«شانس» حق تیم ‌ملی است!

«شانس» حق تیم ‌ملی است!

مهدی شادمانی

تیم ملی ایران به کسب نتایجی که شانسی تلقی می‌شوند عادت کرده است. این عادت آن‌قدر زیاد است که شمارگانش از دست همه در رفته است. ایران در مقدماتی جام‌جهانی 2014 در تاشکند به پیروزی یک بر صفر رسید. این پیروزی در حالی به‌دست آمد که 90دقیقه ازبکستان حمله می‌کرد. از آن مهم‌تر در همین دوره مسابقات، بازی آخر بود. تیم ملی ایران فقط در صورت پیروزی شانس صعود داشت و باز این کره‌جنوبی بود که حملات زیادی به دروازه ایران داشت، اما باز هم ایران در دقایق آخر، گل زد و پیروز شد و صعود کرد. در مقدماتی جام‌جهانی 2018 دوباره این شرایط تکرار شد. ایران در اولین بازی‌اش مقابل قطر در شرایطی که در آزادی تا دقیقه آخر تحت‌فشار بود، اشتباه عجیب مدافعان قطر در دقیقه94 به ما پیروزی را هدیه کرد. پیروزی‌ای که نقش مهمی در صعود ایران داشت. اما گل سرسبد استفاده از شانس، دیدار مقابل آرژانتین بود. شاید شما با در نظرگرفتن پنالتی گرفته نشده و سوپرگل مسی، ایران را بدشانس بدانید، اما بازی را یک‌بار دیگر مرور کنید. ایران مقابل تیم دوم جام‌جهانی که شایسته قهرمانی هم بود قرار داشت و در موقعیت‌های مختلف موفق شد از گل‌زدن آرژانتینی‌ها جلوگیری کند و شانس را به سمت خود بیاورد. 
 
 
آیا کی‌روش خوش‌شانس است؟
ایران قبل از کی‌روش فقط بازی استرالیا را در خاطر دارد و بقیه همیشه بدشانسی بوده است، این مسئله ذهنیت تاثیر کی‌روش را ایجاد می‌کند. در فوتبال یک قانون نانوشته در مورد این مسائل وجود دارد که برخی گزارشگرها خیلی روی آن تاکید دارند: «نتیجه فوتبال قابل پیش‌بینی نیست.» قانونی که می‌شود جور دیگر توضیحش داد و در مورد روح فوتبال حرف زد. روحی که وجود خارجی ندارد، اما در بازی‌ها همیشه تاثیر می‌گذارد. روح فوتبال معمولا این‌طور تصمیم می‌گیرد که مهم نیست کدام تیم روی کاغذ قوی‌تر است، مهم نیست کدام تیم، غول است، مهم این است که دو تیم 11نفره 90دقیقه فرصت دارند و انگیزه، تلاش و لیاقت‌شان است که تیم پیروز را مشخص خواهد کرد. بارها در فوتبال اتفاق افتاده که تیم، موقعیت خوبی برای گل‌زدن را از دست داده و لیاقت رسیدن به گل را نداشته و بلافاصله در آن‌طرف زمین، گل را دریافت کرده که می‌شود این را نتیجه تاثیر روح فوتبال دانست. خب، خیلی وقت‌ها هست تیمی که بازیکنان بهتری دارد برنده بازی می‌شود، اما همیشه این‌طور نیست. حالا چطور باید این تعریف را به شانس نزدیک کرد؟ چطور گل به خودی مراکش را می‌شود جزئی از فوتبال و لیاقت تیم ملی ایران دانست؟ جواب سوال را کی‌روش می‌دهد که چه کار می‌کند که انگیزه، تلاش و لیاقت بازیکنانش را بالاتر می‌برد.   
 
بالا، بالا و بالاتر
هفت‌سال پیش، زمانی که کی‌روش به تیم ملی ایران آمد معدل دوندگی تیم ملی ایران 8کیلومتر بود. او در کنفرانسی، آمار بازی ایران و کره‌جنوبی را اعلام کرد که در آن بازی، تیم کره‌جنوبی 5/9کیلومتر دویده بود و کی‌روش می‌گفت به خاطر این دویدن، تیم رقیب ما نزدیک به دو‌بازیکن بیشتر در زمین داشته است. ایران در جام‌جهانی 2014 معدل دوندگی خود را به 9  و 5/9کیلومتر رسانده بود و در دیدار مقابل مراکش دقیقه70، وقتی سه نفر دونده‌ترین بازیکن زمین معرفی شدند هر سه ایرانی بودند با 9و8کیلومتر دوندگی. هر بازیکن ایران در این بازی در کل 90دقیقه، بیش از 10کیلومتر دویده بود آن‌هم در برابر تیم آفریقایی که قدرت بدنی، یکی از مهم‌ترین فاکتورهایش است. کی‌روش برای انتخاب بازیکنان تیم ملی، سن کم، قد بلند و دوندگی بالا را در نظر گرفته. او دقیقا تلاش کرده روح فوتبال را برای خودش تسخیر کند. بازیکنان جوان و قدبلندش را به زمین می‌فرستد و آن‌ها را مجبور می‌کند که بیشتر از حریف بدوند. حالا تیم پرتلاش‌تر می‌دود و می‌دود تا هدیه‌اش را از روح فوتبال بگیرد؛ چه در بازی قطر، چه کره‌جنوبی، چه آرژانتین و چه بازی با مراکش.
 
تمرکز، تفکر
همه چیز در فوتبال فیزیکی نیست. در اصل باید گفت نیمی از فوتبال فیزیک است و نیم دیگری از آن، مسائل ذهنی. کی‌روش در مسائل ذهنی فوق‌العاده است. او در ساختمان «پک»، بازیکنان تیم ملی را برای نبرد در این بازی آماده کرده بود. کی‌روش با استفاده از سرمربی تیم ملی وشوو عملا روح و ذهن بازیکنان را برای برنده‌بودن در این بازی آماده کرده است. در مورد مسائل فنی هم شرایط به همین شکل است. او نه تنها به‌خوبی تیم‌های حریفش را آنالیز کرده که یک سال و نیم تلاش کرده هیچ‌کس نتواند تیمش را آنالیز کند. حالا شما 20دقیقه اول بازی را در نظر بگیرید. ایران اگر در آن 20دقیقه عقب بود فقط به خاطر مسائل فکری و عدم‌تمرکز بود. در صورتی که وقتی یک تیم بخواهد به نتیجه موردنظرش برسد باید 90 دقیقه متمرکز باشد. ایران می‌توانست در 20دقیقه اول، گل بخورد و مراکش در دقایق آخر. در دقیقه89، خطایی در زمین اتفاق افتاد که بازیکنان ایران با بازیکنان مراکش درگیر شدند و همان‌طور کادر فنی دو تیم. قاب ویژه بعد از این درگیری‌ها کی‌روش بود. او داشت فریاد می‌زد و هم‌زمان دست‌هایش را به‌هم می‌کوبید که بازیکنان متمرکز شوند. فقط چند دقیقه بعد، یک خطای اشتباه روی قدوس و یک گل به خودی هر دو نشان از عدم‌تمرکز تیم حریف داشت. تیمی که نتوانسته بود کل بازی را متمرکز بماند. 
 
شانس را بخر
کی‌روش بلد است شانس را به کنار خود بیاورد. او در زمان حضورش در ایران نشان داده که با شاگردانش همیشه بهترین نتایج را به‌دست می‌آورد. ایران پیش از این در بازی با استرالیا هم از شانس استفاده کرده، اما وقتی جمله ویژه مربی این است که هر کاری بلدید بکنید و بازیکنان ایران هم فقط دو موقعیت دارند در برابر ده‌ها موقعیت حریف، شما می‌گویید این اتفاق حتی ممکن است بیرون از زمین رخ داده باشد. جایی که ایرانی‌ها بیشتر از استرالیایی‌ها به این پیروزی نیاز داشتند. کی‌روش، اما در این هفت‌سال به شانس افسار زده. او روی اسب شانس می‌نشیند و همیشه از او استفاده می‌کند، چون بازیکنان او در آماده‌ترین حالت فیزیکی و روحی، 90 دقیقه متمرکز می‌مانند منتظر فرصت؛ فرصتی که روح فوتبال آماده کند و تیم ملی با استفاده از آن به نتیجه دلخواهش برسد.
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه