نقشه جذب سرمایه نیروگاههای پاک
حمیدرضا صالحی رئیس فدراسیون صادرات انرژی ایران
بحث درباره نحوه حکمرانی در اقتصاد انرژیهای تجدیدپذیر در ایران وارد مرحلهای حساس شده؛ مرحلهای که در آن نسبت میان نقش دولت، سازوکار بازار و جایگاه بخش خصوصی به یکی از محورهای اصلی اختلافنظر کارشناسان و سیاستگذاران تبدیل شده است.
گروهی از تحلیلگران اقتصادی معتقدند تداوم مداخله مستقیم دولت در اقتصاد انرژی، میتواند همان پیامدهایی را در بخش تجدیدپذیرها تکرار کند که پیشتر در حوزه انرژیهای حرارتی مشاهده شد؛ از جمله ناترازی، کاهش کارایی سرمایهگذاری و شکلگیری بیثباتی در تصمیمگیریهای بلندمدت.
از این منظر، دولت باید از بازیگر مستقیم به نهاد تنظیمگر تغییر نقش دهد تا مسیر توسعه این بخش بر پایه منطق رقابتی بازار شکل گیرد.
در همین چارچوب، به تجربه «تابلو سبز» بورس انرژی اشاره میشود که با هدف ایجاد بستر شفاف برای جذب سرمایه در پروژههای تجدیدپذیر طراحی شد، اما به باور برخی کارشناسان، مداخلات مکرر سیاستی و تغییرات ناگهانی در قواعد اجرایی، از کارایی این ابزار کاسته است.
در شرایطی که سرمایهگذاری در انرژیهای نو بهشدت به ثبات مقررات و پیشبینیپذیری وابسته است، هرگونه دخالت غیرقابل پیشبینی میتواند ریسک ورود سرمایهگذاران را افزایش دهد.
برآوردها نشان میدهد سهم بخش خصوصی در اقتصاد انرژی تجدیدپذیر ایران حدود دو درصد است؛ رقمی که از نگاه کارشناسان با ظرفیتهای واقعی فنی، مالی و نهادی کشور فاصله معناداری دارد.
در سطح ساختاری، امنیت انرژی بهعنوان یکی از مؤلفههای امنیت ملی شناخته میشود و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر میتواند نقش مهمی در کاهش ریسکهای بلندمدت این حوزه ایفا کند.
با این حال، اقتصاد انرژی کشور همچنان با چالشهایی نظیر نبود شفافیت در قیمتگذاری سوخت، هزینه تولید برق و نوسانات سیاستی مواجه است؛ مسائلی که موجب کاهش پیشبینیپذیری و افزایش عدم قطعیت برای سرمایهگذاران شده است.
در چنین فضایی، ابزارهای بازار سرمایه نیز نتوانستهاند نقش کامل خود را در تأمین مالی پروژههای انرژی ایفا کنند و شکاف سرمایهگذاری همچنان پابرجاست.
در مقابل، تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد بورسهای انرژی با استفاده از ابزارهای مالی متنوع، توانستهاند منابع قابل توجهی را به سمت توسعه زیرساختهای انرژی هدایت کنند.
در ایران نیز ظرفیتهایی مانند کرادفاندینگ، توکنایز کردن داراییهای انرژی و گواهیهای قابل معامله تولید برق تجدیدپذیر میتواند مسیرهای تازهای برای تأمین مالی پروژههای کوچک و متوسط ایجاد کند. این ابزارها امکان پیشفروش انرژی و جذب سرمایههای خرد را فراهم میکنند و در صورت وجود ثبات مقرراتی، میتوانند نقش مکملی در توسعه بازار انرژی ایفا کنند.
گروهی از تحلیلگران اقتصادی معتقدند تداوم مداخله مستقیم دولت در اقتصاد انرژی، میتواند همان پیامدهایی را در بخش تجدیدپذیرها تکرار کند که پیشتر در حوزه انرژیهای حرارتی مشاهده شد؛ از جمله ناترازی، کاهش کارایی سرمایهگذاری و شکلگیری بیثباتی در تصمیمگیریهای بلندمدت.
از این منظر، دولت باید از بازیگر مستقیم به نهاد تنظیمگر تغییر نقش دهد تا مسیر توسعه این بخش بر پایه منطق رقابتی بازار شکل گیرد.
در همین چارچوب، به تجربه «تابلو سبز» بورس انرژی اشاره میشود که با هدف ایجاد بستر شفاف برای جذب سرمایه در پروژههای تجدیدپذیر طراحی شد، اما به باور برخی کارشناسان، مداخلات مکرر سیاستی و تغییرات ناگهانی در قواعد اجرایی، از کارایی این ابزار کاسته است.
در شرایطی که سرمایهگذاری در انرژیهای نو بهشدت به ثبات مقررات و پیشبینیپذیری وابسته است، هرگونه دخالت غیرقابل پیشبینی میتواند ریسک ورود سرمایهگذاران را افزایش دهد.
برآوردها نشان میدهد سهم بخش خصوصی در اقتصاد انرژی تجدیدپذیر ایران حدود دو درصد است؛ رقمی که از نگاه کارشناسان با ظرفیتهای واقعی فنی، مالی و نهادی کشور فاصله معناداری دارد.
در سطح ساختاری، امنیت انرژی بهعنوان یکی از مؤلفههای امنیت ملی شناخته میشود و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر میتواند نقش مهمی در کاهش ریسکهای بلندمدت این حوزه ایفا کند.
با این حال، اقتصاد انرژی کشور همچنان با چالشهایی نظیر نبود شفافیت در قیمتگذاری سوخت، هزینه تولید برق و نوسانات سیاستی مواجه است؛ مسائلی که موجب کاهش پیشبینیپذیری و افزایش عدم قطعیت برای سرمایهگذاران شده است.
در چنین فضایی، ابزارهای بازار سرمایه نیز نتوانستهاند نقش کامل خود را در تأمین مالی پروژههای انرژی ایفا کنند و شکاف سرمایهگذاری همچنان پابرجاست.
در مقابل، تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد بورسهای انرژی با استفاده از ابزارهای مالی متنوع، توانستهاند منابع قابل توجهی را به سمت توسعه زیرساختهای انرژی هدایت کنند.
در ایران نیز ظرفیتهایی مانند کرادفاندینگ، توکنایز کردن داراییهای انرژی و گواهیهای قابل معامله تولید برق تجدیدپذیر میتواند مسیرهای تازهای برای تأمین مالی پروژههای کوچک و متوسط ایجاد کند. این ابزارها امکان پیشفروش انرژی و جذب سرمایههای خرد را فراهم میکنند و در صورت وجود ثبات مقرراتی، میتوانند نقش مکملی در توسعه بازار انرژی ایفا کنند.
ارسال دیدگاه




