موانع مصنوعی بر سر راه کارآفرینی زنان کدام‌اند؟

موانع مصنوعی بر سر راه کارآفرینی زنان کدام‌اند؟

مرمر جمالی

آمار قبول‌شدگان کنکور امسال که اعلام شد، به روال بیش از یک دهه اخیر، دختران با 57 درصد، کفه سنگین‌تر  قبولی‌های کنکور را از آن خود کردند آمار فارغ‌التحصیلان چندین سال اخیر را هم مرور کنیم نتیجه همین است، یعنی تعداد فارغ‌التحصیلان دختر با وجود اجرای سهمیه‌بندی جنسیتی هنوز از پسران بیشتر است. همه می‌دانیم که حضور زنان در دانشگاه‌ها و به دنبال آن بازار کار یکی از شاخص‌های مهم توسعه‌یافتگی در کشورها محسوب می‌شود، اما در کشور ما به بخش دوم یعنی بازار کار که می‌رسیم، نتایج چندان مطلوب نیست. آمارهای رسمی نشان می‌دهد حدود 87 درصد از جمعیت زنان کشور، به لحاظ اقتصادی غیرفعال هستند، از طرفی حدود نیمی از زنان شاغل نیز در بخش غیررسمی فعالیت دارند. درواقع نرخ مشارکت اقتصادی زنان 13 درصد است. این آمارها را اگر کنار آمار تعداد دختران فارغ‌التحصیل دانشگاهی بگذاریم، قطعا می‌توان به گزینه‌ای به نام کارآفرینی رسید. چراکه جذب این تعداد نیروی تحصیل‌کرده در سازمان‌های دولتی موجود، که اکثرا با تورم نیروی انسانی مواجه‌اند، عملی نیست. بخش خصوصی نیز با توجه به گستره محدودش در ایران، لزوما نمی‌تواند در جذب این سرمایه‌های ملی موفقیت قابل‌توجهی داشته باشد. پس یکی از راهکارهای مهم برای حل این مسئله، توسعه کارآفرینی در میان زنان و دختران است. درواقع با توجه به مشارکت جدی و مداوم زنان در آموزش عالی و حضور موثر آنان در عرصه‌های علم و دانش که نشان‌دهنده شایستگی و توانمندی آن‌هاست، ایجاد کسب‌وکار مبتنی بر کارآفرینی از سوی آن‌ها در مقیاس‌های کوچک و متوسط چه به صورت کار در منزل و چه به صورت ایجاد شرکت‌های تولیدی، الزامی به نظر می‌رسد، ضمن اینکه دستاوردهای مهمی به دنبال خواهد داشت.
 
  همه‌چیز از خانواده شروع می‌شود
یکی از مهم‌ترین چالش‌ها بر سر راه کارآفرینی زنان مشکلات فرهنگی است که اتفاقا از بستر خانواده و درنهایت جامعه نشات می‌گیرد. اغلب برای کارآفرینی و حتی ایجاد کسب‌وکار خرد اعتماد و اطمینان لازم به زنان داده نمی‌شود. مثلا گفته می‌شود زنی که وارد عرصه کارآفرینی می‌شود از خانواده دور می‌شود، این در حالی است که به اعتقاد کارشناسان در این صورت زنان یاد می‌گیرند به صورت کیفی برای خانواده‌شان وقت بگذارند. سیده فاطمه مقیمی، رئیس کانون زنان کارآفرین و بازرگانان تهران و ایران، با اشاره به همین موضوع به آتیه‌نو می‌گوید: «یکی از اصلی‌ترین موانع بر سر راه کارآفرینی زنان همین موضوع باورها و فرهنگ خانواده‌هاست، اغلب خانواده‌های ایرانی برای حضور فرزندان پسرشان در حوزه کسب‌وکار همه تلاش خود را می‌کنند، اشتباهات آن‌ها را می‌پذیرند و از خطر کردن آن‌ها استقبال می‌کنند، اما وقتی پای دختران به این موضوع‌ها باز می‌شود، لزومی نمی‌بینند دختران وارد این عرصه‌ها شوند و درنهایت ترجیح می‌دهند فرزند دخترشان معلم یا کارمند شود.»
 
