بازار طلا زیر سایه سیاست، ارز و آتشبس
مهتاب زرین کلک روزنامه نگار
در میانه چهل روز تنش نظامی که سایه خود را بر اقتصاد ایران گستراند، یکی از مهمترین تغییرات در بازار طلا رقم خورد؛ بازاری که همواره در زمان بروز درگیریهای نظامی بهعنوان پناهگاه امن سرمایه تلقی میشد، اینبار رفتاری معکوس از خود نشان داد و هر گرم طلای ۱۸ عیار با کاهش بیش از چهار میلیون تومانی روبهرو شد. چنین مسیری در بازار جهانی نیز تکرار شد و نشان داد قواعد سنتی افزایش بهای طلا در شرایط جنگی الزاماً پایدار نیست. بررسی روندهای بینالمللی آشکار میسازد که طلا و نفت، همچنان گرچه در نسبت معکوس حرکت میکنند، اما دامنه و جهت این واکنش در فضای اخیر تحت تأثیر مجموعهای از عوامل فراملی قرار گرفته است. در اوج تنش میان ایران و آمریکا، تهدیدهای مرتبط با تنگه هرمز قیمت نفت را از حدود هفتاد و پنج دلار تا مرز صد و بیست دلار بالا برد، اما همزمان اونس جهانی طلا از محدوده پنجهزار و چهارصد دلار به چهارهزار و دویست دلار سقوط کرد. اعلام آتشبس و شکلگیری امیدهای دیپلماتیک نیز مسیر دیگری را رقم زد؛ نفت برنت به زیر صد دلار بازگشت و طلا با صعودی دوباره به محدوده چهارهزار و هشتصد دلار نزدیک شد. اکنون تحلیلگران معتقدند تداوم کاهش نفت میتواند راه را برای افزایش بیشتر بهای جهانی طلا هموار کند.
تبعات جنگ ایران بر بازار طلا
در کوران تحولات چهلروزه جنگ تحمیلی، یکی از غیرمنتظرهترین رخدادهای اقتصادی در بازار طلا و انرژی رقم خورد. برخلاف الگوی کلاسیک افزایش قیمت در زمان بحران، طلا اینبار با کاهش محسوسی روبهرو شد تا نشانهای روشن از تغییر مدارهای سنتی رفتار فلز زرد در دورههای تنش نظامی باشد. به گفته یوسف تقیزادگان، رئیس اتحادیه طلا، نقره و جواهرات مشهد، عرضه گسترده طلا از سوی برخی کشورهای منطقه، جایگزین موقتی درآمدهای نفتی آنان شده و همین عامل به تنهایی موجب ریزش ۵۰۰ دلاری اونس جهانی است. تقیزادگان معتقد است شرایط فعلی، نتیجه مستقیم محدودیت صادرات نفت در چند کشور عربی و تلاش آنها برای حفظ تعادل ارزی از طریق فروش ذخایر طلای فیزیکی است؛ رفتاری که با ایجاد مازاد عرضه، توازن بازارهای بینالمللی را بهشدت برهم زده است. این پدیده، علاوه بر کاهش قیمت جهانی طلا، شاخصهای داخلی را نیز با نوسان و ابهام روبهرو کرده و سبب شده مسیر قیمتها برخلاف قواعد سنتی حرکت کند. بازار اکنون در وضعیت شکنندهای قرار دارد که هر تحول دیپلماتیک یا کاهش در عرضههای اضطراری میتواند جهتگیری تازهای برای قیمت طلا و انرژی رقم زند؛ نشانهای از آنکه جنگ نه فقط ساختار سیاسی، بلکه هندسه اقتصادی منطقه را نیز بازتعریف کرده است.
جهش قیمت، افت تولید
طی سال گذشته چشمانداز بازار طلا به شکلی کمسابقه دگرگون شد و هم در سطح جهانی و هم در بازار داخلی، شدت نوسانات به نقطهای رسید که بسیاری از فعالان صنف آن را یکی از پرتنشترین دورههای چند دهه اخیر میدانند. اونس جهانی با جهشی حدود چهلونه درصدی، مسیر صعودی خود را از محدوده سههزار و سیوهشت دلار آغاز کرد و با عبور از مرز چهارهزار و پانصد دلار، رشد پانصد دلاری در مقاطع زمانی کوتاه را تجربه کرد؛ رشدی که برآیند مجموعهای از ریسکهای ژئوپلیتیک، سیاستهای پولی، افزایش تقاضای سرمایهای و انتقال ذخایر طلای دولتی در برخی کشورها بود. روند داخلی اما نهتنها پرشتابتر، بلکه پیچیدهتر نیز ظاهر شد و نشان داد واکنش بازار ایران نسبت به سیگنالهای جهانی، ساختاری چندلایه یافته است.
یکی از مهمترین نشانههای این تحول، تغییر قابل توجه ارزش هر مثقال طلای ۱۷ عیار بود. رقم ارزشگذاریشده در ابتدای سال ۱۴۰۴ حدود سیوسه میلیون و هشتصدوشصتوپنج هزار تومان ثبت شد و پس از گذشت یک سال، همین شاخص با جهشی صدوبیستونه درصدی به هفتادوهفت میلیون و سیصد هزار تومان رسید؛ افزایشی معادل چهلوسه میلیون و چهارصد هزار تومان که فشار شدیدی بر مصرفکنندگان نهایی وارد کرد و بهطور همزمان حاشیه سود واحدهای تولیدی را نیز دستخوش بیثباتی ساخت. تجربه بازار سکه نیز روند مشابهی را نمایش داد. قیمت تمامسکه طرح جدید با عبور از کانال نودوچهار میلیون تومانی در ابتدای سال، تا اواسط فروردین ۱۴۰۵ به حدود صدوهشتادوسه میلیون تومان رسید؛ تحولی که به معنای رشد نودوهفت درصدی و افزایش نودویک میلیون تومانی است.
تحول چشمگیر دیگری که ساختار بازار را تغییر داد، کاهش شدید حباب سکه بود. ناصر بذرافشان، رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران، این کاهش را یکی از مهمترین رویدادهای سال گذشته میداند و یادآور میشود حباب سکه از هفده میلیون و پانصد هزار تومان به حدود شش میلیون و نهصد هزار تومان رسید؛ افتی شصتویک درصدی که بیانگر تخلیه تدریجی هیجان سفتهبازی و بازگشت نسبی قیمتها به الگوهای بنیادی است. چنین روندی نشان داد که بازار طلا در مسیر جدیدی از عقلانیت نسبی حرکت میکند، هرچند نوسانات شدید همچنان فضای تصمیمگیری را دشوار نگه داشته است.
صنعت طلا اما روی دیگر این تحولات را تجربه کرد. فضای مبهم قیمتی، فشار نقدینگی، کاهش قدرت خرید خانوارها و جهش هزینه مواد اولیه، مجموعاً موجب شد تولیدکنندگان با یکی از سختترین سالهای فعالیت خود روبهرو شوند. گزارشهای صنفی حکایت از افت محسوس تولید میان سیوپنج تا چهلوپنج درصد دارد؛ رقمی که نشان میدهد بازار داخلی، باوجود رشد ظاهری قیمتها، در لایههای عمیقتر با رکودی جدی و فراگیر مواجه بوده است. نتیجه آنکه صنعت طلا در سال گذشته بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازسازی ساختارهای تولید، تقویت نقدینگی و تعریف ابزارهای نوین برای حفظ پایداری در برابر نوسانات شده است.
چشمانداز متزلزل طلا
آینده بازار طلا همچنان در هالهای از عدمقطعیت قرار دارد و مجموعه رخدادهای ژئوپلیتیک، دادههای تورمی و رفتار بانکهای مرکزی مسیر حرکت این فلز را پیچیدهتر از همیشه کرده است. پیشبینیهایی که پیش از وقوع جنگ درباره رسیدن اونس جهانی به مرز ششهزار دلار مطرح میشد، اکنون با تردیدهای جدی روبهرو است؛ زیرا بستر اقتصادی بهگونهای تغییر کرده که نقش ریسک و انتظار بیش از عوامل بنیادی سنگینی میکند. برایان لان، مدیرعامل گلدسیلور سنترال، بر این باور است که طلا در این مقطع قصد انجام حرکت عمدهای ندارد و فضای بازار هنوز تحتتأثیر گمانهزنیها پیرامون پیامدهای مرحله پس از آتشبس است. وی محدوده کوتاهمدت تثبیت قیمت را بین چهارهزار و ششصدوهفت دلار تا چهارهزار و هشتصدوشصت دلار ارزیابی میکند؛ محدودهای که نشان میدهد بازار به دنبال یافتن سطحی پایدار برای تنفس است.
تحولات جنگ اخیر با اثرگذاری بر قیمت انرژی و کود، نگرانیها نسبت به تورم را تشدید کرده و همین مسئله جهتگیری فدرالرزرو را نسبت به آینده نرخ بهره تغییر داده است. افزایش احتمالی نرخ بهره بهطور سنتی هزینه نگهداری طلا را بالا میبرد و این دارایی بدون بازده را تحتفشار نزولی قرار میدهد. گزارش رویترز نیز نشان میدهد پیش از اعلام آتشبس، معاملهگران بر اساس ابزار دیدهبان گروه CME کاملاً مطمئن بودند که نرخ بهره آمریکا در سال ۲۰۲۶ کاهش نخواهد یافت؛ درحالیکه پیش از جنگ انتظار دو نوبت کاهش وجود داشت. کومرزبانک اما در این فضای پیچیده، پیشبینی خود را برای پایان سال میلادی افزایشی اعلام کرد و هدف قیمت اونس را از چهارهزار و نهصد دلار به پنجهزار دلار رساند. این بانک معتقد است کاهش اخیر قیمتها پایدار نخواهد ماند و فشارهای ساختاری میتواند بار دیگر به رشد بهای جهانی بینجامد.
مسیر آینده سیاست و ارز
بازار داخلی نیز همزمان با تحولات جهانی وارد مرحلهای جدید شده و نرخ ارز همچنان یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده آینده طلا محسوب میشود. علی عقیلی، کارشناس بازار طلا، معتقد است کاهش قیمت دلار پس از اعلام خبر آتشبس ـ از حدود صدوشصتوسه هزار تومان تا نزدیک صدوچهلونه هزار تومان ـ اگرچه فضای روانی بازار را آرام کرد، اما مسیر آتی آن وابسته به پذیرش «شروط دهگانه ایران» خواهد بود. این شروط شامل رفع تحریمها، آزادسازی داراییها، مدیریت تنگه هرمز و امکان فروش آزادانه نفت است؛ مجموعهای که میتواند نرخ ارز را بهطور قابل توجهی پایین آورده و زمینه افت قیمت طلا را در بازار داخلی فراهم سازد.
تحلیلگران همچنین رفتار دولتها در دوران جنگ را یکی از عوامل کلیدی در شکلگیری روندهای آتی میدانند. گزارشها نشان میدهد برخی کشورها برای جبران کسری بودجه ناشی از نوسانات انرژی، به ذخایر طلای خود روی آوردهاند و این اقدام هم در تقویت تقاضای فیزیکی مؤثر بوده و هم در تضعیف ارزش جهانی دلار نقش داشته است. نمونه شاخص آن اقدام فرانسه در فروش بخشی از اوراق قرضه خود در آمریکا و تبدیل آن به طلاست؛ عملیاتی که حدود هجده میلیارد یورو سود ایجاد کرد و انرژی تازهای به بازار جهانی تزریق نمود. چنین سیاستهایی در مجموع مسیر بلندمدت طلا را صعودی توصیف میکند، بهویژه اگر منطقه به سمت ثبات پایدار و آتشبس دائمی حرکت کند.
نادر بذرافشان نیز با تکیه بر نوسانات چندماهه اخیر بر این باور است که قیمت جهانی طلا پس از تجربه سقوط تا محدوده چهارهزار و دویست دلار و بازگشت به حوالی چهارهزار و هفتصد دلار، اکنون در نقطهای منطقی قرار گرفته و انتظار نوسان شدید نمیرود. وی احتمال رسیدن به مرز ششهزار دلار را حتی در شرایط آرامش منطقه بعید میداند و معتقد است بازار وارد دورهای از نوسان کنترلشده شده است.
بحران قیمتگذاری بورسی
تعطیلی بورس، یکی از مهمترین اخلالهایی است که بهصورت مستقیم بر مسیر قیمتگذاری بازار اثر گذاشته و فضای مبادلات را به وضعیتی نامطمئن و ناپایدار کشانده است. نبود مرجع رسمی برای تعیین قیمت پایه موجب شده نرخهای موجود نه بازتاب واقعیت روز باشند و نه بر اساس الگویی شفاف شکل بگیرند. هومن زنگنه، کارشناس بازار، بر همین نکته تأکید میکند و میگوید قیمتهایی که اکنون مشاهده میشود همچنان بر مدار پیش از جنگ رمضان است؛ مداری که با شرایط کنونی هیچ تناسبی ندارد و اختلاف قابل توجه میان ارزش واقعی و نرخ معاملاتی را رقم زده است.
تبعات جنگ ایران بر بازار طلا
در کوران تحولات چهلروزه جنگ تحمیلی، یکی از غیرمنتظرهترین رخدادهای اقتصادی در بازار طلا و انرژی رقم خورد. برخلاف الگوی کلاسیک افزایش قیمت در زمان بحران، طلا اینبار با کاهش محسوسی روبهرو شد تا نشانهای روشن از تغییر مدارهای سنتی رفتار فلز زرد در دورههای تنش نظامی باشد. به گفته یوسف تقیزادگان، رئیس اتحادیه طلا، نقره و جواهرات مشهد، عرضه گسترده طلا از سوی برخی کشورهای منطقه، جایگزین موقتی درآمدهای نفتی آنان شده و همین عامل به تنهایی موجب ریزش ۵۰۰ دلاری اونس جهانی است. تقیزادگان معتقد است شرایط فعلی، نتیجه مستقیم محدودیت صادرات نفت در چند کشور عربی و تلاش آنها برای حفظ تعادل ارزی از طریق فروش ذخایر طلای فیزیکی است؛ رفتاری که با ایجاد مازاد عرضه، توازن بازارهای بینالمللی را بهشدت برهم زده است. این پدیده، علاوه بر کاهش قیمت جهانی طلا، شاخصهای داخلی را نیز با نوسان و ابهام روبهرو کرده و سبب شده مسیر قیمتها برخلاف قواعد سنتی حرکت کند. بازار اکنون در وضعیت شکنندهای قرار دارد که هر تحول دیپلماتیک یا کاهش در عرضههای اضطراری میتواند جهتگیری تازهای برای قیمت طلا و انرژی رقم زند؛ نشانهای از آنکه جنگ نه فقط ساختار سیاسی، بلکه هندسه اقتصادی منطقه را نیز بازتعریف کرده است.
جهش قیمت، افت تولید
طی سال گذشته چشمانداز بازار طلا به شکلی کمسابقه دگرگون شد و هم در سطح جهانی و هم در بازار داخلی، شدت نوسانات به نقطهای رسید که بسیاری از فعالان صنف آن را یکی از پرتنشترین دورههای چند دهه اخیر میدانند. اونس جهانی با جهشی حدود چهلونه درصدی، مسیر صعودی خود را از محدوده سههزار و سیوهشت دلار آغاز کرد و با عبور از مرز چهارهزار و پانصد دلار، رشد پانصد دلاری در مقاطع زمانی کوتاه را تجربه کرد؛ رشدی که برآیند مجموعهای از ریسکهای ژئوپلیتیک، سیاستهای پولی، افزایش تقاضای سرمایهای و انتقال ذخایر طلای دولتی در برخی کشورها بود. روند داخلی اما نهتنها پرشتابتر، بلکه پیچیدهتر نیز ظاهر شد و نشان داد واکنش بازار ایران نسبت به سیگنالهای جهانی، ساختاری چندلایه یافته است.
یکی از مهمترین نشانههای این تحول، تغییر قابل توجه ارزش هر مثقال طلای ۱۷ عیار بود. رقم ارزشگذاریشده در ابتدای سال ۱۴۰۴ حدود سیوسه میلیون و هشتصدوشصتوپنج هزار تومان ثبت شد و پس از گذشت یک سال، همین شاخص با جهشی صدوبیستونه درصدی به هفتادوهفت میلیون و سیصد هزار تومان رسید؛ افزایشی معادل چهلوسه میلیون و چهارصد هزار تومان که فشار شدیدی بر مصرفکنندگان نهایی وارد کرد و بهطور همزمان حاشیه سود واحدهای تولیدی را نیز دستخوش بیثباتی ساخت. تجربه بازار سکه نیز روند مشابهی را نمایش داد. قیمت تمامسکه طرح جدید با عبور از کانال نودوچهار میلیون تومانی در ابتدای سال، تا اواسط فروردین ۱۴۰۵ به حدود صدوهشتادوسه میلیون تومان رسید؛ تحولی که به معنای رشد نودوهفت درصدی و افزایش نودویک میلیون تومانی است.
تحول چشمگیر دیگری که ساختار بازار را تغییر داد، کاهش شدید حباب سکه بود. ناصر بذرافشان، رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران، این کاهش را یکی از مهمترین رویدادهای سال گذشته میداند و یادآور میشود حباب سکه از هفده میلیون و پانصد هزار تومان به حدود شش میلیون و نهصد هزار تومان رسید؛ افتی شصتویک درصدی که بیانگر تخلیه تدریجی هیجان سفتهبازی و بازگشت نسبی قیمتها به الگوهای بنیادی است. چنین روندی نشان داد که بازار طلا در مسیر جدیدی از عقلانیت نسبی حرکت میکند، هرچند نوسانات شدید همچنان فضای تصمیمگیری را دشوار نگه داشته است.
صنعت طلا اما روی دیگر این تحولات را تجربه کرد. فضای مبهم قیمتی، فشار نقدینگی، کاهش قدرت خرید خانوارها و جهش هزینه مواد اولیه، مجموعاً موجب شد تولیدکنندگان با یکی از سختترین سالهای فعالیت خود روبهرو شوند. گزارشهای صنفی حکایت از افت محسوس تولید میان سیوپنج تا چهلوپنج درصد دارد؛ رقمی که نشان میدهد بازار داخلی، باوجود رشد ظاهری قیمتها، در لایههای عمیقتر با رکودی جدی و فراگیر مواجه بوده است. نتیجه آنکه صنعت طلا در سال گذشته بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازسازی ساختارهای تولید، تقویت نقدینگی و تعریف ابزارهای نوین برای حفظ پایداری در برابر نوسانات شده است.
چشمانداز متزلزل طلا
آینده بازار طلا همچنان در هالهای از عدمقطعیت قرار دارد و مجموعه رخدادهای ژئوپلیتیک، دادههای تورمی و رفتار بانکهای مرکزی مسیر حرکت این فلز را پیچیدهتر از همیشه کرده است. پیشبینیهایی که پیش از وقوع جنگ درباره رسیدن اونس جهانی به مرز ششهزار دلار مطرح میشد، اکنون با تردیدهای جدی روبهرو است؛ زیرا بستر اقتصادی بهگونهای تغییر کرده که نقش ریسک و انتظار بیش از عوامل بنیادی سنگینی میکند. برایان لان، مدیرعامل گلدسیلور سنترال، بر این باور است که طلا در این مقطع قصد انجام حرکت عمدهای ندارد و فضای بازار هنوز تحتتأثیر گمانهزنیها پیرامون پیامدهای مرحله پس از آتشبس است. وی محدوده کوتاهمدت تثبیت قیمت را بین چهارهزار و ششصدوهفت دلار تا چهارهزار و هشتصدوشصت دلار ارزیابی میکند؛ محدودهای که نشان میدهد بازار به دنبال یافتن سطحی پایدار برای تنفس است.
تحولات جنگ اخیر با اثرگذاری بر قیمت انرژی و کود، نگرانیها نسبت به تورم را تشدید کرده و همین مسئله جهتگیری فدرالرزرو را نسبت به آینده نرخ بهره تغییر داده است. افزایش احتمالی نرخ بهره بهطور سنتی هزینه نگهداری طلا را بالا میبرد و این دارایی بدون بازده را تحتفشار نزولی قرار میدهد. گزارش رویترز نیز نشان میدهد پیش از اعلام آتشبس، معاملهگران بر اساس ابزار دیدهبان گروه CME کاملاً مطمئن بودند که نرخ بهره آمریکا در سال ۲۰۲۶ کاهش نخواهد یافت؛ درحالیکه پیش از جنگ انتظار دو نوبت کاهش وجود داشت. کومرزبانک اما در این فضای پیچیده، پیشبینی خود را برای پایان سال میلادی افزایشی اعلام کرد و هدف قیمت اونس را از چهارهزار و نهصد دلار به پنجهزار دلار رساند. این بانک معتقد است کاهش اخیر قیمتها پایدار نخواهد ماند و فشارهای ساختاری میتواند بار دیگر به رشد بهای جهانی بینجامد.
مسیر آینده سیاست و ارز
بازار داخلی نیز همزمان با تحولات جهانی وارد مرحلهای جدید شده و نرخ ارز همچنان یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده آینده طلا محسوب میشود. علی عقیلی، کارشناس بازار طلا، معتقد است کاهش قیمت دلار پس از اعلام خبر آتشبس ـ از حدود صدوشصتوسه هزار تومان تا نزدیک صدوچهلونه هزار تومان ـ اگرچه فضای روانی بازار را آرام کرد، اما مسیر آتی آن وابسته به پذیرش «شروط دهگانه ایران» خواهد بود. این شروط شامل رفع تحریمها، آزادسازی داراییها، مدیریت تنگه هرمز و امکان فروش آزادانه نفت است؛ مجموعهای که میتواند نرخ ارز را بهطور قابل توجهی پایین آورده و زمینه افت قیمت طلا را در بازار داخلی فراهم سازد.
تحلیلگران همچنین رفتار دولتها در دوران جنگ را یکی از عوامل کلیدی در شکلگیری روندهای آتی میدانند. گزارشها نشان میدهد برخی کشورها برای جبران کسری بودجه ناشی از نوسانات انرژی، به ذخایر طلای خود روی آوردهاند و این اقدام هم در تقویت تقاضای فیزیکی مؤثر بوده و هم در تضعیف ارزش جهانی دلار نقش داشته است. نمونه شاخص آن اقدام فرانسه در فروش بخشی از اوراق قرضه خود در آمریکا و تبدیل آن به طلاست؛ عملیاتی که حدود هجده میلیارد یورو سود ایجاد کرد و انرژی تازهای به بازار جهانی تزریق نمود. چنین سیاستهایی در مجموع مسیر بلندمدت طلا را صعودی توصیف میکند، بهویژه اگر منطقه به سمت ثبات پایدار و آتشبس دائمی حرکت کند.
نادر بذرافشان نیز با تکیه بر نوسانات چندماهه اخیر بر این باور است که قیمت جهانی طلا پس از تجربه سقوط تا محدوده چهارهزار و دویست دلار و بازگشت به حوالی چهارهزار و هفتصد دلار، اکنون در نقطهای منطقی قرار گرفته و انتظار نوسان شدید نمیرود. وی احتمال رسیدن به مرز ششهزار دلار را حتی در شرایط آرامش منطقه بعید میداند و معتقد است بازار وارد دورهای از نوسان کنترلشده شده است.
بحران قیمتگذاری بورسی
تعطیلی بورس، یکی از مهمترین اخلالهایی است که بهصورت مستقیم بر مسیر قیمتگذاری بازار اثر گذاشته و فضای مبادلات را به وضعیتی نامطمئن و ناپایدار کشانده است. نبود مرجع رسمی برای تعیین قیمت پایه موجب شده نرخهای موجود نه بازتاب واقعیت روز باشند و نه بر اساس الگویی شفاف شکل بگیرند. هومن زنگنه، کارشناس بازار، بر همین نکته تأکید میکند و میگوید قیمتهایی که اکنون مشاهده میشود همچنان بر مدار پیش از جنگ رمضان است؛ مداری که با شرایط کنونی هیچ تناسبی ندارد و اختلاف قابل توجه میان ارزش واقعی و نرخ معاملاتی را رقم زده است.
ارسال دیدگاه




