کارگرانی بدون پشتوانه اجتماعی

کارگرانی بدون پشتوانه اجتماعی

اقتصاد دیجیتال و خدمات آنلاین تصویری از سهولت، انعطاف و دسترسی فوری در اختیار مشتریان قرار می‌دهد، اما پشت این ظاهر روشن، نیروی کار با چالش‌های پنهان و مستمری مواجه است. بسیاری از کسانی که در این حوزه فعالیت می‌کنند، به مشتریان بیشتر و درآمد سریع‌تر دست یافته‌اند، اما از حقوق پایه‌ای مانند بیمه، قرارداد رسمی، حمایت صنفی و سازوکارهای ایمنی محروم‌اند. در این نظام، کار هست، اما تکیه‌گاه وجود ندارد؛ سفارش می‌آید، اما تضمین قانونی و حمایتی ارائه نمی‌شود؛ امتیاز ثبت می‌شود، اما حق عملی و حقیقی از آن وجود ندارد.
فاطمه، متخصص مراقبت زیبایی، یکی از این نیروهاست. انعطاف زمانی برای او مزیتی حیاتی است، به‌ویژه برای مادری که مسئولیت خانه و فرزند را هم‌زمان بر دوش دارد. با این حال، همین انعطاف، روی دیگر خود را نمایان می‌کند: نبود بیمه و قرارداد رسمی، او را در وضعیتی معلق نگه می‌دارد؛ نه کارمند رسمی، نه صاحب کسب‌وکار، نه نیروی قراردادی. رفت‌وآمد مداوم و هزینه‌های جانبی، بخش مهمی از درآمد ظاهری او را می‌بلعد و فشار روانی ناشی از عدم امنیت، هر روز بر او سنگینی می‌کند.
یکی از چالش‌های اصلی فاطمه، رابطه با متقاضیان است؛ رابطه‌ای که در این نظام آنلاین، بیش از آنکه انسانی باشد، مبتنی بر «امتیاز» و ارزیابی غیرشخصی است. او روایت می‌کند که بارها مشتری سفارش را پس از رسیدن او لغو کرده است و برخی نیز با نگاه از بالا به پایین، او را تهدید به ثبت امتیاز منفی می‌کنند. 
در منطق پلتفرمی، یک امتیاز منفی می‌تواند چند روز تعلیق و حذف از چرخه درآمد ایجاد کند. تجربه‌ای که فاطمه از درخواست غیرمعمول در ساعت چهار صبح تعریف می‌کند، نمونه‌ای از محدودیت‌های نیروی کار است که نه ابزار دفاع دارد و نه نهادی که پشت او بایستد.
سازوکارهای حمایتی و امنیتی در بسیاری از پلتفرم‌ها ناقص‌اند. فاطمه می‌گوید اگر مشتری پرداخت نکند، پاسخ معمول این است که «همان‌جا بمان تا پولت را دریافت کنی». اما مسئله فقط مالی نیست؛ امنیت شخصی، ورود به خانه‌های ناشناس و مواجهه با افراد غریبه، هر بار با استرس همراه است. در صورت بروز حادثه، مسیر رسیدگی روشن نیست و مسئولیت‌ها در مه روابط مبهم گم می‌شود.
این وضعیت در تضاد آشکار با اصول قانون کار است. در استخدام رسمی، کارفرما موظف به قرارداد کتبی، پرداخت حقوق، بیمه تأمین اجتماعی، مرخصی، سنوات و پوشش‌های قانونی است، اما در مشاغل دیجیتال، این الزامات به ندرت رعایت می‌شوند. کارکنان از بیمه بیکاری، خدمات درمانی منظم و جبران خسارت ناشی از آسیب‌های شغلی محروم‌اند، در حالی که ماهیت کارشان، شامل رفت‌وآمد مداوم، فشار جسمی و مواجهه با شرایط غیرقابل پیش‌بینی، ریسک بالایی دارد.
عبدالله، کارگر خدماتی و سرپرست خانواده، نمونه دیگری است. او لیسانس دارد و پیش‌تر در ادارات و مغازه‌ها کار کرده است، اما اکنون در اقتصاد دیجیتال دنبال درآمد است. او می‌گوید کمیسیون ۲۰ درصدی پلتفرم، فشار مالی ایجاد می‌کند و توقعات غیرواقعی مشتری‌ها، استرس مضاعف بر او تحمیل می‌کند. بسیاری روزها زانو و کمر درد مانع حضور او در محل کار می‌شود و اضطراب بازنشستگی و نبود امنیت مالی، سایه‌ای سنگین بر ذهنش افکنده است.
یکی از نکات کلیدی معیشت دیجیتال، پنهان ماندن هزینه‌ها و استهلاک واقعی نیروی کار است. بسیاری تصور می‌کنند درآمد کارکنان این حوزه، سود خالص و بی‌مشکل است، اما واقعیت خلاف این تصویر است: فرسودگی جسمی سریع‌تر رخ می‌دهد، حوادث محتمل‌تر است و کمیسیون و هزینه‌های پنهان، بخش مهمی از درآمد را می‌بلعد. نیروی کار، هر روز این فشارها را تجربه می‌کند و با هزینه‌های پنهان و سختی‌های نامرئی زندگی می‌کند.
اقتصاد دیجیتال، اگرچه خدماتی سریع و انعطاف‌پذیر ارائه می‌دهد، در مقابل بدون چارچوب‌های حمایتی و قانونی، نیروی انسانی را در وضعیتی شکننده و ناپایدار قرار می‌دهد. انعطاف و درآمد لحظه‌ای، مزایای ظاهری‌اند، اما بدون بیمه، قرارداد و سازوکارهای امنیتی، زندگی حرفه‌ای این کارگران پر از ریسک، فشار و عدم قطعیت است و همان چیزی که باید آسانی ایجاد کند، به منبعی از نگرانی و اضطراب تبدیل می‌شود، جایی که نیروی انسانی، ستون اصلی این سهولت مدرن، در سکوت بار خود را حمل می‌کند.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه