گزارش دو
جانبازی که کارآفرین شد
چه عرصه نبرد باشد، چه عرصه توسعه و کسبوکار، هستند کسانی که وقتی اراده کنند، دیگر هیچ مانعی پیش رویشان وجود ندارد. آنها پیش میروند و زندگی را آن طوری میچرخانند که میخواهند. رحیم رضایی یکی از این افراد است. او سالها در جبهههای جنگ حضور داشته و از مرزهای ایران با همه وجود دفاع کرده است. هنوز تنش بوی جبهههای جنگ را میدهد، بوی ترکش، بوی خاک و خون. او جانباز ۷۰ درصد است، متولد سال 1339. در قائمشهر کمتر کسی است که نامش را نشنیده باشد. مهرماه سال ۱۳۶۳ در خط مقدم بر اثر برخورد ترکش قطع نخاع شد، اما این پایان زندگی و کار او نبود. رحیم رضایی بیش از آنکه به معلولیت فکر کند به آغاز زندگی دوباره اندیشید. به جای نشستن در خانه و گرفتار تختخواب شدن، دستبهکار شد. آستینها را بالا زد و با حمایتهای بیدریغ همسرش توانست نامش را در عرصه کسبوکار هم جاودانه کند. توانست مرکز پرورش ماهی راه بیندازد و برای افراد زیادی کارآفرینی کند. هرروز صبح، آفتابنزده، بلند میشود و این ابتدای روز پرتلاش اوست. از یاد نمیبرد که ورزش همیشه یکی از بزرگترین علاقهمندیهای او در زندگی بود. بعد از قطع نخاع هیچکس فکر نمیکرد او بتواند بار دیگر ورزش کند اما رحیم رضایی هیچ مانعی را برنمیتابید و خیلی زود شنا و تنیس روی میز را خیلی جدی پیگیری کرد. حالا او جانباز 70 درصدی است که نهتنها ورزش میکند و زندگی پرتلاشی دارد بلکه برای خیلیهای دیگر هم کار درست کرده و دست دیگران را هم میگیرد. در عرصه کسبوکار همانقدر موفق است که در روزهای جنگ موفق بود. روزهایی که با دستهای خالی و در پشت سنگرهای خاکی جلوی حمله دشمنان ایستادند و از ایران دفاع کردند.




