تعادل در بیمه‌های اجتماعی؛ محاسبات کلیدی و موانع پیش رو

تعادل در بیمه‌های اجتماعی؛ محاسبات کلیدی و موانع پیش رو

 تغییرات در تعداد بیمه‌شدگان و بازنشستگان، یعنی همان ورودی و خروجی آمار، مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده سرنوشت بیمه‌های اجتماعی است. در واقع، بیمه‌پردازان و کارفرمایان، اصلی‌ترین منابع مالی این صندوق‌ها هستند تا خدمات لازم به جامعه، از بیمه‌شدگان تا بازنشستگان، ارائه شود.
در این میان، عوامل متعددی می‌توانند به بهبود عملکرد و ارتقای سطح این بیمه‌ها کمک کنند، اما موانعی نیز وجود دارند که مسیر پیش‌روی آن‌ها را مختل می‌کنند. برای رسیدن به پایداری مالی و تعادل در منابع و مصارف، صندوق‌های بیمه اجتماعی باید ضمن پیشگیری از هزینه‌های غیرمنتظره، برای رفع این موانع راهکاری پیدا کنند.
غلامحسین عابدی‌روش، کارشناس بیمه‌های اجتماعی، در گفتگو با آتیه نو، راهکارهای تعادل‌بخشی به منابع و مصارف صندوق‌های بیمه اجتماعی و همچنین شاخص‌های کلیدی برای رفع موانع موجود را تشریح کرده است.

کارآمدی محاسبات بیمه‌ای
عابدی‌روش با اشاره به پوشش 56 درصدی بیمه جمعیت کشور توسط سازمان تأمین‌اجتماعی، تعادل‌بخشی به منابع و مصارف این سازمان و اهمیت تراز مالی و بیمه‌ای آن را مسأله‌ای اساسی و در سطح ملی می‌داند و بر اهمیت ایجاد و تدوین سازوکارهای مرتبط با رفع موانع تعادل درآمد و هزینه‌های تأمین‌اجتماعی تأکید می‌کند.
به گفته وی؛ تعادل منابع و مصارف سازمانی نظیر تأمین‌اجتماعی با پوشش جمعیتی حدود 49 میلیون نفر و اتکا به محاسبات بیمه‌ای به منظور راهبری این صندوق و پایداری و ارتقای کمّی‌وکیفی خدمات قابل ارائه به مخاطبان و ذینفعان، بسیار مهم برآورد می‌شود. به این واسطه محاسبات بیمه‌ای و برقراری تعادل پایدار در حوزه منابع و مصارف بیمه‌های اجتماعی در ادامه مسیر حرکتی این صندوق‌ها موثر خواهد بود.

هزینه‌های مداخلات بیمه‌ای
عمده صندوق‌های بیمه‌ای در دهه‌های گذشته به تصمیمات غیرکارشناسی ناشی از مدیریت ناکارآمد مبتلا بوده‌اند؛ به این واسطه هزینه‌های تحمیلی هنگفتی به این نهادها وارد و به تبع آن توان تأمین منابع و اداره مستقل این سازمان‌ها کاهش پیدا کرده است. در واقع عدم اتکای به محاسبات بیمه‌ای، نقطه مشترک تصمیمات اشاره شده در حوزه راهبری بیمه‌های اجتماعی است.
عابدی‌روش در ادامه تصمیمات غیرکارشناسی را برابر با هزینه‌های تحمیلی بالای برای صندوق‌های بیمه‌ای می‌داند و در این ارتباط می‌گوید نظرات غیرکارشناسانه بی‌توجه به قوانین و مقررات حوزه بیمه‌ در چارچوب مداخلات بیمه‌ای، آسیب‌های اضافی را به صندوق‌ها از جمله تأمین‌اجتماعی وارد کرده است.
این کارشناس حوزه بیمه‌های اجتماعی؛ موضوعاتی مانند معافیت‌های بیمه‌ای، قوانین مرتبط با مشاغل سخت و زیان‌آور و پرداخت بیمه بیکاری، سنوات ارفاقی بازنشستگان پیش از موعد دولت، مواد 49، 103 و 80 قانون برنامه توسعه، گروه‌های خاص بیمه‌ای و بسیاری موارد دیگر را بخشی از مداخلات بیمه‌ای و هزینه‌زا برای بیمه‌های اجتماعی معرفی می‌کند.

عوامل مؤثر و موانع
به طور معمول، شناسایی عوامل تأثیرگذار و در مقابل موضوعات ایجاد کننده اختلال در پیشبرد اهداف کلان بیمه‌های اجتماعی، در راهبری مناسب این صندوق‌ها تعیین کننده است. عابدی‌روش با تأکید بر اولویت شناسایی عوامل پیش‌برنده و بازدارنده مرتبط با تعادل‌بخشی به منابع و مصارف بیمه‌های اجتماعی، می‌افزاید: به واسطه تأثیرپذیری راهبری بیمه‌های اجتماعی از موضوعات پیش‌برنده و بازدانده، شناسایی موارد اشاره شده نقش ویژه‌ای در ایجاد تعادل در حوزه مذکور خواهد داشت.
او در ادامه، رشد شمار بیمه‌پردازان و جذب بیمه‌شدگان جدید را عاملی پیش‌برنده و کاهش این شاخص را بازدارنده توصیف می‌کند و توضیح می‌دهد: افزایش دستمزدها و رشد سطح رفاه جامعه را باید پیش‌برنده و در مقابل، سرکوب مزدی و عدم تعادل بین دستمزد و نرخ تورم را مانع دانست.
به گفته این کارشناس حوزه تأمین‌اجتماعی؛ از نگاه دیگر رشد سود سرمایه‌گذاری سازمان‌های بیمه‌ای در شرایط تعادل و رونق بازار، پیش‌برنده و افزایش هزینه‌های ناشی از مسائل مدیریتی عاملی بازدارنده محسوب می‌شوند. 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه