الزامات گذارازچالش‌ها درتامین اجتماعی

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در گفت‌وگو با «آتیه‌نو» تشریح کرد:

الزامات گذارازچالش‌ها درتامین اجتماعی

اگرچه با درگذشت زنده‌یاد دکتر نوربخش، شوک بزرگی به بدنه تامین‌اجتماعی، تشکل‌های کارگری، کارفرمایی و بازنشستگی تحمیل شد و سازمان تامین‌اجتماعی، یک نیروی متعهد و متخصص را از دست داد، اما همچنان فرایند خدمت‌رسانی این سازمان به بیمه‌شده‌ها باالهام ازراه وعزم او همچون گذشته ادامه دارد. حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری در گفت‌وگو با «آتیه‌نو»، ضایعه درگذشت دکتر نوربخش راسنگین می‌داند و در عین حال تاکید دارد که درسایه تثبیت مدیریت کلان سازمان تامین‌اجتماعی، فرایند خدمت‌رسانی به بیمه‌شده‌ها با قوت بیشتری تداوم خواهد یافت. مشروح گفت‌وگو با این فعال کارگری را از نظر می‌گذرانید.

مریم طالبی

پس از درگذشت مرحوم دکتر نوربخش، سازمان تامین‌اجتماعی فصل جدیدی را آغاز کرده است. این دوره جدید از زندگی خانواده تامین‌اجتماعی را چطور ارزیابی می‌کنید؟
ابتدا جا دارد حادثه دلخراش درگذشت مدیرعامل فقید سازمان تامین‌اجتماعی و معاون ایشان را تسلیت عرض کنم. این اتفاق قطعا صدمه بزرگی بر پیکره خانواده تامین‌اجتماعی و کارگران سراسر کشور زد.دکتر نوربخش مدیری توانمند و بادرایت بود وبا تسلطی بسیار بالا در حوزه تامین‌اجتماعی فعالیت می‌کرد. ایشان امروز حضور ندارد.بنابراین ما نیازمند ثبات در حوزه مدیریتی هستیم. در واقع نیازمند نگاهی هستیم که همان شیوه اداره سازمان تامین‌اجتماعی با ویژگی‌های مثبت مدیریتی دکتر نوربخش ادامه پیدا کند.
از طرف دیگر، فکر می‌کنم در این برهه زمانی باید تصمیم قاطعی برای صیانت از ثبات به‌وجود آمده، گرفته شود، آن هم در زمانی که قرار است بودجه سال 98، تعیین‌تکلیف شود و از طرف دیگر اسفندماه  زمان پرداخت مطالبات بازنشستگان و تعهدات سازمان در انتهای سال 97 است و باید دو تعهد بالای مالی ایفا شود، بنابراین ابتدا باید صورت‌مسئله در حوزه مدیریت کلان سازمان تامین‌اجتماعی حل شود و تصمیمی جدی برای تثبیت مدیریت اتخاذ شود.
از نظر من، آقای دکترمحسنی بندپی که ازجانب وزیرمحترم تعاون،کار ورفاه اجماعی به عنوان سرپرست سازمان معرفی شده اند، گزینه خوبی برای مدیرعاملی سازمان هستند. یکی از مولفه‌هایی که ایشان از آن برخوردار است تاکید بر حفظ و ادامه سیاست‌گذاری انجام‌شده، هم در حوزه بیمه‌ای و درمان و هم در حوزه اقتصادی است. این نگاه مطلوبی است که ما را امیدوار می‌کند که ایشان همان روندی را که آقای نوربخش پی گرفته بود، در پیش بگیرند. دفاع از منافع بازنشستگان، کارگران و دفاع از منافع کلان سازمان که اموال بیمه‌شدگان است، روندی بود که دکتر نوربخش پی گرفته بود و امید داریم همین مسیر ادامه پیدا کند. دکتر نوربخش توانسته بود جلو دست‌اندازی و توسعه‌طلبی برخی از دستگاه‌ها را نسبت به اموال تامین‌اجتماعی بگیرد و از آن صیانت کند. این ویژگی را در دکترمحسنی بندپی هم می‌بینیم و امیدواریم در عمل هم متبلور شود.
 
درمورد ارتباط سازمان  با تشکل‌ها و شرکای اجتماعی تامین‌اجتماعی چه انتظاراتی دراین مقطع مطرح است؟ 
سازمان باید همان نگاه سازنده‌ای را که نسبت به شرکای اجتماعی در حوزه تامین‌اجتماعی وجود داشت دنبال کند. آن ارزش و نگاهی که دکتر نوربخش برای تشکل‌ها قائل بود باید ادامه پیدا کند. این اقدام می‌تواند مانع از این شود که برخی از افراد به بدنه سازمان و انسجام آن ضربه وارد کنند. دکترمحسنی بندپی قطعا این توان را خواهند داشت. آنچه به نظر می‌رسدمدیریت جدید باید روی آن تمرکز کند، روابط دوستانه و هم‌افزایی است که دکتر نوربخش ایجاد کرده بود. می‌بینید با اینکه مدتی از فوت ایشان می‌گذرد، هنوز سنگینی غم از دست دادنشان را در بین جامعه کارگری و کارفرمایی حس می‌کنیم.
 
نقش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی درحمایت از راهبردهای سازمان تامین‌اجتماعی و حل مشکلات پیش روی این سازمان را چطور ارزیابی می‌کنید؟
یکی از مهم‌ترین اقداماتی که از این وزارتخانه انتظارمی رود تعیین‌تکلیف مدیریت کلان سازمان تامین‌اجتماعی است تا آرامش خاطربیشتری به‌وجود آید. دکتر نوربخش چون مدیری از بدنه همین سازمان بود، عاشق تامین‌اجتماعی بود و با توجه به نگاه دلسوزانه‌اش که از عِرق و علاقه سازمانی‌اش می‌آمد، برایش فرق نمی‌کرد حکم داشته باشد یا نه، در هر صورت برای خدمت‌رسانی به مردم کار می‌کرد.اما امروزایجاد ثبات مدیریتی یک ضرورت به نظرمی رسد، باید مدیران تامین‌اجتماعی تکلیف خود را در پایان سال بدانند و با جدیت بیشتری کار کنند.
مدیر نمی‌تواند از یک طرف برنامه‌ریزی کند و از طرف دیگر نگران این باشد که فردا چه خواهدشد. تامین‌اجتماعی یک صندوق درآمد ـ هزینه‌ای است، نه هزینه‌ای صرف. در نتیجه مدیران باید برای دریافت مطالبات تامین‌اجتماعی، باتمام قوا دوندگی و تلاش کنند. 
 
در مسیر خدمت‌رسانی به بیمه‌شده‌ها، چه چالش‌های دیگری پیش روی سازمان تامین‌اجتماعی قرار دارد و برای رفع این چالش‌ها چه راه‌حل‌هایی را پیشنهاد می‌دهید؟
چالش بارز دیگری که با جدیت باید به آن پرداخت، بحث مطالبات سازمان تامین‌اجتماعی از دولت است.وزارت کارهم  باید به این چالش بپردازد و برای رفع آن به‌طور جدی مساعدت کند. این چالش صندوق تامین‌اجتماعی بسیار عمیق‌تر از چالش دیگر صندوق‌های بازنشستگی کشور است، چون این سازمان، سازمانی گسترده با عملکردی چندوجهی با سطح سرویس‌گیرنده بیش از 40میلیون نفری است، بنابراین این سازمان را نباید با صندوق فولاد یا کشوری و لشکری مقایسه کنیم. پس باید به‌طورسریع هیئت‌امنای تامین‌اجتماعی،هیئت مدیره ومدیرعامل درسایه ثبات وآرامش وتعامل سازنده به اعمال مدیریت هدفمندبپردازند و دوم اینکه به‌طور جدی به سراغ مطالبات سازمان از دولت بروند. در این شرایط معتقدم سازمان بایستی صورت‌ مسائل کلان را به وزارتخانه ارائه دهد و وزارت کار در سطوح حاکمیتی برای کمک به حل وفصل مسائل تلاش کند. همچنین ایجاد انگیزه برای پرسنل سازمان تامین‌اجتماعی و جامعه خدمت‌گیرنده و به‌وجود آوردن طیب‌خاطر برای آن‌ها باید در راس برنامه‌ها باشد. از مدتی قبل شاهدهستیم که برخی دستگاه‌هابه‌دنبال چند شقه‌کردن سازمان به واسطه اقداماتی مثل جداسازی سهم درمان بیمه‌شده‌ها و... هستند که باید جدی با این مسائل برخورد شود. اصلاحات پارامتریک چالش عمده و زمانبر دیگری است که شخص وزیر با کمک مدیریت سازمان تامین‌اجتماعی باید به آن بپردازند. تامین‌اجتماعی هرروز که از این اصلاحات فاصله بگیرد، ضعیف‌ترمی‌شود. اصلاحات ساختاری نیاز اساسی تامین‌اجتماعی است که  باید سریعا دنبال شود. طبیعی است که با این اصلاحات، عده‌ای ناراحت شوند، اما در آینده خوشحال خواهند شد، چراکه این صندوق بارور و کارآمدتر خواهد شد. با اصلاحات  پارامتریک، جلو خیلی از دست‌اندازی‌هایی که توسط مجلس‌ها و دولت‌های پیشین انجام شده، گرفته می‌شود و از چشم‌دوزی مجلس و دولت‌های آینده به منابع تامین‌اجتماعی جلوگیری خواهد شد. در غیر این صورت، در آینده نیز هزینه‌هایی به سازمان تامین‌اجتماعی و نظام تحمیل خواهد شد که جبران‌ناپذیر خواهد بود.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه