چشمانداز ۱۴۳۰ و بازتعریف آینده تأمیناجتماعی
مهناز بیرانوند روزنامه نگار
سازمان تأمیناجتماعی بهعنوان گستردهترین نهاد بیمهگر اجتماعی کشور در آستانه مواجهه با دگرگونیهای عمیق اقتصادی، جمعیتی و فناورانه، مسیر تازهای را برای بازتعریف نقش تاریخی خود برگزیده است. این سازمان یکسال قبل و در چارچوب طرحهای تحولی بیستگانه، با اتکا به رویکردی آیندهنگر، طرح «چشمانداز تأمیناجتماعی نوین ۱۴۳۰» را طراحی و وارد فاز اجرا کرد؛ طرحی که هدف آن عبور هوشمندانه از چالشهای ساختاری مزمنی چون ناترازی منابع و مصارف و همسویی با شتاب تحولات فناوری و تغییرات جمعیتی است. به گفته علی حیدری، مشاور عالی مدیرعامل سازمان، ستون فقرات این مسیر نو، «آیندهآمایی» است؛ رویکردی که همزمان بر ساختن آینده مطلوب و آمادگی نهادی برای مواجهه با آیندههای محتمل استوار شده است.
چرخش راهبردی تأمیناجتماعی
تحول در نگاه به آینده، امروز به ضرورتی انکارناپذیر برای سازمان تأمیناجتماعی بدل شده است؛ ضرورتی برخاسته از شتاب فزاینده تغییرات، تکرار بحرانها، جهشهای علمی و فناورانه و مخاطراتی که دیگر نمیتوان آنها را با منطقهای گذشته مدیریت کرد. در چنین فضایی، «آیندهآمایی» نه یک انتخاب، بلکه تنها راه بقا و پایداری نهادی است که مسئولیت امنیت اجتماعی دهها میلیون ایرانی را بر دوش دارد. آیندهآمایی به معنای همزمان ساختن آینده مطلوب و آمادگی نظاممند برای مواجهه با آیندههای محتمل، هسته مفهومی طرح «چشمانداز تأمیناجتماعی نوین ۱۴۳۰» را شکل داده و نگاه سازمان به آینده را از پیشبینی منفعلانه به کنشگری فعالانه ارتقا داده است.
در این چارچوب، اجرای طرحهای تحولی و توسعهای بیستگانه که با مشارکت ذینفعان و شرکای اجتماعی طراحی و پیش میرود، افق تازهای پیش روی تأمیناجتماعی گشوده است. این طرحها با هدف ایجاد ثبات مالی، کاهش ناترازیهای ساختاری و ارتقای کیفیت خدمات میکوشند تجربه بیمهای بیمهشدگان، کارفرمایان و مستمریبگیران را دگرگون سازند. حرکت به سوی آیندهای پایدار، تنها از مسیر اصلاحات تدریجی نمیگذرد، بلکه نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ، راهبردی و بلندمدت است که بتواند سازمان را با تحولات شتابان محیط پیرامونی همسو کند.
طرحهای تحولآفرین تأمیناجتماعی دامنهای گسترده را دربر میگیرند؛ از بازتعریف نقش سرمایه انسانی و جذب نخبگان تا بازمهندسی فرآیندها و استقرار تحول دیجیتال. تمرکز بر توانمندسازی نیروی انسانی، ارتقای خدمات درمانی و تقویت مشارکت فراگیر، نشاندهنده آن است که تحول صرفاً فنی یا ساختاری نیست، بلکه نگاهی جامع به انسان، خدمت و حکمرانی اجتماعی را دنبال میکند. این رویکرد، سازمان را از درون متحول میسازد تا بتواند بهدرستی به مطالبات بیرونی پاسخ دهد.
به گفته علی حیدری، مشاور عالی مدیرعامل سازمان تأمیناجتماعی، جهان امروز با روندها و ابرروندهایی مواجه است که نسبت به دهههای شکلگیری قانون تأمیناجتماعی، معادلات گذشته را دگرگون کردهاند. سالمندی جمعیت، تغییرات ساختار خانوار و افزایش سن ازدواج، تنها بخشی از این تحولات جمعیتی است. در کنار آن، ظهور فناوریهای نوین، الگوهای اشتغال را متحول کرده و مشاغل سنتی را به حاشیه رانده است؛ جای آنها را اقتصاد دیجیتال، مشاغل پلتفرمی و اشکال نوین کسبوکار گرفتهاند که با روابط کلاسیک کارگر و کارفرما همخوانی ندارند.
در چنین شرایطی، بیتوجهی به این روندها، آنها را به تهدیدی جدی برای نظامهای بیمهای تبدیل میکند. حال آنکه رصد هوشمندانه و تصمیمگیری متناسب میتواند همین تحولات را به فرصتی راهبردی بدل سازد. از همین منظر، تدوین و اجرای بیست طرح تحولی سازمان تأمیناجتماعی، مبتنی بر آسیبشناسی دقیق و مشورت با صاحبنظران و شرکای اجتماعی، تلاشی هدفمند برای بازآفرینی نقش این نهاد در آیندهای پرعدمقطعیت است؛ آیندهای که تنها با نگاه نو، تدبیر بلندمدت و شجاعت در تصمیمسازی میتوان به استقبال آن رفت.
قلب تپنده تحول نهادی
در منظومه بیستگانه طرحهای تحولی سازمان تأمیناجتماعی، «چشمانداز تأمیناجتماعی نوین ۱۴۳۰» جایگاهی فراتر از یک برنامه یا پروژه اصلاحی دارد و بهمثابه سند بالادستی و قطبنمای راهبردی سازمان عمل میکند. این چشمانداز با هدف بازتعریف نقش تاریخی تأمیناجتماعی در سپهر حکمرانی اجتماعی کشور و تبدیل آن به نهادی آیندهنگر، پیشرفتگرا و منعطف در برابر تحولات پرشتاب عصر جدید طراحی شده است. در واقع، این طرح نقطه تلاقی اندیشه، سیاستگذاری و اقدام است؛ جایی که مسیر حرکت سازمان از واکنش به بحرانها به کنشگری فعال در برابر آینده تغییر جهت میدهد و سایر طرحهای تحولی در نسبت با آن معنا و جهت مییابند.
به گفته مشاور عالی مدیرعامل سازمان تأمیناجتماعی، این طرح از همان آغاز در چارچوب سازوکاری دقیق و مسئولانه پیش رفت. کمیته راهبری آن با حضور مستقیم مدیرعامل سازمان شکل گرفت و روند اجرا بهصورت مستمر، نظاممند و مرحله به مرحله مورد رصد و ارزیابی قرار گرفت. همزمان، کمیته اجرایی متشکل از نمایندگان تامالاختیار معاونتها، مراکز، شرکتها و مؤسسات مرتبط، وظیفه پیوند میان تصمیمسازی کلان و اجرا در سطوح عملیاتی را بر عهده داشت. چنین معماری نهادی، تضمینکننده آن بود که چشمانداز ۱۴۳۰ نه به سندی آرمانی و معلق، بلکه به نقشهای قابل اجرا و قابل پایش تبدیل شود.
در مسیر تدوین این چشمانداز، دو جریان مکمل بهطور همزمان پیش رفت. جریان نخست، مطالعات زمینهای و پشتیبان بود که با مشارکت نهادهایی چون مؤسسه عالی پژوهش تأمیناجتماعی، اداره کل امور بینالملل، شرکت مشاور مدیریت و خدمات ماشینی تأمین، مرکز فناوری اطلاعات و آمار محاسبات و معاونت اقتصادی و برنامهریزی انجام شد. خروجی این مطالعات، گزارشهای تحلیلی مستندی بود که با رصد روندها و ابرروندهای اثرگذار، پیامدهای آنها را بر نقش، کارکرد و پایداری سازمان احصا کرده و مجموعهای از ایدهها و راهکارها را برای بهرهگیری از فرصتها و مهار تهدیدها پیشنهاد میداد. این اسناد پس از طرح در کمیتههای اجرایی و راهبری، بهعنوان پشتوانه فکری و تحلیلی طرح تثبیت شد.
فلسفه آیندهآمایی راهبردی
در قلب «چشمانداز تأمیناجتماعی نوین ۱۴۳۰»، فلسفهای نوپدید به نام «آیندهآمایی» قرار دارد؛ رویکردی که همزمان دو افق را دنبال میکند: ساختن آینده مطلوب با کنشگری فعالانه و آمادگی نهادی برای مواجهه با آیندههای محتمل و گاه نامطمئن. این فلسفه در قالب برنامهای چندمرحلهای متبلور شده است؛ از تبیین جایگاه سازمان در اسناد بالادستی ملی و تدوین سند تأمیناجتماعی نوین با اتکا به فناوریهای نوظهور گرفته تا تهیه پیشنویس لوایح و مقررات موردنیاز، مطالعه تطبیقی تجارب موفق جهانی، جلب مشارکت نخبگانی، گردآوری ایدهها و پروژههای اجرایی و استقرار نظام پایش و روزآمدسازی مستمر.
در کنار این مسیر تحلیلی و حقوقی، گفتمانسازی و اجتماعیسازی طرح بهعنوان جبههای مکمل دنبال شد. اداره کل روابط عمومی، مؤسسه فرهنگی هنری آهنگ آتیه و رسانههای وابسته، با برگزاری فراخوانها، کمپینهای رسانهای و پوشش پیوسته فرایندها، زمینه مشارکت فعال همکاران و شرکای اجتماعی را فراهم کردند. مرحله دوم این حرکت، فراخوان هماندیشی برای تحولآفرینی بود که با طرح پرسشهای بنیادین درباره چالشها، مسیر تطور و راهکارهای برونرفت، به تعمیق محتوای متن چشمانداز انجامید. حاصل این فرایند چندلایه، چشماندازی است که نه از بالا تحمیل شده و نه در خلأ شکل گرفته، بلکه برآمده از گفتوگویی عمیق و نهادی با آیندهای است که تأمیناجتماعی ناگزیر از مواجهه خلاقانه با آن است.
ایدهپردازی برای آینده پایدار
فرایند ارائه ایده در زمینه چالشهای تأمیناجتماعی، یکی از عمیقترین و معنادارترین لایههای اجرایی طرح «چشمانداز تأمیناجتماعی نوین ۱۴۳۰» را شکل داد؛ لایهای که آیندهنگری را از سطح تحلیلهای ستادی به میدان مشارکت نخبگانی و کارشناسی ارتقا داد. مشاور عالی مدیرعامل سازمان تأمیناجتماعی با اشاره به این مرحله تصریح میکند که در فراخوان نخست، حدود ۹۰۰ نفر از همکاران سازمان، شرکای اجتماعی، اساتید دانشگاه و صاحبنظران حوزههای مرتبط مشارکت کردند و دیدگاهها و پاسخهای آنان بهصورت نظاممند احصا و بررسی شد. از میان این جمع گسترده، ۲۷۰ نفر با توجه به کیفیت نظرات، سوابق علمی، مدارک تحصیلی و پژوهشهای مرتبط با آیندهپژوهی و آیندهآماری انتخاب شدند تا در مرحلهای تخصصیتر نقشآفرینی کنند.
در ادامه این مسیر، فراخوان دوم برای حدود ۳۰۰ نفر از شرکتکنندگان مرحله نخست ارسال شد؛ مرحلهای که از سطح کلی ایدهپردازی عبور میکرد و وارد قلمرو تحلیلهای دقیق و سیاستمحور میشد. در این مرحله، از طریق یک سامانه تخصصی، ۹۱ پدیده مؤثر بر آینده تأمیناجتماعی شناسایی و در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت. این پدیدهها باید از منظر اثرگذاری بر تعادل منابع و مصارف، تنظیم ورودیها و خروجیها، پایداری مالی سازمان و پیامدهای آن بر کیفیت و شیوه ارائه خدمات به ذینفعان تحلیل میشد. مشارکتکنندگان موظف بودند برای هر یک از این چالشها، ایدهها و راهکارهای اجرایی و قابل اتکا ارائه دهند.
به گفته حیدری، ویژگی متمایز این مرحله آن بود که ایدهها صرفاً در سطح توصیه باقی نمیماند، بلکه ارائه پیشنویس احکام قانونی یا مقرراتی لازم نیز از شرکتکنندگان مطالبه میشد. بدینترتیب، آیندهنگری با زبان حقوقی و اجرایی پیوند خورد. افزون بر این، از کارشناسان خواسته شد چنانچه پدیدهای در فهرست اولیه مغفول مانده است، آن را شناسایی و اضافه کنند؛ فرایندی که در نهایت تعداد پدیدهها را از ۹۱ به ۹۷ مورد افزایش داد و غنای تحلیلی طرح را تقویت کرد.
در گام نهایی، مجموعه پدیدهها، گزارشهای تحلیلی، ایدهها و پیشنویس احکام پیشنهادی، با دستور مدیرعامل سازمان برای تمامی معاونتها و واحدهای ذیربط ارسال شد تا مبنای تصمیمسازی، اصلاح مقررات و طراحی برنامههای آتی قرار گیرد. همزمان، این فرآیند به شناسایی شبکهای از کارشناسان علاقهمند و متخصص انجامید که بخشی از آنان جذب واحدهای ستادی شدند و بخشی دیگر بهصورت شبکهای و مجازی در خدمت نظام تصمیمسازی سازمان قرار گرفتند. این رویکرد مشارکتی، آیندهنگری را از یک مفهوم نظری به سرمایهای نهادی تبدیل کرد؛ سرمایهای که میتواند پاسخگوی چالشهای عمیق امروز باشد و منافع ملموسی چون ارتقای کیفیت خدمات، افزایش اعتماد عمومی و بهبود تجربه دریافت خدمات در عصر دیجیتال را برای ذینفعان به همراه آورد.
تحول پایدار و آیندهآمایی تأمیناجتماعی
طرحهای تحولی تأمیناجتماعی، فراتر از مجموعهای از اصلاحات مقطعی، تلاشی هدفمند برای بازآفرینی کارکرد یک نهاد ملی در مواجهه با آیندهای پرچالش است. این طرحها با ایجاد ثبات در محیط کلان بیمهای و کاهش عدمقطعیتها، امکان پیشبینیپذیری را برای کارفرمایان فراهم میکنند؛ امکانی که در نهایت به بهبود فضای کسبوکار، انتظامبخشی به هزینههای بیمهای و کاهش تنشهای ساختاری میان تعهدات و منابع میانجامد. همزمان، پیوند میان سیاستهای بیمهای و برنامههای مهارتآموزی و توسعه اشتغال، زمینه تأمین نیروی کار ماهر و پایدار را تقویت میکند و بازمهندسی فرآیندهای اداری، تعاملات بیمهای را سادهتر، شفافتر و کمهزینهتر میسازد.
در سوی دیگر، کارکنان سازمان نیز از این تحول بهرهمند میشوند. طرحهای تحولی، مسیرهای تازهای برای توانمندسازی سرمایه انسانی میگشاید؛ از شناسایی استعدادها و ارتقای مهارتهای تخصصی تا افزایش انگیزه و رضایت شغلی از رهگذر مشارکت در پروژههایی ملی و اثرگذار. این فرآیند، نهتنها به ارتقای بهرهوری درونسازمانی میانجامد، بلکه جایگاه اجتماعی و حرفهای سازمان را در افکار عمومی تقویت میکند و آن را به نهادی پویا و یادگیرنده بدل میسازد.
در چنین بستری، تدوین منظومه چشمانداز ۱۴۳۰ را باید پاسخی راهبردی به یک نقطه عطف تاریخی دانست. تأمیناجتماعی امروز، وارث نیمقرن خدمترسانی مستمر است، اما همزمان با فشارهای مالی و تحولات جمعیتی مواجه است که تداوم مسیرهای گذشته را ناممکن میکند. منظومه چشمانداز، با نگاهی بلندمدت، افق بیستوپنجسالهای را ترسیم میکند که در قالب چند برنامه راهبردی متوالی، امکان تطبیق تدریجی سازمان با تحولات پیشرو را فراهم میآورد.
این منظومه، بر مبنای آیندهنگری، دو هدف را همزمان دنبال میکند: تحقق آیندهای مطلوب متناسب با نیازهای ذینفعان و آمادگی نهادی برای مواجهه با آیندههای محتمل. در این چارچوب، نظام تصمیمسازی، مقرراتگذاری و اجرای سازمان باید بهگونهای بازطراحی شود که توان انطباق با تغییرات فناورانه، اقتصادی و اجتماعی را داشته باشد. نتیجه این رویکرد، تولید بستهای از سیاستها و احکام پیشنهادی است که از گسترش پوشش بیمهای تا انتظامبخشی ساختارهای کلان تأمیناجتماعی را در بر میگیرد.
چرخش راهبردی تأمیناجتماعی
تحول در نگاه به آینده، امروز به ضرورتی انکارناپذیر برای سازمان تأمیناجتماعی بدل شده است؛ ضرورتی برخاسته از شتاب فزاینده تغییرات، تکرار بحرانها، جهشهای علمی و فناورانه و مخاطراتی که دیگر نمیتوان آنها را با منطقهای گذشته مدیریت کرد. در چنین فضایی، «آیندهآمایی» نه یک انتخاب، بلکه تنها راه بقا و پایداری نهادی است که مسئولیت امنیت اجتماعی دهها میلیون ایرانی را بر دوش دارد. آیندهآمایی به معنای همزمان ساختن آینده مطلوب و آمادگی نظاممند برای مواجهه با آیندههای محتمل، هسته مفهومی طرح «چشمانداز تأمیناجتماعی نوین ۱۴۳۰» را شکل داده و نگاه سازمان به آینده را از پیشبینی منفعلانه به کنشگری فعالانه ارتقا داده است.
در این چارچوب، اجرای طرحهای تحولی و توسعهای بیستگانه که با مشارکت ذینفعان و شرکای اجتماعی طراحی و پیش میرود، افق تازهای پیش روی تأمیناجتماعی گشوده است. این طرحها با هدف ایجاد ثبات مالی، کاهش ناترازیهای ساختاری و ارتقای کیفیت خدمات میکوشند تجربه بیمهای بیمهشدگان، کارفرمایان و مستمریبگیران را دگرگون سازند. حرکت به سوی آیندهای پایدار، تنها از مسیر اصلاحات تدریجی نمیگذرد، بلکه نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ، راهبردی و بلندمدت است که بتواند سازمان را با تحولات شتابان محیط پیرامونی همسو کند.
طرحهای تحولآفرین تأمیناجتماعی دامنهای گسترده را دربر میگیرند؛ از بازتعریف نقش سرمایه انسانی و جذب نخبگان تا بازمهندسی فرآیندها و استقرار تحول دیجیتال. تمرکز بر توانمندسازی نیروی انسانی، ارتقای خدمات درمانی و تقویت مشارکت فراگیر، نشاندهنده آن است که تحول صرفاً فنی یا ساختاری نیست، بلکه نگاهی جامع به انسان، خدمت و حکمرانی اجتماعی را دنبال میکند. این رویکرد، سازمان را از درون متحول میسازد تا بتواند بهدرستی به مطالبات بیرونی پاسخ دهد.
به گفته علی حیدری، مشاور عالی مدیرعامل سازمان تأمیناجتماعی، جهان امروز با روندها و ابرروندهایی مواجه است که نسبت به دهههای شکلگیری قانون تأمیناجتماعی، معادلات گذشته را دگرگون کردهاند. سالمندی جمعیت، تغییرات ساختار خانوار و افزایش سن ازدواج، تنها بخشی از این تحولات جمعیتی است. در کنار آن، ظهور فناوریهای نوین، الگوهای اشتغال را متحول کرده و مشاغل سنتی را به حاشیه رانده است؛ جای آنها را اقتصاد دیجیتال، مشاغل پلتفرمی و اشکال نوین کسبوکار گرفتهاند که با روابط کلاسیک کارگر و کارفرما همخوانی ندارند.
