چرا سازمان‌ها باید کارآفرین شوند؟

نگاه

چرا سازمان‌ها باید کارآفرین شوند؟

رویا کوهستانی - عضو هیئت‌مدیره انجمن زنان کارآفرین

بسیاری از شرکت‌ها به لزوم کارآفرینی شرکتی پی برده‌اند، درواقع این‌گونه تغییر گرایش در استراتژی، در پاسخ به سه نیازی است که بر شرکت‌ها تحمیل شده است. این یادداشت نگاهی دارد به ضرورت پیاده‌سازی کارآفرینی سازمانی در شرکت‌ها که موجب می‌شود نیروهای خلاق و توانمند بتوانند نقش موثری در توسعه و بهره‌وری سازمان ایفا کنند و همچنین موجب نگه داشت این نیروها در سازمان می‌شود.
1. افزایش سریع رقبای جدید
2. ایجاد حس بی‌اعتمادی نسبت به شیوه‌های مدیریت سنتی در شرکت‌ها
3. خروج بهترین نیروهای کار از شرکت‌ها و اقدام آن‌ها به کارآفرینی مستقل
در خصوص نخستین مورد، نوآوری و ارائه محصولات جدید به‌قدری سرعت یافته که تغییرات، ابتکارات و بهبودها به امری عادی در بازارهای فروش تبدیل شده است. از این رو شرکت‌ها یا باید به نوآوری بپردازند یا محکوم به فنا هستند.
دوم اینکه با توجه به حرکت سریع محیط به سوی پیچیدگی بیشتر و نبود پایداری در شرایط محیطی بازار، شیوه‌های سنتی مدیریت نمی‌تواند پاسخگوی این‌گونه چرخش‌های شدید در محیط باشد و تطبیق نشدن سریع آن با شرایط تصمیم‌گیری در چنین محیط‌های جدیدی، نوعی بی‌اعتمادی را نسبت به سبک‌های مدیریت سنتی ایجاد کرده است.
سومین مشکل، ترک شایسته‌ترین افراد شرکت برای اقدام به کارآفرینی مستقل است. از علل اصلی تشویق افراد به ترک شرکت‌های خود می‌توان به پاداش‌های حاصل از کارآفرینی مستقل اشاره کرد همچون رفاه اقتصادی و اجتماعی، شهرت و استقلال در تصمیم‌گیری. همین عوامل سبب می‌شود کارکنان جوان و باسابقه شرکت‌ها بیش‌ازپیش به کارآفرینی ترغیب شوند.
البته این بحث بسیار طولانی و قابل‌تامل است و در چند سطر قابل‌ارائه نیست اما به صورت خلاصه به برخی از تعاریف این حوزه می‌پردازیم.
 کارآفرین سازمانی
کارآفرین سازمانی فردی است که در سازمانی بزرگ همچون کارآفرین مستقل عمل کند. از نظر شرکت، مزایای داشتن کارآفرینان سازمانی آشکار است، چراکه این‌گونه افراد به معرفی و تولید محصولات، خدمات و فرآیندهای جدید می‌پردازند و بدین ترتیب موجب رشد و سوددهی آن می‌شوند.
 کارآفرینی سازمانی  
1. کارآفرینی شرکتی مفهومی چندبعدی است که فعالیت‌های شرکت را متوجه نوآوری محصول، نوآوری در فناوری، مخاطره‌پذیری، و پیشگامی می‌سازد.
2. کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد شرکت به ایجاد و معرفی محصولات جدید، فرآیندهای جدید و نظام‌های سازمانی نوین است.
3. در کارآفرینی سازمانی، ظرفیت مالی را شرکت مادر تعیین می‌کند. منابع خارجی بدون رضایت شرکت مادر مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. اما در کارآفرینی مستقل، ظرفیت مالی را خود فعالیت تعیین می‌کند. همه منابع می‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند.
4. در کارآفرینی سازمانی، تشریفات اداری در بخش‌هایی نظیر حسابداری، پرسنلی، قراردادها، روابط عمومی، تبلیغات و خدمات به مشتری به وسیله شرکت مادر تعیین می‌شود. اما در کارآفرینی مستقل، تشریفات اداری در حیطه اختیارات مدیر و بسیار کم است.
5. در کارآفرینی سازمانی، موفقیت پول زیادی را برای کسانی که در فعالیت مخاطره‌آمیز جدید کار می‌کنند به دنبال نخواهد داشت. موفقیت می‌تواند به معنای ارتقا باشد. شکست موجب برکنار شدن مدیران از شغل‌های خود نخواهد شد. آن‌ها می‌توانند به شرکت مادر بازگردند. اما در کارآفرینی مستقل، کارآفرین و سرمایه‌گذاران ممکن است میلیون‌ها دلار پول به دست آوردند و موفقیت می‌تواند به معنای استقلال مالی باشد.
6. در کارآفرینی سازمانی، اداره کردن یک فعالیت مخاطره‌آمیز در صورتی موجب پیشرفت شغلی می‌شود که به موفقیت دست یابد و در صورتی پیشرفت شغلی را به تاخیر می‌اندازد که با شکست مواجه شده باشد. اما در کارآفرینی مستقل، اداره کردن یک شرکت مستقل احتمالا پیشرفت شغلی را افزایش خواهد داد؛ خواه آن شرکت به موفقیت دست یابد خواه نه.
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه