طرح طاها برای پایان خام‌فروشی انبه

طرح طاها برای پایان خام‌فروشی انبه

رامین بیات روزنامه نگار

پهنه اقلیمی فرصت‌ساز 
استان سیستان و بلوچستان با وسعتی بیش از ۱۸۰  هزار کیلومتر مربع، پهناورترین استان کشور و دروازه جنوب‌شرق ایران است؛ سرزمینی که از اقلیم گرم و خشک در شمال تا هوای گرم و مرطوب در جنوب امتداد یافته و همین تنوع، ظرفیت‌های کم‌نظیری در کشاورزی، شیلات، صنعت و خدمات ایجاد کرده است. در این میان، تولید محصولات خارج از فصل، گیاهان دارویی و میوه‌های گرمسیری، به‌عنوان مزیت‌های رقابتی استان شناخته می‌شود؛ مزیت‌هایی که اگر به زنجیره‌های اقتصادی متصل شوند، می‌توانند به موتور توسعه محلی بدل شوند. سند آمایش سرزمین مصوب سال ۱۳۹۹ نیز همین مسیر را تثبیت کرده و نقش استان را در تقسیم کار ملی و منطقه‌ای در حوزه‌هایی چون کشاورزی گرمسیری، شیلات دریایی، صنایع تبدیلی، بازرگانی مرزی، گردشگری ساحلی، حمل‌ونقل کریدوری و انرژی‌های نو تعریف کرده است. بر پایه همین سند، توسعه میوه‌های گرمسیری در شهرستان‌هایی مانند ایرانشهر، دلگان، نیکشهر، سرباز، کنارک، چابهار، مهرستان؛ به‌ویژه قصرقند، یکی از محورهای کلیدی توسعه کشاورزی استان معرفی شده است. قصرقند در جنوب استان قرار دارد و با وجود وسعت قابل توجه و منابع آبی چون رودخانه دائمی کاجو و ده‌ها رشته قنات، از قطب‌های مهم کشاورزی منطقه به شمار می‌رود. نزدیکی نسبی به مراکزی چون ایرانشهر، چابهار و زاهدان، به این شهرستان موقعیتی خاص داده است؛ اما نبود صنایع تبدیلی و واحدهای صنعتی فعال، موجب شده بخش عمده محصولات کشاورزی همچنان به صورت خام از منطقه خارج شود. 

 قصرقند؛ قطب انبه
 در میان محصولات باغی جنوب استان، انبه جایگاه برجسته‌تری دارد و به مهم‌ترین محصول شاخص قصرقند بدل شده است. سیستان و بلوچستان یکی از سه قطب اصلی تولید انبه کشور در کنار هرمزگان و جنوب کرمان به شمار می‌رود و در سال ۱۴۰۳، تولید انبه کشور بیش از ۳۰ هزار تن گزارش شده است؛ رقمی که سهم قابل توجهی از آن در این استان تولید می‌شود. در سطح استانی نیز قصرقند با بیش از ۴ هزار تن تولید سالانه، بالاترین سهم را در میان شهرستان‌های تولیدکننده دارد و حدود یک‌سوم تولید انبه استان را به خود اختصاص می‌دهد. روند افزایشی سطح زیرکشت و رشد متناسب تولید، نشان می‌دهد انبه برای این شهرستان تنها یک محصول فصلی نیست، بلکه یک دارایی اقتصادی رو به گسترش است. در مقیاس جهانی نیز انبه یکی از مهم‌ترین میوه‌های گرمسیری محسوب می‌شود و کشورهایی چون هند، اندونزی، چین، مکزیک و پاکستان بزرگ‌ترین تولیدکنندگان آن هستند. الگوی مصرف جهانی به دو مسیر عمده تقسیم می‌شود: مصرف تازه و مصرف فرآوری‌شده. اگرچه در بسیاری از کشورهای تولیدکننده، سهم مصرف تازه بالاست، اما صنایع تبدیلی-از پوره و کنسانتره تا آبمیوه، انبه خشک، کنسرو، مربا و ترشی- بخش قابل توجهی از بازار جهانی را در اختیار دارد. 

زنجیره ناقص ارزش‌افزوده 
آمار تجارت خارجی نیز تصویری روشن از این شکاف ارائه می‌دهد. در سال‌های اخیر، واردات انبه تازه و نیز فرآورده‌هایی مانند پوره و کنسانتره به کشور انجام شده و تقریباً کل تولید داخلی در بازار داخل مصرف می‌شود. نبود صادرات قابل توجه انبه تازه یا فرآوری‌شده، به معنای ظرفیت مغفول‌مانده‌ای است که هنوز به بازارهای فراتر از مرزهای داخلی راه نیافته است. از سوی دیگر، واردات فرآورده‌های مرتبط نشان می‌دهد صنایع داخلی برای تأمین مواد اولیه خود به بازار خارجی وابسته‌اند؛ وابستگی‌ای که در صورت توسعه صنایع فرآوری در استان‌های تولیدکننده می‌تواند به فرصت تبدیل شود. تحلیل اقتصادی تولید انبه در قصرقند نشان می‌دهد هر هکتار باغ به طور متوسط حدود ۱۷ تن محصول تولید می‌کند. با فرض قیمت متوسط خرید هر تن به ارزش یک میلیارد ریال، درآمد ناخالص هر هکتار حدود ۱۷ هزار میلیون ریال برآورد می‌شود. هزینه‌های سالانه نگهداری -از آبیاری و کود تا سم، شخم و برداشت- به طور متوسط ۵۲۰ میلیون ریال است و هزینه‌های اولیه احداث باغ نیز جداگانه محاسبه می‌شود.  

نقشه اجرایی مداخله
طرح طاها در قصرقند، پاسخ مستقیم به یک واقعیت تلخ و تکرارشونده است: انبه‌ای که با زحمت باغداران خرد تولید می‌شود، پیش از آنکه به حلقه‌های ارزش‌افزا برسد، ناچار به شکل خام فروخته و از منطقه خارج می‌شود. برای شکستن این چرخه، طاها به جای نسخه‌های کوتاه‌مدت و صرفاً مالی، یک برنامه مداخله‌ای جامع را طراحی کرده که چند محور را همزمان پیش می‌برد. نخست، حمایت مالی هدفمند برای توسعه سطح زیرکشت، تأمین نهال‌های اصلاح‌شده و افزایش بهره‌وری باغ‌ها؛ یعنی تقویت پایه تولید، اما نه به شکل سنتی، بلکه با نگاه به کیفیت و بازده اقتصادی. دوم، ایجاد زیرساخت‌های نگهداری، از جمله احداث سردخانه و مراکز جمع‌آوری محصول؛ حلقه‌ای که نبود آن، کشاورز را به فروش فوری و ارزان وادار می‌کند. سوم، راه‌اندازی واحدهای فرآوری برای تولید پوره، کنسانتره، انبه خشک و سایر محصولات متناسب با تقاضای بازار؛ گامی که می‌تواند انبه را از یک محصول فصلی شکننده به یک کالای صنعتی پایدار تبدیل کند. چهارم، شناسایی ایده‌های نوآورانه و حمایت از تجاری‌سازی آن‌ها، تا ظرفیت‌های محلی در قالب کسب‌وکارهای تازه فعال شود. پنجم، آموزش کشاورزان و فعالان منطقه در حوزه‌های فنی، مدیریتی و بازاریابی، تا تولیدکننده تنها «باغدار» نباشد و بتواند جایگاه خود را در زنجیره اقتصادی ارتقا دهد.

