در دبستان، فروید و هگل می‌خواندم!

با رضا فیاضی، هنرمند پیشکسوت، درباره تئاتر و کتاب

در دبستان، فروید و هگل می‌خواندم!

کمیل انتظاری

 
 
 
 
در بحبوحه ملی شدن صنعت نفت، آن هم در اهواز به دنیا آمد. به همین مناسبت تا سال‌ها «ملی» صدایش می‌کردند. بعدها که پدر برایش شناسنامه گرفت نام رضا را بر او نهاد. رضا فیاضی را بیشتر به‌عنوان هنرمند تلویزیون و سینما می‌شناسیم، آن هم در سریال‌ها و فیلم‌های کودک و نوجوان، اما او افزون بر ایفای نقش در فیلم و سریال و تئاتر و کارگردانی، دل‌مشغولی‌های دیگری نیز دارد؛ کتاب و خواندن. او تفاوت میان خواندن و نخواندن را زندگی در مرز روشنایی و تاریکی می‌داند. تاکنون چند مجموعه شعر، نمایشنامه، رمان و داستان کوتاه منتشر کرده است. این روزها نمایش «پدر یک‌دقیقه‌ای» را که نمایش‌نامه‌اش را خود نوشته و در آن ایفای نقش می‌کند در تالار هنر به روی صحنه برده است. در سالن نمایش همچنین کتاب‌هایش را به علاقه‌مندان عرضه می‌کند.
 
 شخصیت پدر نمایش اخیر شما چرا پدر یک‌دقیقه‌ای نام دارد؟
داستان نمایش «پدر یک‌دقیقه‌ای» براساس نظریات روان‌شناسانه دکتر اسپنسر جانسون نوشته شده است. او چند کتاب دارد ازجمله «مدیر یک‌دقیقه‌ای»، «پدر یک دقیقه» و «چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟». در نمایش قصه یک خانواده خوشبخت روایت می‌شود. مادر خانواده که ناراحتی قلبی دارد بر اثر اتفاق همزمان با بحث‌وجدل خانوادگی از دنیا می‌رود و فرزندان پدر خانواده را مقصر این حادثه می‌دانند. پدر برای حل این مشکل نزد روانشناس می‌رود و او از پدر خانواده می‌خواهد راه‌های یک‌دقیقه‌ای مانند توبیخ، تشویق و ستایش یک‌دقیقه‌ای را امتحان کند که درنهایت پدر با به کار بستن این راهکارها به پدر یک‌دقیقه‌ای تبدیل می‌شود.
 
 استقبال از این نمایش چطور بوده و کودکان چه واکنشی به آن نشان می‌دهند؟
مخاطب این نمایش، کودکان و خانواده‌ها هستند. اما از آنجا که در این تالار نمایش‌های مخصوص خردسالان اجرا می‌شود، خانواده‌ها با این تصور فرزندان کوچک خود را برای دیدن نمایش به همراه می‌آورند. این موضوع کار مرا در مقام کارگردان سخت‌تر می‌کند؛ چون مخاطب خردسال انتظار دیدن تصاویر شاد و مفرح را دارد. با این همه، تاکنون ندیده‌ام بچه‌ها از دیدن کار خسته شوند، چراکه در طول کار موسیقی و شعر آن‌ها را سرگرم می‌کند.
 
 مردم شما را بیشتر به‌عنوان بازیگر می‌شناسند. از چه زمانی شروع به نوشتن کردید؟
از دوران سربازی شروع به سرودن شعر کردم. در اولین کتابم با عنوان «بازیگر» شعرهایم را از سال 1350 جمع‌آوری کردم. این کتاب در نیمه‌های دهه 80 منتشر شده است. دومین مجموعه شعرم با عنوان «بانوی نیلوفری» سال 89 منتشر شد و آخرین مجموعه شعرم با نام «دریا از چشمان تو برمی‌آید» همزمان با تولدم در تیرماه جاری توسط انتشارات بوتیمار چاپ شد. امیدوارم منتقدان و صاحب‌نظران با نگاه نقادانه این اثر را بررسی کنند.
افزون بر شعر، چند مجموعه داستان و نمایش‌نامه نیز نوشته‌ام، ازجمله رمان «مردی با لاک قرمز» که توسط انتشارات مروارید منتشر شده، مجموعه داستان‌های «صندوقچه اسرارآمیز و داستان‌های دیگر» که انتشارات نگاه آن را چاپ کرده و «قصه‌های آسیه‌آباد» که توسط انتشارات شکوفه روانه بازار شده و سه نمایشنامه «عصای کارگشا»، «ت مثل تئاتر» و «لولوی آوازخوان» که توسط کانون پرورش فکری کودک و نوجوان عرضه شده است.
 چه آثاری در دست چاپ دارید؟ همین نمایش‌نامه «پدر یک‌دقیقه‌ای» را منتشر نکرده‌اید؟
نه، هنوز منتشر نشده، اما شاید برای چاپ آن اقدام کنم. رمان «پرسه در پاریس» را برای چاپ به انتشارات بوتیمار سپرده‌ام. مجموعه داستان «قصه‌های ملی» را نیز آماده چاپ دارم که قرار است انتشارات مروارید آن را منتشر کند.
 
 قصه‌های ملی؟
بله، اسم کودکی من ملی بود. من همزمان با ملی شدن شرکت نفت به دنیا آمدم و مرا ملی صدا می‌کردند. چند سالی شناسنامه نداشتم و وقتی پدرم برای گرفتن شناسنامه اقدام کرد نام رضا را انتخاب کرد.
 
 بارها از کتاب نخواندن جوانان و نوجوانان گله کرده‌اید. به نظر شما چرا این قشر علاقه‌ای به مطالعه ندارند؟
من با این موضوع درگیرم. باید تاسف خورد. ما از دبستان دوره مطالعاتی داشتیم. با بچه‌ها جمع می‌شدیم و کتاب می‌خواندیم. شاید باور نکنید، من در دبستان درباره فروید و هگل کتاب خوانده بودم و آن‌ها را از آن زمان می‌شناسم. الان کسی باورش نمی‌شود.
در حال حاضر برنامه‌ای بر روی آنتن می‌برم به نام «کیوسک» که به کتاب و کتاب‌خوانی، فیلم و سریال و ترانه‌های ماندگار اختصاص دارد، که در برنامه خانواده شبکه یک پخش می‌شود. اما به دلیل زمان بد پخش آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در صورتی که این برنامه اهمیت زیادی دارد و می‌تواند مردم را به خواندن کتاب و دیدن فیلم تشویق کند.
به هر حال، امیدوارم جوانان و نوجوانان ما کتاب را یک دوست و رفیق ببینند. تمام تلاشم را در این زمینه خواهم کرد که آن‌ها را به کتاب خواندن ترغیب کنم.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه