هنرمندان ودرد معیشت وبیکاری...

هنرمندان ودرد معیشت وبیکاری...

رضا توکلی در بسیاری از سریال‌های تلویزیونی همچون «زیرزمین»، «او یک فرشته بود» و «یک وجب خاک» به‌عنوان بازیگر، جلو دوربین رفته است. او متولد سال1339 تهران است و بازیگری و فیلم‌سازی را از مرکز فیلم‌برداری و تئاتر نیروی هوایی آغاز کرده است. از دیگر سریال‌های او می‌توان به مردان آنجلس، اصحاب کهف، فاصله‌ها، راستش را بگو، افسانه هزارپایان، مریم مقدس، پنج کیلومتر تا بهشت، کیمیا، افسانه هزارپایان و خسته‌دلان اشاره کرد. مصاحبه ما با او به بهانه پخش سریال «گاندو» از شبکه یک انجام شد.او پیش از آغاز مصاحبه درباره این سریال می‌گوید: «از «گاندو» بازخوردهای خوبی دریافت کردم. در این سریال نقش وزیری را بازی می‌کنم که پسرم اختلاس می‌کند. بحث آقازاده‌ها الان خیلی مطرح است و این نقش به همین خاطر با مردم ارتباط برقرار کرده است.»

احسان رحیم‌زاده

چندی پیش خبر بستری شدن شما در بیمارستان، مردم را نگران کرد. ماجرا چه بود؟
اواخر سال گذشته به علت حمله قلبی‌، راهی اتاق عمل شدم و عمل قلب باز انجام دادم. سر لوکیشن فیلم سینمایی «بیراهه» بودم که این اتفاق برایم پیش آمد. قبل از آن، سرصحنه سریال «افسانه هزارپایان» خیلی حرص‌وجوش خوردم و به همین خاطر کسالت پیدا کردم. هنوز هم خیلی‌ها طلبشان را از این سریال نگرفته‌اند. متاسفانه وقتی در پروژه‌ای قرار می‌گیریم بعد از تمام شدن کار، برای گرفتن حق و حقوق‌مان باید از این اداره به آن اداره برویم.
الان مشغول چه فعالیتی هستید؟
ترجیح می‌دهم بیشتر استراحت کنم و از فضای پرتشنج بازیگری دور باشم. ورزش می‌کنم و در کنار خانواده‌ام هستم. هم‌زمان مشغول نگارش فیلم‌نامه یک فیلم سینمایی در ارتباط با بهزیستی هستم. موضوعش درباره کودکان بهزیستی است که در شرایط دشوار باید روی پای خودشان بایستند. شاید این فیلم را بدهم یک دانشجوی جوان کارگردانی کند. تخصص من بازیگری است. ولی اگر فیلمی سر راهم قرار بگیرد کارگردانی هم می‌کنم. قبلا هم چند فیلم و سریال ساخته‌ام.
بین آثاری که در کارنامه‌تان دارید، کدام نقش را بیشتر از همه دوست دارید؟
در سریال «او یک فرشته بود» نقش یک روحانی به نام معتمدی را بازی کردم.  بعد از آن سریال از چند فیلم سینمایی پیشنهاد داشتم که بیا دوباره نقش روحانی را بازی کن. من آن‌قدر عاشق آن شخصیت هستم که حد و حساب ندارد. معتمدی روحانی یک محل بود و مردم با شیفتگی به سراغش می‌آمدند.
شما در بیشتر سریال‌ها در نقش مکمل ظاهر شده‌اید. چطور با این مسئله کنار می‌آیید؟
برای من این چیزها در درجه دوم، اهمیت دارد. من زندگی خودم را می‌کنم و پشت ماسک پنهان نمی‌شوم. خیلی از بازیگران مدام نقش یک بازی کردند، ولی اصلا در خاطرات نماندند. اما بعضی‌ها هم مثل خسرو شکیبایی محبوب و ماندگار شدند. آدمی مثل خسرو شکیبایی معتقد بود و جز خدا به کس دیگری فکر نمی‌کرد. بعضی‌ها در ارتباطاتشان گارد دارند. در چشم‌هایشان حسادت پنهانی وجود دارد. آدم وقتی خودش باشد و عاشق و رها باشد می‌درخشد. چون خدا بشر را زیبا و دلربا خلق کرده است. انسان‌ باید قلبی آکنده از عشق داشته باشد. کسانی که ریاکاری می‌کنند دست‌شان رو می‌شود. وقتی این افراد بازیگر می‌شوند شما آن‌ها را جلو دوربین باور نمی‌کنید، چون آن جذابیت خدادادی کم‌رنگ می‌شود. منتظر هستم یک نقش خوب به من پیشنهاد شود. نقشی را دوست دارم که فرازونشیب داشته باشد و دیده شود.
بهترین هم‌بازی‌هایی که در این مدت داشتید چه افرادی بوده‌اند؟
آقایان فتحعلی اویسی، داریوش فرهنگ، حسن جوهرچی، دانیال حکیمی و ابوالفضل پورعرب، بازیگرانی بودند که از آن‌ها زیاد آموختم.
در آینده چه فیلم‌ها و سریال‌هایی را از شما خواهیم دید؟
فعلا به جز فیلم‌نامه خودم کار خاصی ندارم. چند پیشنهاد داشتم که رد کردم. چند روز پیش از طرف سریال «محکومان» با من تماس گرفتند. گفتند یک نقشی می‌خواهیم به تو بدهیم که تا حالا بازی نکردی. نقش مرد کارتن‌خوابی بود که دخترش را مجبور می‌کند برود یقه یک آدم پولدار را بگیرد. من قبول نکردم.
 چرا این پیشنهاد را رد کردید؟
 چون نقشی نبود که بتوانم در آن کنکاش بکنم. سیستم بازیگری در ایران نقش‌های منفی را نمی‌پسندد. من زمانی که در سریال «کیمیا» نقش منفی بازی کردم، در خیابان من را سرزنش می‌کردند. در سریال «کیمیا» نقش یک ساواکی را بازی می‌کردم که منفور بود و  یکی از شخصیت‌ها با بازی «مهدی سلطانی» را در بیمارستان به قتل می‌رساند. در سریال «زیرزمین» هم نقش من منفی بود، اما نه به اندازه سریال «کیمیا». آنجا من نقش کلاهبرداری را بازی کردم که کارهایش شیرین بود. در آن سریال، سه کلاهبردار بودند که خودشان سر همدیگر کلاه می‌گذاشتند. با این حال من سریال «کیمیا» را دوست دارم. «کیمیا» فصل تازه‌ای در سریال‌سازی باز کرد. من کاری به این موضوع ندارم که سریال در برخی قسمت‌ها افت کرد. همین که توانست نامش را به‌عنوان بلندترین سریال با حدود صد قسمت به ثبت برساند، اتفاق بزرگی است.
حرف دیگری اگر مانده بفرمایید.
وزارت ارشاد به من مدرک کارگردانی داده است. اما این چیزها برایم نان و آب نمی‌شود. الان مشکل این است که تهیه‌کنندگان به قراردادشان پایبند نیستند. بازیگری در ایران سازماندهی خوبی ندارد. این حرفه جزء اولویت‌ها نیست. برای همین وقتی یک بازیگر خانه‌نشین می‌شود برای کسی مهم نیست.مهم‌ترین درد هنرمندان بحث معیشت و گرانی و نبود کار است.
 
ارسال دیدگاه