نگاهی به وضعیت مناطقی که در صفوف مقدم دفاع مقدس بودند
پیشقراولان دفاع مقدس را دریابیم
مسعود شاهحسینی
از زمانی که بشر پای بر پهنه هستی گذاشته، سرنوشتش با «جنگ» پیوند خورده است. با اینکه در قاموس همه ملتها «جنگ» امری ناپسند شمرده شده، اما گاه برای حفظ استقلال، حیثیت و دستاوردهای یک ملت،گریزی از دفاع و پاسخ قاطع به جنگافروزان نیست. در طول تاریخ؛جنگهای بسیار آمدهاند و رفتهاند که بشر در هولناکترین لحظات آنها جان گرفته و جان داده است. جنگها از نبردهای رودررو تا نامتقارنترین گونههای آن، گاه تمدنها را با تمام مظاهرش از صحنه روزگار محو کردهاند و گاه نیز آثار مخرب خود را بر پیکر انسانها و زیستبوم آنها بر جای گذاشتهاند. گرچه در گذر سدهها، ایران و ایرانی نیز بارها به دایره این «اجبار تاریخی» کشانده شده و طعم تلخ جنگهای تحمیلی را بهکرات چشیده اما همین حدود 4 دهه پیش بود که یکی از طولانیترین و هولناکترین جنگهای قرن بیستم را به خود دید. جنگی که وجوه عینی و مصداق کامل آن را میتوان در جانفشانیها و شهادتهای مردان و زنان این مرزوبوم برای دفاع از آرمانهای برآمده از انقلابی تازه به نظاره نشست. حال اما قریب به 28 سال میگذرد از سالی که آتشافروزی جنگ و بانیان آن مرزهای غرب و جنوب غرب کشور را درنوردید. بازسازی این مناطق تقریبا به اتمام رسیده و توسعه اقتصادی و اجتماعی آنها نیز کماکان ادامه دارد اما با وجود همه تلاشهای صورت گرفته، هنوز از پس سالها آثار جنگ هنوز بر چهره برخی از شهرها و روستاهایی که در خط اول دفاع از میهن قرار داشتند، هویداست.
زخمهایی که هنوز تازه است
استانهای جنوبی، غرب و جنوب غرب که روزگاری کمربند دفاعی کشور در مقابل متجاوزان شناخته میشدند و جلوه های متعالی ایثار، ازخودگذشتگی و رشادت فرزندان این مرز و بوم با نام آنها مترادف است، امروز در برخی عرصهها، سهمی بیش از متصف شدن نامشان با لفظ «محروم» ندارند که خود گواه حقیقتی تلخ در رابطه با آنهاست. سالها پس از جنگ، در حالی که هر کدام از این استانها بر گنجینهای از استعدادها و پتانسیلهای بیهمتا نشستهاند، در قیاس با ظرفیتها و استعدادهای موجود و نیز زخمهایی که درسالهای جنگ تحمیلی تجربه کردهاند، بهرهای نامتقارن از توسعهیافتگی بردهاند. بیکاری، مهاجرت به شهرهای بزرگتر، معضلات و گرفتاریهای محیطی و جغرافیایی و درنهایت هم افزایش شکافهای اقتصادی و اجتماعی، از مشکلاتی است که هنوز هم برخی از ساکنان این استانها با آن درگیرند.
نرخهای ناامیدکننده اشتغال و بیکاری
مخرج مشترک عمده مشکلات و چالشهای کشور در عرصه داخلی در توسعهنیافتگی، حاشیهنشینی وموضوع اشتغال خلاصه میشود . هرچند اشتغال و بیکاری تنها دو مؤلفه از چندین شاخصه موثر بر رفاه و توسعهیافتگی قلمداد میشوند که عموما از آنها بهعنوان اصلیترین بنمایههای رفاه، برای کنکاش در هر رابطه دولت-ملتی استفاده میشود اما وضعیت زمانی پیچیدهتر میشود که در شناسایی دغدغه غالب ساکنان استانهای جنوبی، غربی و جنوب غربی که در دوران دفاع مقدس درگیر مشکلات ناشی از جنگ تحمیلی بودند (ایلام، خوزستان، کردستان و کرمانشاه) وضعیت معیشتی، کفه سنگین ترازو است.
براساس گزارشهای منتشره مرکز آمار ایران، در حالی که نرخ بیکاری در دو سال منتهی به 1395 در کل کشور به ترتیب 6/10 و 11 درصد بوده، این نرخ در استان ایلام 1/11 و 6/11 درصد، در خوزستان 9/9 و 9/10 درصد، و در کردستان 6/11 و 3/13 درصد بوده است. در این میان با اینکه در خوزستان اوضاع اندکی مساعدتر به نظر میرسد، در مقابل بالاترین نرخ بیکاری متعلق به استان کرمانشاه است که با نرخ 6/15 درصدی برای سال 1393 و 6/17 در سال 1394، رکورد بیشترین نرخ بیکاری را به نام خود ثبت کرده است. علاوه بر این کمترین مشارکت اقتصادی نیز در همین استانها به دست آمده است. بر اساس پراکنشهای نرخ مشارکت اقتصادی و در شرایطی که میانگین نرخ مشارکت اقتصادی کشور در سال گذشته 2/38 درصد بوده، جمعیت بالای 10 سال استانهای ایلام، خوزستان، کردستان و کرمانشاه به ترتیب 5/36، 5/37، 2/40، و 5/39 درصد از خود مشارکت نشان دادهاند. همچنین بررسی سهم اشتغال بخشهای مختلف فعالیت اقتصادی استانها به تفکیک نشان میدهد که متاثر از کمبود امکانات و غفلت یا بیتوجهی به امر توسعه در این مناطق، سهم بخشهای کشاورزی و خدمات در سبد فعالیتهای اقتصادی این مناطق همواره بالاتر بوده است. به طور مثال در خوزستان که اتکای عمده درآمدهای نفتی کشور به آن است، بخش صنعت تنها 2/31 درصد از سهم مشارکت و اشتغال را به خود اختصاص داده (میانگین کشور 5/32 درصد است) و در طرف مقابل نیز 4/54 درصد شاغلان در بخش خدمات این استان مشغول به کارند که با توجه به میانگین 4/49 درصدی کشور، رقمی قابل تامل است. در بخش کشاورزی نیز به طریق اولی وضعیت کمابیش مشابهی حاکم است و حتی به علت تشدید اثرگذاری تغییرات اقلیمی بر مناطق و سیاستهای غیراصولی در این بخش، شاهد تغییر جهت از فعالیتهای کشاورزی به بخش خدمات هستیم.
مبارزه با بیکاری از طریق صنایع کوچک و متوسط
با اینکه در طول تمام سالهای پس از جنگ تحمیلی هرکدام از دولتها بهنوبه خود مجموعه سیاستهایی را برای بازگرداندن این مناطق به محور آبادانی و توسعه به بوته آزمایش گذاشتند، همچنان به نظر میرسد برخی از این استانها نتوانستهاند در بخشهایی از زیر سایه عوارض سنگین جنگ کمر راست کنند. در این میان دولت یازدهم سیاست نسبتا متفاوتی را در پیش گرفته است. متفاوت از آن رو که یکی از مهمترین راهبردهای اقتصادی حسن روحانی که کاهش نرخ تورم و تکرقمی شدن آن بود، سرانجام تیرماه امسال جواب داد و پس از 26 سال نرخ تورم تکرقمی شد. با اینکه کاهش نرخ تورم بهخودیخود درمانگر بسیاری از دردهای اقتصاد کشور است، در صورت همراهیاش با ایجاد اشتغال و کاهش نرخ بیکاری است که بر زندگی مردم اثرات عملی خواهد گذاشت. دولت دستیابی به نرخ بیکاری تکرقمی از مسیر توسعه مشاغل پایدار تا سال 1396 را وعده داده و در این مسیر عزم خود را بر حمایت تام و کمال از صنایع کوچک و متوسط قرار داده است. حمایت از طریق طرحهایی مانند «اشتغال عمومی»، «تکاپو» و «حرکت» (اشتغال فراگیر ضدفقر) که هدفش دستیابی به رشد اقتصادی فقرزدا و اشتغالمحور، جبران عقبماندگیهای گذشته و تقویت بخش مولد اقتصاد کشور است. حوزهای پرچالش که کارشناسان و دولت شرط موفقیتش را توجه به مناطق محروم میدانند و از آن به پنجرهای تعبیر میکنند که در صورت استفاده صحیح، دستیابی به سطحی از توسعهیافتگی، پایداری و رشد اقتصادی مناطق توسعهنیافته و محروم چندان دور از دسترس نخواهد بود.
استفاده از مزیت نسبی استانهای جنگزده در طرح اشتغال فراگیر
در همین رابطه معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که خود از طراحان اصلی طرحهای اشتغالمحور دولت است، پایداری اشتغال و توجه به نهادسازی و فرآیندهای اجرای کار در مناطق غرب و جنوب غرب کشور را رمز موفقیت این استانها برای پشت سر گذاشتن مسائل و مشکلات میداند. عیسی منصوری در تبیین جایگاه این استانها در طرح اشتغالزای ضدفقر دولت به آتیهنو میگوید: «دولت یازدهم پروژههایی در استانهای ایلام، خوزستان، کردستان، کرمانشاه، و لرستان در دست اجرا دارد که متکی به تواناییها و مزیتهای این استانهاست. در اجرای آنها که برای بازههای زمانی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت طراحی شدهاند، از حضور و تجربه کارشناسان بینالمللی استفاده میشود.» معاون اشتغال وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اینکه میپذیرد فقر و محرومیت استانهای غرب و جنوب غربی تا حدودی تحت تاثیر مرزی بودن و اثرات جنگ هشتساله بر آنها بوده، از سویی همجواری با مرزها را فرصتی ایدهآل برای رشد و توسعه پایدار آنها میداند: «اگر قرار است تغییری در وضعیت مردم این مناطق ایجاد شود، لازم است از فرصتهای مرزی بودن استفاده شود. به طور مثال هدفگذاری بر روی گردشگری سلامت استان کرمانشاه جواب میدهد، استان ایلام دارای پتانسیل بالایی در زمینه پذیرش زائران مناطق جنگی است و استان کردستان نیز در حوزه تولید محتوا و آیتی آینده درخشانی خواهد داشت.» منصوری با بیان اینکه توجه به پایداری دستاوردها و فرآیندها هدف دولت و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است، اضافه میکند: «نهادینه شدن فرآیندها و اصلاحات ساختاری برای ما مهم است و این طرحها نیز معطوف به همین اصلاحات ساختاری و نهادی است.» وی با تاکید بر ضرورت توجه به مهارتآموزی در ایجاد فرصتهای اشتغال میگوید: «مهارتآموزی میبایست مبتنی بر تقاضای اختصاصی بازار باشد. خوشبختانه سازمان فنیوحرفهای بهعنوان یکی از زیرمجموعههای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از ظرفیتهای لازم برخوردار است و به طور بدیهی از این ظرفیتها در سیاستهای اشتغالزایی پایدار این مناطق هم استفاده خواهد شد.»
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