عبور از خام‌فروشی مزمن
پروژه توسعه زنجیره ارزش انبه در قصرقند، در منطق طاها یک هدف روشن دارد: تغییر ساختار اقتصادی محصول، نه صرفاً افزایش میزان تولید. مسئله اصلی، حلقه‌های مغفول‌مانده پس از برداشت است؛ حلقه‌هایی مانند فرآوری صنعتی، بسته‌بندی استاندارد، برندسازی، بازاریابی و دسترسی مستقیم به بازارهای مصرف. تمرکز بر این بخش‌ها می‌تواند اقتصاد انبه را از فروش خام و شتاب‌زده به عرضه مدیریت‌شده و ارزش‌افزا تبدیل کند؛ مسیری که سهم نهایی کشاورز را از زنجیره بالا می‌برد و ارزش افزوده را به داخل استان بازمی‌گرداند. در همین چارچوب، نیکجو، مدیر طرح طاها در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، تصریح کرده است که هدف اصلی، ایجاد ارزش افزوده در زنجیره این محصولات است، نه تداوم خام‌فروشی. او همچنین بر یک خلأ بنیادین دست گذاشته است: با وجود ظرفیت بالای کشاورزان
محلی، هنوز هیچ مرکز فرآوری انبه در استان وجود ندارد و بخشی از مشکل به ناهماهنگی دستگاه‌های صادرکننده مجوز و نبود زیرساخت و تجهیزات بازمی‌گردد. 

​​​​​​​طرح ملی طاها؛ اتصال تولید خرد به اقتصاد بزرگ
طرح ملی «طاها» یکی از برنامه‌های راهبردی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است که با هدف کاهش نابرابری‌های منطقه‌ای و تقویت اشتغال پایدار، بر یک ایده ساده اما تعیین‌کننده بنا شده است: تولید خرد، تا زمانی که به بازار و زنجیره ارزش متصل نشود، در بهترین حالت معیشت را حفظ می‌کند، اما توسعه نمی‌سازد. طاها دقیقاً در نقطه‌ای مداخله می‌کند که بسیاری از طرح‌های حمایتی پیشین از آن عبور کرده‌اند؛ یعنی در حلقه‌های مغفول‌مانده پس از تولید، از بازارسازی و شبکه توزیع تا زیرساخت‌های نگهداری، فرآوری، بسته‌بندی و برندسازی. در منطق این طرح، حمایت مالی تنها یک ابزار است، نه مقصد. طاها به جای تکیه بر پرداخت‌های مقطعی، مسیر توانمندسازی جامع را دنبال می‌کند؛ مسیری که در آن همزمان آموزش مهارتی، تسهیل مجوزها، رفع گلوگاه‌های نهادی، تقویت زیرساخت‌های لازم، ارتقای بهره‌وری، و ایجاد هم‌افزایی میان دستگاه‌های اجرایی در دستور کار قرار می‌گیرد. به همین دلیل، این طرح صرفاً یک پروژه اقتصادی نیست، بلکه الگویی برای حکمرانی توسعه در مناطق کمتر برخوردار محسوب می‌شود؛ الگویی که می‌کوشد ظرفیت‌های محلی را از حالت پراکنده و کم‌بازده، به ساختارهای منسجم و قابل رقابت تبدیل کند. یکی از محورهای کلیدی طاها، ارتقای جایگاه بنگاه‌های خرد و کوچک در زنجیره‌های ارزش است. این طرح تلاش می‌کند تولیدکننده خرد را از وضعیت فروش فوری و ناگزیر خارج کند و او را به بازیگری تبدیل سازد که به بازار دسترسی مستقیم دارد، کیفیت محصول را مطابق استانداردهای فروش تنظیم می‌کند و سهم بیشتری از ارزش افزوده را در اختیار می‌گیرد. در نهایت، طاها با پیوند دادن تولید محلی به اقتصاد ملی، می‌کوشد اشتغال را از حالت شکننده و فصلی به یک بنیان پایدار و توسعه‌ساز ارتقا دهد.


ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه