دیگرسو
قوانین جدید کار در ژاپن
تصویب قوانین مربوط به اصلاح قانون کار در ماه ژوئن، آغاز اصلاحات کار در ژاپن را رسما اعلام میکند. این لایحه، بخشی از طرح عملی گستردهتری است که مردم را به راه انداختن شغلی برای خود تشویق میکند. یعنی استفاده از سرمایه انسانی به بهترین شکل که میتواند اقتصاد این کشور را احیا کند.اما پیامدهای ناخواسته افزایش پویایی نیروی کار چیست؟ «مونتووم آندو» اقتصاددان کار، استاد دانشگاه، به این سوال پاسخ میدهد:
تعداد کمی از مردم متوجه هستند بازارهای بدون انعطاف امروزِ ژاپن از کمبود نیروی کار در کشور پس از جنگ ناشی میشود. نرخ بیکاری در دهه1960، خیلی کمتر از 2/2درصد بود که در نوامبر سال1968 به یک رکورد حدود یک درصد رسیده بود. شرکتها برای جذب و نگهداری کارکنان، به کسانی که مدرسه را ترک میکردند فرصتهای شغلی مادامالعمر پیشنهاد میدادند. کارگران جوان کمتجربه در شغلهایی مشغول میشدند که به آموزش نیاز داشت. کارگران از امنیت شغلی که داشتند راضی بودند. نرخ بیکاری در مقایسه با سایر کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی بسیار کاهش یافته بود.اکثر کارگران خوشحال بودند، اما کارهای سختی انجام میدادند. در ازایِ امنیت شغلی، کارخانهها از کارکنان خود، وظیفهشناسیِ بیشتری توقع داشتند که میزانش از جاهای دیگر دنیا بالاتر بود. کارکنان باید کارهایی را که روسای مشاغل تصمیم میگیرند انجام میدادند و همین طور در مکانی که آنها تعیین میکردند و در هر زمان که دستور میدادند. گاهی اوقات کارگران به جاهای دورافتاده بدون همسر یا فرزندانشان منتقل میشدند. از آنها انتظار میرفت ساعتهای طولانی کار کنند. همین تصمیمها باعث شد جوانی 24ساله در روز کریسمس سال 2015، بعد از بیش از 100ساعت اضافهکاری در ماه، از رنج افسردگی، خودکشی کند.
حقوق و دستمزد افراد بااستعداد در مقایسه با همتایان خود در شرکتهای غیرژاپنی کم است. در سیستم کاری ژاپن، افرادی استخدام میشوند که مدرسه را ترک کردهاند و یک بار در طول 15سال اول یا بیشتر در شرکت ترفیع میگیرند. در اوایل دوره کاری، زمانی که کارکنان با مهارتهای شغلی بیشتر آشنا میشوند، مشارکت حاشیهای منفی است. بین سالهای 30 تا 50، مشارکت حاشیهای بالاست، اما دستمزد در مقایسه با استانداردهای جهانی کم است.کارگران تولیدکننده میخواهند همان مقدار درآمدی را داشته باشند که افراد در کشورهای دیگر با موقعیت شغلی آنها دارند، اما نمیتوانند. تنها راه برای بهدست آوردن مقادیر معوق، این است که در شرکت فعلی خود تا زمان بازنشستگی بمانند. کسانی که فرصتهای بهتری میخواهند جایگزینهای خوب اندکی دارند.شرکتها بهندرت کارکنان با تجربه تماموقت از شرکتهای دیگر استخدام میکنند. یک سیستم اشتغال دوجانبه -یکی برای کارکنان دائمی و دیگری برای کارگران نیمهوقت بدون همان حقوق و دستمزد، فرصتهای آموزشی و امنیت شغلی- مانع از این میشود که کارگران بتوانند بهراحتی کارفرما عوض کنند. بازار کار ژاپن مانند یک خانه دو طبقه است. سقوط از شغل دائم به نیمهوقت، باعث میشود فرد دیگر نتواند به شغل دائمی دیگری دست پیدا کند.اگر پویایی نیروی کار به سطح غربی برسد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ به احتمال زیاد کارگرانِ با درآمد کم، دستمزد بیشتری را در جای دیگری پیدا خواهند کرد. شرکتها مجبور به کاهش هزینهها میشوند و کارکنان سالخورده غیرکارآمد را بیکار میکنند. بیکاری جوانان نیز افزایش مییابد، به این دلیل که شرکتها بهجای متقاضیان ترکِ تحصیلکرده، سراغ استخدام کارکنان مجرب میروند. ژاپن پیشبینی میکند تا سال 2065 با توجه به آمار نفوس، یکسوم نیروی کار خود را از دست بدهد. کارفرمایان همین حالا هم شکایت دارند که کارکنان ماهر برای پُرکردن مشاغل موجود، پیدا نمیکنند. به همین دلیل است که ژاپنیها به فکر تصویب قوانینی افتادهاند که شکل کهنه شغلها در کشور را تغییر بدهند و از پتانسیلهای مردمشان استفاده کنند.
ارسال دیدگاه