  وقتی قانون حمایت نمی‌کند
کارآفرینی در حوزه اقتصاد در دو بعد فردی و سازمانی تعریف می‌شود، هرچند نوشین طریقی، دکترای علوم سیاسی و عضو کارگروه مطبوعاتی، معتقد است بر سر راه کارآفرینی زنان به شکل فردی موانعی وجود ندارد اما مقیمی معتقد است در حوزه سازمانی مشکلات و موانع قانونی سد راه زنان هستند. طریقی معتقد است: «شعارگونه است شاید اما من باور دارم کارآفرینی زنان با هیچ مانع جدی روبه‌رو نیست. زنی که از سر اجبار یا انتخاب می‌خواهد وارد بازار کار شود و جایی برای خود باز کند، اگر اراده و پشتکار به خرج دهد، حتما کارآفرین خوبی می‌شود. بارها دیده‌ام زنانی را که از کسب‌وکارهای ساده‌ای مانند ترشی انداختن و سبزی پاک کردن و حلوا درست کردن در خانه‌هایشان، سهم مهمی از بازار پیرامون را از آن خود کرده‌اند.»
رئیس کانون زنان کارآفرین و بازرگانان تهران و ایران اما معتقد است وقتی به بحث قوانین در حوزه کارآفرینی سازمانی می‌رسیم، مشکلات زنان بیشتر می‌شود. او به قوانین تصویب‌شده در خصوص کاهش ساعت کاری زنان یا مرخصی زایمان 6 ماهه و 9 ماهه که در برخی از نهادهای دولتی در حال اجراست اشاره می‌کند و می‌گوید: «برعکس تصور عموم، این قوانین نه‌تنها به زنان کمکی نمی‌کند بلکه مانعی برای استخدام زنان و کارآفرینی آن‌ها در حوزه نهادهای عمومی و سازمانی محسوب می‌شود.»
بر این اساس با توجه به این چالش‌ها می‌توانیم اولویت‌هایی برای ترویج کارآفرینی تعریف کنیم. اولین اولویت، توسعه ظرفیت مدیریت زنان صاحب کسب‌وکار است. بخش بعدی توسعه ظرفیت‌های مشاوره برای مدیران شرکت‌های متوسط و کوچک است که برای زنان به‌صورت ویژه‌ کاری نکرده‌اند. اولویت بعدی نیز تقویت بنیه نهادهای کارگزار در درک نقش کارآفرینی زنان در ایران است.
 
  سرمایه، اولین گام
از بحث‌های فرهنگی و قانونی که بگذریم به مسئله مهم‌تری می‌رسیم که از نگاه برخی از کارشناسان سرمایه کلید اصلی قفل کارآفرینی است؛ به اعتقاد رئیس کانون زنان کارآفرین و بازرگانان تهران و ایران، نبود سرمایه مشکل اصلی بسیاری از زنان برای ورود به کارآفرینی و کسب‌وکار است که اتفاقا حمایت‌های دولتی ندارد. او معتقد است اغلب زنان از لحاظ مالی وابسته به خانواده و خصوصا همسران خود هستند و همین موضوع سبب می‌شود نتوانند برای ورود به بازار کار گام موثری بردارند. اما طریقی، فعال حقوق زنان، برخلاف مقیمی می‌گوید: «ده‌ها زن کارآفرین را می‌شناسم که بی‌نیاز از وام‌های کلان و روابط پیدا و پنهان، کارآفرین شده‌اند و نه‌فقط برای خود که برای تعداد زیادی از زنان و مردان دیگر کار آفریده‌اند.» طریقی ادامه می‌دهد: «در جامعه‌ای که زنان و دخترانش سال‌هاست در ورود به دانشگاه‌ها از مردان و پسران پیشی گرفته‌اند، خلق کسب‌وکارهای نو و موفقیت در توسعه آن‌ها، امر غریب و دور از دسترسی برای زنان نیست. فقط کافی است باور کنند و به‌راستی بخواهند که کاری بیافرینند.» این فعال حقوق زنان به مشکلات اقتصادی نیز اشاره دارد، اما معتقد است که کارآفرین شدن علاوه بر سرمایه نیازمند سخت‌کوشی و شب‌بیداری و پایداری است، روزها و شب‌ها باید بی‌وقفه کار کرد و به دور از راحت‌طلبی‌های مرسوم و چشمداشت‌های متداول به جیب پدر و شوهر و... جدیت پیشه کرد تا چرخ‌ها به حرکت درآیند و کار روی غلتک افتد. این مانع ذهنی و فکری و درونی اگر برطرف شود، کارآفرینی هم مرز جنسیت را درخواهد نوردید.
 
  چه باید کرد؟
با این تفاسیر کارشناسان موانع گفته‌شده را حل‌شدنی می‌دانند. انجمن زنان کارآفرین پیش‌تر پیشنهادهایی برای این امر داشته؛ ازجمله معافیت‌های مالیاتی و حق‌بیمه سهم کارفرما در سه سال اول راه‌اندازی کسب‌وکار و ایجاد فرصت‌های توان‌افزایی و توسعه ظرفیت مدیریت از طریق آموزش و خدمات مشاوره‌ای برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط. همچنین پیشنهاد «طرح ملی ترویج و توسعه کسب‌وکار و کارآفرینی زنان» با بهره‌مندی از همه ظرفیت‌های علمی-دانشگاهی، دستگاه‌های دولتی، بخش خصوصی و نهادهای مدنی مرتبط ازجمله مسائلی است که از سوی انجمن زنان کارآفرین خواسته‌شده تا در دستور کار دولت قرار بگیرد.
البته در این میان از نقش معاونت زنان ریاست‌جمهوری نیز نمی‌توان چشم‌پوشی کرد. این معاونت می‌تواند با بسیج منابع و امکانات مؤثر در نقش کلان برنامه‌ریز، سیاست‌گذار و نظارت‌کننده با همکاری دو وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و علوم، تحقیقات و فناوری مسئولیت اصلی را عهده‌دار شود. البته تصدی و اجرای آن نیز باید به عهده بخش خصوصی و نهادهای مدنی مرتبط باشد.
همه این‌ها نشان می‌دهد با وجود همه مشکلات موجود بر سر راه کارآفرینی زنان، راه‌حل‌ها و امکاناتی وجود دارد که رسیدن به آن‌ها نیازمند حمایت‌های دولتی، قانونی، فرهنگی و اجتماعی است، ضمن اینکه همت و علاقه زنان اولین گزینه در این راه است.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه