چالش‌ها و راهکارهای رونق اقتصاد فرش دست‌باف

یادداشت

چالش‌ها و راهکارهای رونق اقتصاد فرش دست‌باف

سید احمد قاسمی - عضو هیئت‌مدیره هلدینگ کسب‌وکار کشور

برخی  آمارها می‌گویند، بیش از دو میلیون نفر در ایران در زمینه فرش دست‌باف اشتغال دارند. موضوعی که باید از دید اقتصادی و بازاریابی مورد تحقیق و تحلیل قرار گیرد و درباره آن به چند سوال جدی پاسخ داده شود. 
اول اینکه آیا از نظر پایداری مشاغل، این مجموعه فعال در زمینه فرش به‌عنوان افراد دارای شغل پایدار محسوب می‌شوند؟ 
دوم، آیا محصولاتی که فعالان این حوزه تولید می‌کنند متناسب با نیاز بازار است یا نه؟ 
سوم، آیا تولید این محصولات برای تولیدکنندگان صرفه اقتصادی دارد؟ 
چهارم اینکه مشکلات تولید و بازاریابی و فروش محصولات مرتبط به فرش را چگونه می‌توان با نگاه بازاریابی علمی مرتفع کرد؟  در پاسخ سوال اول باید گفت که پایداری یک شغل به 14عامل موجود در آن برمی‌گردد که مکرر در مقالات و کتاب‌های تخصصی  به آن‌ها اشاره مفصل شده، مانند تعیین حداقل درآمد بر اساس رفاه نسبی در جامعه، تنوع محصول، افزایش نیروی انسانی، تولید براساس نیاز بازار، انطباق با محیط‌زیست و... که اساسا در این مشاغل و البته در تمامی مشاغل خرد، این موارد دیده نمی‌شود. بیش از 70سال از تاریخ تبدیل مشاغل خرد به مشاغل بزرگ بر اساس مدل‌های شبکه‌سازی و خوشه و زنجیره تامین و... می‌گذرد، اما به دلیل ماهیت مشاغل خرد در اینکه ذاتا نمی‌توانند پایدار باشند و به جهت رقابت‌پذیری و عوامل موثر در آن‌ها مانند کاهش قیمت تمام‌شده، تامین نیازهای مشتری، برندسازی و... نمی‌توانند موثر باشند. در ایران به‌جای اینکه متولیان اشتغال به موضوع سیاست‌گذاری در زمینه توانمندسازی مشاغل و اقتصاد بازار بپردازند، متاسفانه مستقیما وارد عرصه ایجاد شغل شده‌اند و ده‌ها سازمان را درگیر امری بیهوده و مضر برای اشتغال کرده‌اند به طوری که می‌توان گفت ده‌ها سازمان و نهاد مسیری غلط و بیهوده می‌روند و نتیجه آن حتی ایجاد یک شغل پایدار نخواهد بود . اما در پاسخ سوال دوم باید گفت، امروزه تغییرات زیادی در زمینه بازار متناسب با استراتژی‌های آن بر اساس نیاز مشتریان و وضعیت رقبا با سرعت تغییرات بالا در جهان حس می‌شود، ولی نسیمی از آن در ایران نمی‌وزد. نوع محصول، قیمت محصول، فرایند تولید، شاخص‌های تولید، نیروی انسانی، مدل‌های ورود به بازار و مهم‌ترین آن‌ها زیرساخت‌های اشتغال مانند بازاریابی و سیستم اطلاعات بازار و نقشه تجاری مناطق و بانک جامع اطلاعات هوشمند کسب‌و‌کار و مدل‌سازی‌ها و... اساسا وجود ندارد، لذا بر اساس این فرضیات نیازهای بازار با محصولات منطبق نیست و این موضوع سبب کار بسیار و نتیجه کم به‌عنوان عایدی شاغلان این نوع کسب‌و‌کارها می‌شود. در پاسخ به سوال سوم باید گفت تولیدکنندگان در ازای کوشش فراوانی که برای گردش چرخ‌های تولید از خود نشان می‌دهند، عایدی چندانی ندارند و نهایتا کمتر از 10درصد از ارزش‌افزوده تولیدی به عنوان سود به آنها می‌رسد و الباقی صرف هزینه‌های تامین، تولید، واسطه‌ها، حمل‌ونقل، سرمایه و در مجموع سوءمدیریت کلان حوزه اشتغال در طراحی مدل‌های کارآمد اشتغال می‌شود.چهارمین مشکل مربوط به بازار است که به رفتار بازار و عوامل موثر در پذیرش یک محصول در بازار داخلی و خارجی بستگی دارد. شناسنامه‌دار بودن یک محصول، رعایت حقوق مصرف‌کنندگان در یک محصول، تبیین ارزش‌های یک محصول و ایجاد ارزش‌های موردنظر مشتری، تحلیل بازار، ارزیابی مشتری، شبکه توزیع، قابلیت‌های دسترسی مشتری به محصول، قیمت‌گذاری متناسب با شرایط بازار و مشتری و... از موارد مهمی هستند که بازار بر اساس آن به محصول توجه می‌کند که متاسفانه این موارد در فرش ایرانی وجود ندارد. لذا فرش دست‌باف حتما در ورود به بازارهای رقابتی توان تحمل ندارد و نمی‌تواند از ارزش‌های خود دفاع و منافع لازم را برای تولیدکنندگان خود ایجاد کند.
 
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه