ذبیحالله خوارزمی، نماینده کارفرمایان در هیاتهای تجدیدنظر تشخیص مطالبات:
واردات بیرویه تاب و توان تولیدگران را میگیرد
ذبیحالله خوارزمی، فعال اقتصادی و نماینده کارفرمایان در هیاتهای تجدیدنظر تشخیص مطالبات تامیناجتماعی استان، بالا بودن هزینههای تولید در کنار واردات بیرویه محصولاتی که امکان تولید در داخل کشور را دارند، رمق تولیدگران را گرفته و کار به جایی رسیده که اکثر بنگاههای اقتصادی استان، تعطیل یا نیمهتعطیلاند. گفتوگوی ویژهنامه استانی آتیهنو با این فعال اقتصادی استان کرمان را در ادامه بخوانید.
اگر موافق باشید میخواهیم این گفتوگو را از چالشهای فضای کسبوکار آغاز کنیم. به عنوان نماینده بخشی از فعالان اقتصادی استان، عمده چالشهای موجود را چه مواردی میدانید؟
چالش بزرگ کارفرمایان، رعایت نشدن قوانین و حتی در مواردی صدور بخشنامههایی است که بعضا مغایر قانونند. بهطور مثال در ماده 14 قانون حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی، سازمان تامیناجتماعی موظف شده حق بیمه کارکنان قراردادهای پیمانکاران طرحهای عمرانی و غیرعمرانی با مصالح یا بدون مصالح را بر مبنای فهرست ارائهشده توسط پیمانکاران دریافت کند و اعمال هرگونه روش دیگری غیر از روش مندرج در این ماده، ممنوع است. سازمان تامیناجتماعی مکلف است طبق این بند قانونی، مفاصاحساب پیمانکاران را صادر کند و هرگونه اعمال ضریب، ممنوع است اما در مواردی در برخی واحدهای اجرایی، شاهد رفتارها و تفاسیر سختگیرانه از دستورالعملهای داخلی هستیم که با روح قوانین در تناقض است.
البته پرسش ما متوجه چالشهای کلان فضای کسبوکار بود، اما با توجه به اینکه شما به نحوه ارتباط فعالان اقتصادی با سازمان تامیناجتماعی اشاره کردید، لازم به تاکید است که بر اساس تبصره همین بند قانونی در صورت عدم ارسال دقیق لیست بیمه توسط پیمانکار و عدم انجام تعهدات پیمانکار طبق ماده (148) قانون کار و مواد (28) و (29) قانون تامیناجتماعی و شکایت نیروی کار، سازمان میتواند بر اساس مقررات قانون تامیناجتماعی عمل کند.
بله. اما قبول کنید که برخی شعب تامیناجتماعی به صورت سلیقهای قوانین و بخشنامهها را اجرا میکنند. البته وضعیت کنونی بهتر از گذشته است. مثلا تا همین چند سال قبل تامیناجتماعی حسابهای 10 ساله پیمانکاران را حسابرسی میکرد در صورتی که چنین چیزی در قانون وجود نداشت. حتی در مواردی که شعب برای کارفرمایان برگ تشخیص مطالبات صادر میکنند، چون در مواردی بخشنامههای خود سازمان هم رعایت نمیشود، فرایند رسیدگی و صدور رای طولانی میشود. پیمانکاران برای دریافت مطالبات خود باید مفاصاحساب بیمهای به کارفرمایان ارائه کنند اما در بسیاری موارد، صدور مفاصاحساب در تامیناجتماعی به مشکل میخورد و پروندههایی تشکیل و به هیاتهای تشخیص و تجدیدنظر مطالبات میرود و تعداد زیاد این پروندهها، پروسه رسیدگی را کند میکند و هر دو طرف یعنی هم پیمانکار و هم تامیناجتماعی ضرر میکنند؛ چراکه دیرتر به مطالبات خود میرسند.
ما همین مشکلات را با سازمان امور مالیاتی و بخشهای بازرگانی هم داریم. مثلا در کارخانهای که من مدیریت آن را برعهده دارم، فویل آلومینیوم تولید میکنیم در صورتی که همین محصول با قیمت بسیار کمتر با نرخ ارز مبادلهای به کشور وارد میشود و محصول تولیدی من، توان رقابت با آن را ندارد. جالب است بدانید که قیمت این محصول وارداتی در بازار، حتی کمتر از هزینهای است که من تولیدکننده داخلی باید برای خرید مواد اولیه بپردازم. منظور من این است که متاسفانه هزینههای تولید در کشور ما بالاست و از طرف دیگر، واردات بیرویه و امتیازهایی که به واردکنندگان داده میشود، رمق تولیدکنندگان را گرفته است. دوگانگی نرخ ارز نیز مشکلاتی برای واحدهای صنعتی و تولیدی به وجود میآورد. واحدهای تولیدی و صنعتی با بانکها هم مشکلات زیادی دارند. برخی بانکها بهرغم اینکه باید شریک تجاری واحدهای صنعتی باشند، عملا خود در مقابل این واحدها قرار گرفتهاند. آنها فقط به دنبال سود خود هستند و کاری به بازار و فروش رفتن یا نرفتن محصولات ندارند و اگر پرداخت مطالباتشان به تعویق افتد، بدون توجه به شرایط تولیدکننده، فقط جریمه دیرکرد میگیرند. یعنی فضای کسبوکار به علل مختلفی تیرهوتار شده و اکثر کارخانجات مناطق صنعتی کرمان تعطیل شدهاند.
البته تصویری که مدیرکل کار استان از فضای کسبوکار و نرخ بیکاری استان ارائه کردند، به این اندازه تیرهوتار نبود.
عجیب نیست اگر مسئولان بگویند وضعیت خوب است. من حاضرم همین الان با شما به شهرک صنعتی شماره 2 کرمان برویم تا ببینید چند واحد تولیدی در این شهرک فعالاند و چقدر از واحدهای فعال با ظرفیت بالا و مورد انتظار خود در حال تولید هستند. من از جلسه دو هفته قبل با وزیر محترم صنعت، نقل قول میکنم که در آنجا گفته شد فقط 20 درصد واحدهای تولیدی و صنعتی استان فعالاند. یکی از واحدهای اقتصادی فعال استان که اتفاقا وزیر صنعت نیز از آن بازدید کرد، سه کارخانه دارد که در یکی از کارخانهها تولید در حد 5 درصد ظرفیت است؛ به دلیل اینکه این واحد تولیدی ظروف چندلایه مقوایی تولید میکند و اکثر ظروف مصرفی در بازار از کشور ترکیه وارد میشود. تولیدکنندگان داخلی، مواد اولیه این مصنوعات را با تعرفه 15 درصدی وارد میکنند و هزینههای تولید را نیز باید در نظر بگیریم. اما همین محصولات تولید شده در خارج هم با تعرفه 15 درصدی وارد میشوند، علاوه بر جذابیتهایی که اضافه بر محصولات داخلی دارند، مانند اینکه گفته میشود این محصول خارجی است، همه واحدهای تولیدی این مشکلات را دارند. برخی واردکنندگان هم متاسفانه در واردات مواد اولیه بداظهاری میکنند و مشکلات زیادتر میشود.
یعنی به اسم یک کالا، کالای دیگر وارد میکنند؟
بله. به خاطر اختلاف در تعرفهها و ارز مبادلهای، هم از رانت ارز مبادلهای استفاده میشود و هم از تعرفه کمرگی.
به هر حال به نظر میرسد سازمان تامیناجتماعی با در نظر گرفتن وظایفی که در حمایت از نیروی کار بر عهده دارد، در حد توان خود با کارفرمایان و فعالان اقتصادی تعامل داشته باشد.
بله همینطور است. در سالهای اخیر مدیران استانی تامیناجتماعی تعامل خوبی با کارفرمایان و کارگران برقرار کردهاند، دغدغهها را میشنوند و به کار میبندند. همین موارد باعث شد که بخش عمده مشکلات فرایند حسابرسی بیمهای حل شود. در بخش خدمات درمانی نیز اگر نخواهیم از حق بگذریم، به نظر من تامیناجتماعی موفق بوده و تا حدودی توانسته دغدغه کارگران را کم کند و کم شدن دغدغه کارگران از عوامل موثر در بهبود فضای کسبوکار است.
البته سازمان تامیناجتماعی نیز این روزها مانند اکثر صندوقهای بیمهگر اجتماعی با مسائل و چالشهایی در زمینه تامین منابع روبهرو است. یکی از مواردی که چالشهای زیادی برای سازمان ایجاد کرده، بحث بازنشستگی در مشاغل سخت و زیانآور است. دیدگاه شما به عنوان نماینده بخشی از فعالان اقتصادی در این باره چیست؟
فردی که زودتر بازنشسته میشود، کمتر حق بیمه میپردازد و از آن طرف زودتر مستمری میگیرد و متاسفانه عموما هم به بازار کار باز میگردد و جای نیروی دیگری را پر میکند. کارفرمایان با بازنشستگی در مشاغل سخت و زیانآور مخالفند؛ چراکه باید حق بیمه 4 درصدی بیشتری بپردازند و نیروی مجرب و دارای سابقه را از دست بدهند. کدام عقل سلیم این را میپذیرد؟ در کمیتههای تشخیص مشاغل سخت و زیانآور، نماینده تامیناجتماعی هم حضور دارد اما متاسفانه دستتنها است و کاری از پیش نمیبرد. کارفرمایان هم در این کمیتهها جایگاه زیادی ندارند و درخواست ما این است که اگر میخواهند دفاع بیشتر و بهتری از منافع تامیناجتماعی انجام شود، نقش کارفرمایان را در تصمیمگیریها پررنگتر کنند. این قانون به اشتغال نمیانجامد؛ چراکه همان شخصی که بازنشسته شد، در اکثر مواقع با عنوان شغل دیگری مجددا در همان کارگاه مشغول به کار میشود و ظاهرا به نفع کارفرما هم هست زیرا دیگر حق بیمه برای او نمیپردازد. اتفاقا افرادی به دنبال این نوع بازنشستگی میروند که در کار خود مهارت زیادی دارند و به دلیل توانایی شغلی، بعد از بازنشستگی به راحتی مجددا به بازار کار بر میگردند.
البته اطلاع دارید که یکی از راههای پیشگیری از درخواست بازنشستگی پیش از موعد کارگران که در قانون هم بر آن تاکید شده، از بین رفتن شرایط سخت و زیانآور محیط کار است اما تقریبا با قطعیت میتوان گفت در مدت اجرای قانون، هیچ اقدامی در این زمینه از سوی کارفرمایان انجام نشده است.
کارفرمایان حاضرند این کار را انجام دهند. در اکثر کارخانهها آلایندهسنجی انجام میشود و تا جایی که امکان دارد، عوامل سخت و زیانآور محیط کار از بین میرود، اما باز هم طبق روال قبل، مثلا چون کارگری در کنار کوره کار میکند، شغل او را سخت و زیانآور تشخیص میدهند.
یکی دیگر از مواردی که برای تامیناجتماعی چالش ایجاد کرده، مطالبات معوق این سازمان از کارفرمایان است. چه راهکاری برای پرداخت هرچه سریعتر این مطالبات پیشنهاد میدهید؟
تامیناجتماعی قویترین ابزارهای دریافت مطالبات را در اختیار دارد. تمام مطالبات تامیناجتماعی از کارفرمایان یا از طریق حسابرسی به وجود آمده یا تعیین ضریب شده است. منظور من این است که کم پیش آمده کارفرمایان بابت حق بیمه ماهیانه کارگران خود به تامیناجتماعی بدهکار شوند، مگر اینکه کارخانهای واقعا به بحران خورده باشد که در این حالت، حقوق و مزایای کارکنان این کارخانه نیز پرداخت نشده است. البته اکثر بدهیهایی که برای کارفرمایان منظور میشود به شکایت کارفرمایان به دیوان عدالت اداری میرسد و در مواردی هم دیوان عدالت اداری رای تامیناجتماعی را نقض میکند.
ارسال دیدگاه




