مدیر بی‌سواد

یادداشت

مدیر بی‌سواد

مهران امیری؛ کارشناس کسب وکار

هیچ‌کس تمایل ندارد در سازمانی کار کند که به‌دلیل تصمیم‌های اشتباه مدیران در معرض شکست و ناکامی قرار گیرد. چگونه می‌توانیم از میزان سواد مدیران و تصمیم‌گیران حوزه کاری خود آگاه شویم؟ آیا مدیری که با او کار می‌کنیم باسواد است؟
قضاوت درباره دیگران کار پسندیده‌ای نیست، اما شناخت جنبه‌های مختلف شخصیت و توانایی افرادی که در کار و زندگی ما نقش دارند، ضروری و مفید است. مدیران از این بابت که با تصمیم‌های خود تاثیرات فراوانی در کار و زندگی افراد زیادی دارند، اهمیت می‌یابند. با این دیدگاه بسیاری از اوقات از خود می‌پرسیم مدیرانی که با آن‌ها سروکار داریم، چقدر سواد دارند؟ روشن است که این پرسش درباره توانایی خواندن و نوشتن نیست و در اینجا مدنظرمان کاستی‌هایی که برخی افراد در استفاده درست از قواعد خواندن و نوشتن دارند، نیست. بر مبنای آنچه یونسکو در سال2000، در برنامه آموزش برای همه EFA اعلام کرده «توانایی خواندن و نوشتن همراه با فهم یک جمله خبری مرتبط با زندگی روزانه» را می‌توان به منزله داشتن سواد دانست. گرچه این تعریف در بسیاری از کشورها برای سنجش درجه بنیادی سواد مورد پذیرش قرار گرفته، اما نقش‌آفرینی در جامعه و پذیرش مسئولیت‌های متنوع نیازمند برخورداری از مهارت‌های گسترده و متنوع دیگری است و در بیشتر موارد وقتی که فردی را بی‌سواد خطاب می‌کنیم توانایی وی در خواندن و نوشتن متون پایه و فهم آن‌ها را در نظر نداریم، بلکه درک وی از امور پیرامونش و توانایی‌های شناختی را هدف قرار می‌دهیم. با این حال شوربختانه باید بپذیریم هرروز افراد بی‌سواد بسیاری را مشاهده می‌کنیم که تعداد زیادی از آن‌ها حتی مدارک دانشگاهی هم دارند و البته مدیر هم هستند!
جای تعجب ندارد اگر یک کارشناس رایانه را در امور هوافضا یا پزشکی بی‌سواد بخوانیم، به همین ترتیب نباید متعجب شویم که انبوهی مدیر بی‌سواد در پیرامون خود داریم. این افراد قادر به خواندن و نوشتن هستند، مفاهیم پایه ارتباطی را می‌فهمند، شاید حتی در یک حوزه تخصصی اطلاعاتی داشته باشند، اما از آنجا که قادر به درک فراگیر و موثر مسائل پیرامون خود به‌ویژه حوزه مدیریت‌شان نیستند و آگاهی لازم درباره مسئولیت‌هایشان ندارند، دست‌کم برای آن جایگاه بی‌سواد تلقی می‌شوند.قرار نیست با این سنجه خود را مجاز به قضاوت درباره دیگران بدانیم، اما وجود برخی نشانه‌ها در این زمینه راهگشاست. از طرفی اگر دایره ارزیابی را به مدیران و تصمیم‌سازان محدود کنیم، با بررسی رفتارهای آنان می‌توان نتیجه روشن‌تری گرفت. 
مدیران بی‌سواد به شکل ناگهانی و بدون پیش‌زمینه قابل‌فهم همگانی، تصمیم می‌گیرند. از طرفی در تصمیم‌های خود روندی نامتوازن دارند. تصمیم‌های آن‌ها با تغییر مسیرهای فراوان همراه است. بازبینی تصمیم‌های آن‌ها در دوره‌های مختلف نشانه‌های بارزی از انتخاب‌های متضاد را نمایان می‌کند.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه