به عنوان نخستین سوال، وضعیت کنونی تامیناجتماعی را به عنوان سازمانی که وظایف مهمی در قبال تامین آتیه نیروی کار بر عهده دارد، چگونه ارزیابی میکنید؟
سازمانهای بیمهگر اجتماعی مانند تامیناجتماعی، با توجه به تعهداتی که در مقابل نیروهای مولد جامعه اعم از کارگران و کارفرمایان دارند، میتوانند نقش مهمی در بهبود فضای کسبوکار ایفا کنند اما به نظر میرسد سازمانهای بیمهگر اجتماعی کشور ما هنوز نتوانستهاند به میزان کافی، بازیگر این نقش باشند. به طور مشخص، سازمان تامیناجتماعی چون در گذشته نزدیک به حیاط خلوت برخی افراد تبدیل شده بود، بهرغم بازگشت به ریل اصلی و فعالیتها و اقدامات اثربخش صورت گرفته، به سبب تبعات برخی تصمیمگیریهای غیرکارشناسی گذشته، هنوز نتوانسته بهطور کامل به نقش مهم خود در تامین تمام نیازهای بیمهشدگان و بهبود فضای کسبوکار عمل کند. مدیریت منابع مالی سازمان تامیناجتماعی در گذشته به خوبی صورت نگرفته و این سازمان امروز در وضعیت تراز نبودن ورودی و خروجیها به سر میبرد. این شرایط، حاصل انباشت مشکلات و تحمیلهای غیرکارشناسی در سالهای متمادی بوده که هرچند دولت یازدهم و دوازدهم سعی در بهبود این شرایط داشته و دارد اما با این وجود، بخشی از جامعه و بهویژه ذینفعان این سازمان هنوز به صندوق تامیناجتماعی به عنوان صندوقی بیمهگر که میتواند اطمینانبخش آینده آنان باشد، اعتماد صددرصدی ندارد.
این وضعیت تا چه حد محصول تضعیف و کمرنگ شدن نقش شرکای اجتماعی در تصمیمگیریهای این سازمان در سالهای گذشته است؟
اگر حس مالکیت جامعه کارگری در صندوق تامیناجتماعی تقویت شود و دخالت آنان در تصمیمگیریها بیشتر مشهود باشد، این قشر در طرز تفکر نسبت به قانون بازنشستگیهای پیش از موعد و قوانین مشابه، تغییر عقیده خواهند داد؛ با توجه به اینکه میدانیم بازنشستگیهای پیش از موعد، مشکلات زیادی برای تامیناجتماعی ایجاد کرده است. شرکای اجتماعی باید خود را در سرنوشت سازمان تامیناجتماعی شریک بدانند و تنها به منافع کوتاهمدت و گذرا نیندیشند که لازمه آن مشارکت واقعی نمایندگان آنان در تصمیمگیریهای این سازمان و همچنین شفافیت عملکرد است.
به نظر شما چطور میتوان به سازمان تامیناجتماعی یاری رساند؟
سازمان تامیناجتماعی با انجام برخی اصلاحات، بهترین کمک را میتواند به روند حرکتی خود داشته باشد. با توجه به اینکه موضوع بیننسلی بودن سازمان تامیناجتماعی همواره در سالیان متمادی مطرح بوده و مورد توجه قرا گرفته، آیا بیتوجهی به منابع این سازمان در سالیان طولانی و رقم بدهی بسیار سنگین دولتها به این صندوق نشانگر اخلال در روند حرکتی این سازمان نیست؟ و مفهوم بیننسلی بودن تامیناجتماعی را زیر سوال نمیبرد؟ بسیاری از قوانین تصویب شده به نوعی شرایط تامیناجتماعی را با خطر مواجه میکنند. باید شرایط مناسب تولید و حمایت از تولید همواره در کشور وجود داشته باشد تا درآمد لازم و مداوم برای تامیناجتماعی برقرار باشد.
وضعیت کنونی خدمات بیمهای و درمانی تامیناجتماعی در استان خراسان شمالی را چگونه ارزیابی میکنید؟
هزینههای درمانی مردم در بخش خصوصی و سهم مشارکت تامیناجتماعی در تامین این هزینهها، در مواردی تناسب چندانی ندارد. البته برخی پزشکان در مطبهای خصوصی با تامیناجتماعی قرارداد منعقد نکردهاند که مشکلاتی را در این زمینه در استان شاهد هستیم. با توجه به شرایط متفاوت زندگی در شهرها و روستاهای مختلف در سطح کشور، خدماتی که در شهرهای بزرگ به جامعه کارگری ارائه میشود، با خدماتی که در شهرها و روستاهای دیگر ارائه میشود همخوانی لازم را ندارد. پیشنهاد ما این است که مسئولان تامیناجتماعی به موضوع مهم ایجاد عدالت در دسترسی بیمهشدگان و مستمریبگیران به خدمات بهویژه خدمات درمانی اهتمام بیشتری داشته باشند. امیدواریم در زمینه ارائه خدمات بیمهای و درمانی تامیناجتماعی در سطح کشور شاهد توازن منطقهای باشیم تا هرکس به تناسب و فراخور سهم خود و مشارکت در هر حوزه، خدمات لازم را دریافت کند.
در حال حاضر کارفرمایان، تولیدگران و نیز کارگران استان با چه مسائل و مشکلاتی مواجه هستند؟
در بازار تولید، نیروی توانمند با کارایی لازم به اندازه کافی وجود ندارد و این توانمندی به لحاظ تولید محصول باکیفیت، حضور در بازارهای بینالمللی، بازاریابی و تبلیغات، قابل تعریف و بررسی است. این موضوع ناشی از عواملی نظیر ناکافی بودن سرمایه، ناتوانی در رقابت و نبود آموزشهای بنیادین در خصوص کارآفرینی و به دیگر مسائل مرتبط است. در حال حاضر 45 درصد افراد فارغالتحصیل و درحال تحصیل در سطح کشور، افراد غیرفعال به لحاظ اقتصادی هستند و اراده، انگیزه و شرایط لازم را برای ورود به بازارهای کار و اقتصاد ندارند. در دانشگاهها، برخی رشتهها که نرخ بیکاری آنها بالغ بر 40 درصد است و به مرحله اشباع رسیدهاند، همچنان دانشجو میپذیرند. ناهمخوانی تحصیلات دانشگاهی با بازارکار باعث شده شرایط مناسبی را در این زمینه تجربه نکنیم. استان خراسان شمالی به لحاظ درآمد خانوار و میانگین کشوری آن در سطحی بسیار پایین بهسر میبرد و فعالیتها در این استان مکانیزه و با کار علمی و دانشی، تطبیق داده نشده است.
طرح کارورزی وزارت کار تا چه میزان توانسته است این مشکلات را حل کند؟
در ارتباط با طرح کارورزی، این نکته قابل ذکر است در گذشته فردی که فارغالتحصیل دانشگاهی بود و به مراکز اقتصادی و تولیدی برای اشتغال مراجعه میکرد، به دلیل عدم تجربه، سابقه و دانش کار، با درب بسته مواجه میشد اما با اجرای طرح کارورزی و حضور 6ماهه فارغالتحصیلان در محیطهای کار، مشکلات مذکور برطرف شد و ظرف این مدت 6 ماهه، تجربه، انگیزه و اراده کافی در فرد برای اشتغال ایجاد شده و مهارت کافی برای شروع کار در محیط تولیدی را نیز کسب میکند. در استان با اجرای طرح کارورزی تاکنون بیش از 220 نفر با مراکز تولیدی عقد قرارداد داشتهاند. به طور کلی در جامعه فارغالتحصیلان دانشگاهی این نگاه برای کسب مهارت وجود ندارد و امیدواریم با اجرای این طرح بتوانیم ارتباط بین فارغالتحصیل و محیط کار را افزایش دهیم.
ارتباط بخشهای مختلف بیمهای، حمایتی و امدادی نظام رفاه و تامیناجتماعی کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر نهادهای حمایتی و بیمهای تعامل مثبت و سازندهای با هم داشته باشند و برای حمایت از اقشار مختلف جامعه از ظرفیتهای تجمیعی آنها استفاده شود، بیشترین نفع را خواهیم برد. اگر این نهادها در کنار یکدیگر باشند و نقشی مانند اکوسیستم بازی کنند، بهترین استفاده نصیب افراد نیازمند حمایت در جامعه میشود ولی به نظر میرسد هنوز این ارتباط بهینه و چندسویه، تعریف نشده و کارایی لازم را دارا نیست. درحال حاضر هماهنگی میان نهادها به طور منظم شکل نگرفته و بسیاری از سازمانها به صورت جزیرهای عمل میکنند و این موضوع، مختص خراسان شمالی نیست و در سطح کشور نیز شاهد این چالش هستیم.