وقتی شغل پدری بوی گل میدهد
نیلوفر منزوی
علیآقا 40 ساله است و گلفروشی دارد. هرچه هندوانه زیر بغلش میگذاریم که چون او را میشناسیم و میدانیم خوشاخلاق است، برای گفتوگو انتخابش کردهایم، اخمهایش باز نمیشود. رفیقش میگوید: «امروز اعصابش خرد است.» در مقابل سرسختی ما، نیمچه لبخندی میزند و میگوید: «باید هم خوشاخلاق باشم. در کاسبی حرف اول را اخلاق میزند.»
میگوید گلفروشی شغل سختی است. باید پنج صبح از خواب بیدار شود و برود بازار گل. البته خودشان در پاکدشت تولیدی دارند، اما همه گلها را ندارند. بهخاطر آنتوریوم و میخک میرود خاوران. گل وارداتی هم دارند، اما محدود؛ فقط ارکیده دندریوم. اصالتا محلاتی است و شغل پدرش را ادامه داده است. از 16، 17سالگی کار کرده و توانسته شغلش را گسترش دهد. هم در اهواز، یزد و شیراز شعبه دارد، هم از اینجا سفارش گل به شهرستان قبول میکند. بوی درهم گلهایی که بینشان ایستادهایم، جذابیت چندانی برایش ندارد: «شمایی که وارد مغازه میشوید، از بو و زیبایی گلها لذت میبرید، اما این برای چند دقیقه است. برای منی که شغلم این است و هر روز با گل و گیاه سر و کار دارم، این چیزها دیگر جذابیتی ندارد. ازآنجا که بیشترین فروش ما شب عید و روزهای تعطیل است، در این شغل تعطیلی درست و حسابی نداریم و سال تحویل هم خانه نیستیم.»
قیمت گلهای علیآقا از باقی مغازهها پایینتر است و به قول خودش این مزیت دوم رقابتی اوست. علتش را هم داشتن تولیدی شخصی میداند. او درباره شیوه کارش میگوید: «این شغل استراحت ندارد. از صبح که از بازار گل میآیم، گلها را بستهبندی میکنم، آب کوزهها را عوض میکنم و میچینم برای مشتری. تا ساعت ده و نیم شب هم هستم. دست آخر هم، گلها 50درصد دورریز دارند.»
اتحادیه گلفروشان مجوز کسب را میدهد و روی کار نظارت دارد. اما کاری به کار بیمه و وضعیت درخواستهای آنها ندارد. به همین خاطر علیآقا شخصا خودش را بیمه تامیناجتماعی کرده است. او میگوید: «کار اتحادیه بعد از دادن مجوز، نظارت است. مثلا الان بخشنامه دادهاند که هیچ گلفروشی حق ندارد گل خریداری شده از بیرون را تزئین کند. علتش هم این است که مشتری برای اینکه برایش ارزانتر تمام شود، میرود گل از سرچهارراه یا بازار گل میخرد، بعد برای تزئینش میرود پیش گلفروش. خب اگر همه، این کار را بکنند که گلفروشها دستهجمعی ورشکسته میشوند.»
بزرگترین خواستهاش از اتحادیه این است که بخش تزئین را حذف کنند: «ما بابت تزئین گل از مشتری پول نمیگیریم، ولی از طرفی با تغییر قیمتها در ماههای اخیر، هزینه تزئین بالا رفته است و بهصرفه نیست. ایرانیها خوششان میآید گل را تزئین کنند، برخلاف خارجیها که ساده میپسندند و گل را نهایتا در یک کاغذ یا زرورق میپیچند. اگر تزئین گل حذف شود، کارمان خیلی سادهتر میشود.»
بین همصنفهایش رفیق دارد، اما خبری از گروه و گپ و گعدههای چند نفره برای کار نیست. میگوید همهشان «اینکاره» هستند و نیازی ندارند از کسی مشورت بگیرند.
رواج گلهای مصنوعی، فروششان را کم کرده. مخصوصا کمتر کسی برای مجلس ختم دیگر سراغ گلهای طبیعی میرود، اما با همه سختیهایی که از آنها یاد میکند، به نظرش این کار یک ویژگی خوب هم دارد: «اکثر کسانی که به گلفروشی میآیند، با شادی وارد میشوند. خدا را شکر تا به حال مشتری ناراضی هم نداشتهایم و همه به خوشی آمدهاند و با رضایت و خوشی هم رفتهاند.»
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




