشکی استاندارد نیست و مثلا 30 مریض را در یک ساعت ویزیت میکنند و گاهی چهار اتاق عمل را فقط یک متخصص بیهوشی پوشش میدهد، معلوم است که استانداردهای درمانی رعایت نشده است.» به همین دلایل است که سلیمانی این سوال را مطرح میکند: «وقتی خدمات استانداردی در نظام سلامت ارائه نمیدهند، چرا باید فقط متکی به خرید این خدمات باشیم؟ آن هم در حالی که ما هماکنون از وضعیت درمانی خوبی برخوردار هستیم و میتوانیم خدمات باکیفیتتری به بیمهشدههایمان ارائه دهیم.» پذیرش تلفنی بیمار، کنترلهای دارویی، نظام ارجاع داخلی، اعزام بیمار برای بهرهمندی از سطوح پیشرفته درمان، سیستم نظارت مستقل و قوی بر فعالیت پزشکان و مراکز درمانی ملکی و همچنین بهرهمندی از پزشکان متخصص با تعرفههایی کمتر از k1، ازجمله ویژگیهای خاص بخش درمان تامیناجتماعی است که آن را متمایز از مراکز دانشگاهی وزارت بهداشت میکند. بنابراین در صورتی که تامیناجتماعی از درمان کنار بکشد، از این ویژگیهای حیاتی هم محروم خواهد شد. بیمارستانسازی و حضور در بخش درمان، حتی به باور سلیمانی، از منظر اقتصادی هم به نفع بیمهشدهها تمام خواهد شد: «طی دهههای اخیر شاهد بودهایم که هزینههای تهیه زمین، ساخت مراکز درمانی و تجهیز آن چندین برابر شده است. بنابراین مجموع مراکز درمانی تامیناجتماعی، هماکنون سرمایههای ارزشمندی هستند که ارزش آن با گذر زمان مدام در حال افزایش است. بنابراین، بیمارستانسازی به معنای سرمایهگذاری بلندمدت برای خود بیمهشدههاست که نفع امروز و بهره آیندهاش به بیمهشدهها خواهد رسید.»
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




