گپوگفتی با یک سفالگر که معتقد است همه چیز در جهان حول یک محور میچرخد
با کارم به کائنات وصل میشوم
المیرا حسینی
با وجود اینکه لالجین همدان، شهر زنده سفال دنیاست و سابقه سفالگری در ایران به چند هزار سال پیش برمیگردد، ولی تا همین چند سال پیش، ظروف سفال در زندگی روزمره ما نقش چندانی نداشتند و به کار با سفال به شکل جدی نگاه نمیشد. اما این روند در سالهای اخیر تغییر کرده است. مریم خسروی 30ساله است و در دانشگاه هم در رشته صنایعدستی با گرایش سفال و سرامیک تحصیل کرده، اما تا سال گذشته، علاقهای به کار در رشته تخصصی خود نداشته است: «سال89 وارد دانشگاه شدم، اما بعد از اینکه پایاننامهام را دادم و درسم تمام شد، علاقهای به کار در این حوزه نداشتم، چون از ابتدا، خیلی اتفاقی این رشته را انتخاب کرده بودم و فقط میخواستم درسم را تمام کنم. برای همین، کار در کافه را انتخاب کردم و چند وقتی در کافه کار میکردم. سال گذشته احساس کردم تصمیمم برای ادامه ندادن این کار اشتباه بوده است و رفتم در یک آموزشگاه بهعنوان مربی، مشغول به کار شدم. وقتی دیدم واقعا دوست دارم سفالگری را ادامه دهم، کارگاه خودم را راه انداختم.»
نرخ دلار و هزینههای سنگین کار
مریم درباره پیشینه سفالگری در ایران میگوید: «این هنر در کشور ما سابقه 12هزار ساله دارد و در اصل هنری ایرانی است، ولی در ایران یک هنر مرده است. اما از آنجا که در دنیا هم چند سالی است مجسمهسازها به سمت سرامیک حرکت کردهاند، کار با سفال و سرامیک رونق بیشتری پیدا کرده است.» ظروف سفالی یا با دست ساخته میشوند یا روی چرخ. بعد از اینکه ظرفی ساخته شد، یک بار وارد کوره شده و بسته به اینکه خاکش رس بوده یا سرامیک، در دمای مشخصی پخته میشود. پس از آن دوباره یک لعاب روی کار میزنند که هم استحکام ظرف را بیشتر میکند و هم به آن رنگ و جلوه بهتری میدهد و دوباره وارد کوره میشود. همه این مراحل برای کسی که کارش سفالگری است، هزینه نسبتا سنگینی دارد: «ببینید برای کار با سفال حتما به یک کارگاه نیاز داریم، به علاوه کوره. ارزانترین بخش کار همان خاکی است که استفاده میکنیم. گِل رُس کیلویی هزار تومان است و گِل سفید چهار، پنج هزار تومان. البته انواع دیگر خاک تا کیلویی 20هزار تومان هم قیمت دارند. اما نیازهای کار به همین چیزها محدود نمیشود. مثلا چرخ سفالگری ارزان بود، اما الان نزدیک به پنجونیم میلیون تومان قیمت دارد. من کورهام را سفارش دادهام، اما هنوز نرسیده. همین کوره کوچک که برای کارگاه من مناسب است، تا قبل از عید 10میلیون تومان بود و الان اگر بخواهید تهیه کنید، باید چیزی حدود 20میلیون تومان هزینه کنید و این افزایش قیمت فقط در چند ماه اتفاق افتاده است. ما یکسری وسایل فلزی هم برای کار لازم داریم که همه آنها از خارج از کشور وارد میشوند و با افزایش قیمت دلار، هزینه آنها هم بالا رفته است. حالا بگذریم از انواع لعابها که البته از حدود صد نوع لعابی که در دنیا وجود دارد، ما چهار، پنج مدلش را داریم و بیشتر آنها هم خارجی هستند. حتی لعابهای داخلی که در مشهد و تبریز تولید میشوند نیز با افزایش نرخ دلار، قیمتشان بالا رفته است. خب همه اینها هزینههای ضروری این کار هستند و بالا رفتن هزینهها روی کار ما تاثیر میگذارد.»
مردم سفال را نمیشناسند
با وجود اینکه هزینههای اولیه سفالگری افزایش چشمگیری داشته، اما مریم معتقد است که اگر کسی کار خوب و استاندارد انجام دهد، مشتری خودش را دارد: «دو نفر از دوستان من که دو سالی میشود کارگاهشان را راه انداختهاند، توانستهاند درآمد خوبی بهدست بیاورند. خود من با وجود اینکه هنوز کارگاهم کامل نیست و بیشتر از طریق هنرجو امرار معاش میکنم، توانستهام سطح درآمدم را به حدود سهونیم، چهار میلیون تومان برسانم. اما الان مردم سفال را خیلی نمیشناسند و سوءاستفادههای زیادی میشود.» مریم میگوید، بسیاری از کارهای بازار در حد مبتدی است و تا چند سال دیگر که دست زیاد شود، هرچند کار سختتر میشود، ولی با شناخت بیشتر مردم، کسانی که با ارائه کارهای بیکیفیت از ناآگاهی مردم سوءاستفاده میکنند، از گردونه رقابت خارج میشوند: «در حال حاضر چون علاقه مردم به یادگیری کار سفالگری هم بیشتر شده، آموزشگاههایی را میبینیم که هزینههای سنگین میگیرند و چیز درستی هم به هنرجو آموزش نمیدهند. خودم هم در آموزشگاه کار میکردم و باعث پیشرفت آنها شدم، ولی دیدم از تواناییام سوءاستفاده میشود و میخواهند در برابر حرفهای اشتباهشان هم چشم بگویم. برای همین از آنجا بیرون زدم و تصمیم گرفتم کارگاه خودم را داشته باشم، چون جلویم را میگرفتند. بچههای بااستعدادی وجود دارند که از پسِ هزینههای اولیه کار برنمیآیند. برای همین خیلی دوست دارم بتوانم بهمرور کارگاهم را بزرگتر کنم و از آنها استفاده کنم و اجازه ندهم استعدادشان هدر برود.»
جهانی که حول یک محور میچرخد
مریم درباره جذابیتهای کار از نگاه خودش میگوید: «وقتی پشت چرخ مینشینم، احساس میکنم که به کائنات وصل شدهام. چون در این جهان همه چیز حول یک محور میچرخد. از الکترونی که دور هسته میچرخد، بگیرید تا گردش زمین به دور خورشید. این کار آرامش زیادی به آدم میدهد. من هنرجوهایی داشتهام که به توصیه پزشکانشان سمت سفالگری آمدهاند و اینکه در ظرفی که حاصل دسترنج خودت است آب و غذا بخوری، خیلی هیجانانگیز است. به اعتقاد من، استفاده از این ظروف حس و انرژی خوبی به آدم میدهد.» دغدغههای زیستمحیطی او هم در گرایشش به سمت سفالگری بیتاثیر نبوده است: «ما در دنیایی زندگی میکنیم که حجم گسترده پلاستیکها تبدیل به معضل شدهاند و الان زمانی است که باید بیشتر به سمت استفاده از سفال برویم، چون سفال میتواند از پلاستیک ارزانتر باشد و خیلی راحت هم به طبیعت برمیگردد. من واقعا دغدغه سلامتی و محیطزیست را دارم و در دنیایی که طبیعت در حال نابودی است و انسانها با بیماریهایی مانند سرطان درگیرند، دلم میخواهد در این مسیر حرکت کنم.» هرچند خانواده مریم این روزها از کارهایش لذت میبرند و او را تشویق میکنند، ولی از همان اول هم همه چیز به این سادگی پیش نرفته است: «پدر و مادرم معتقد بودند که سفالگری یک کار هنری است و میشود در کنار شغلی جدیتر آن را ادامه داد. اما من زیر بار نرفتم. حتی یک بار پدرم به من گفت شبیه این چیزهایی که تو میسازی، دوستی دارم که میتواند در 20دقیقه، 10تا شبیه آن را بسازد. ولی من کوتاه نیامدم و به کارم ادامه دادم. این روزها خودشان تشویقم میکنند و از حاصل کارم لذت میبرند.»
بدون بیمه، بدون حمایت
مریم میگوید اگر از افراد مستعد در هنر سفالگری حمایت شود، این افراد میتوانند ظروفی تولید کنند که قابلیت صادرات داشته باشد، ولی تا امروز این اتفاق نیفتاده است. مریم تحتپوشش بیمه تامیناجتماعی پدرش است و جایی را که برای حمایت از فعالان این حوزه وجود داشته باشد، نمیشناسد: «هفت، هشت سالی است که انجمنی به نام انجمن سفالگران ایران تاسیس شده است. شما میتوانید مبلغی را پرداخت کنید و عضو انجمن شوید، ولی هیچ خدماتی در آنجا ارائه نمیشود. وزارت ارشاد هم چندان به این حوزه توجه ندارد و دست افراد سوءاستفادهگر را باز گذاشته است.»
تنها جایی که تا حدودی به سفالگران کمک میکند، سازمان میراث فرهنگی است: «میراث فرهنگی، هم هماهنگتر است و هم دغدغه و دلسوزی دارد. مثلا اگر بخواهید در نمایشگاه شهری دیگر شرکت کنید، کمکتان میکند. اما فکر میکنم به دلیل بودجه اندکی که دارد، توان چندانی برای حمایتهای بیشتر نداشته باشد.»
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