در چنین شرایطی، بیتوجهی به این روندها، آنها را به تهدیدی جدی برای نظامهای بیمهای تبدیل میکند. حال آنکه رصد هوشمندانه و تصمیمگیری متناسب میتواند همین تحولات را به فرصتی راهبردی بدل سازد. از همین منظر، تدوین و اجرای بیست طرح تحولی سازمان تأمیناجتماعی، مبتنی بر آسیبشناسی دقیق و مشورت با صاحبنظران و شرکای اجتماعی، تلاشی هدفمند برای بازآفرینی نقش این نهاد در آیندهای پرعدمقطعیت است؛ آیندهای که تنها با نگاه نو، تدبیر بلندمدت و شجاعت در تصمیمسازی میتوان به استقبال آن رفت.
قلب تپنده تحول نهادی
در منظومه بیستگانه طرحهای تحولی سازمان تأمیناجتماعی، «چشمانداز تأمیناجتماعی نوین ۱۴۳۰» جایگاهی فراتر از یک برنامه یا پروژه اصلاحی دارد و بهمثابه سند بالادستی و قطبنمای راهبردی سازمان عمل میکند. این چشمانداز با هدف بازتعریف نقش تاریخی تأمیناجتماعی در سپهر حکمرانی اجتماعی کشور و تبدیل آن به نهادی آیندهنگر، پیشرفتگرا و منعطف در برابر تحولات پرشتاب عصر جدید طراحی شده است. در واقع، این طرح نقطه تلاقی اندیشه، سیاستگذاری و اقدام است؛ جایی که مسیر حرکت سازمان از واکنش به بحرانها به کنشگری فعال در برابر آینده تغییر جهت میدهد و سایر طرحهای تحولی در نسبت با آن معنا و جهت مییابند.
به گفته مشاور عالی مدیرعامل سازمان تأمیناجتماعی، این طرح از همان آغاز در چارچوب سازوکاری دقیق و مسئولانه پیش رفت. کمیته راهبری آن با حضور مستقیم مدیرعامل سازمان شکل گرفت و روند اجرا بهصورت مستمر، نظاممند و مرحله به مرحله مورد رصد و ارزیابی قرار گرفت. همزمان، کمیته اجرایی متشکل از نمایندگان تامالاختیار معاونتها، مراکز، شرکتها و مؤسسات مرتبط، وظیفه پیوند میان تصمیمسازی کلان و اجرا در سطوح عملیاتی را بر عهده داشت. چنین معماری نهادی، تضمینکننده آن بود که چشمانداز ۱۴۳۰ نه به سندی آرمانی و معلق، بلکه به نقشهای قابل اجرا و قابل پایش تبدیل شود.
در مسیر تدوین این چشمانداز، دو جریان مکمل بهطور همزمان پیش رفت. جریان نخست، مطالعات زمینهای و پشتیبان بود که با مشارکت نهادهایی چون مؤسسه عالی پژوهش تأمیناجتماعی، اداره کل امور بینالملل، شرکت مشاور مدیریت و خدمات ماشینی تأمین، مرکز فناوری اطلاعات و آمار محاسبات و معاونت اقتصادی و برنامهریزی انجام شد. خروجی این مطالعات، گزارشهای تحلیلی مستندی بود که با رصد روندها و ابرروندهای اثرگذار، پیامدهای آنها را بر نقش، کارکرد و پایداری سازمان احصا کرده و مجموعهای از ایدهها و راهکارها را برای بهرهگیری از فرصتها و مهار تهدیدها پیشنهاد میداد. این اسناد پس از طرح در کمیتههای اجرایی و راهبری، بهعنوان پشتوانه فکری و تحلیلی طرح تثبیت شد.
فلسفه آیندهآمایی راهبردی
در قلب «چشمانداز تأمیناجتماعی نوین ۱۴۳۰»، فلسفهای نوپدید به نام «آیندهآمایی» قرار دارد؛ رویکردی که همزمان دو افق را دنبال میکند: ساختن آینده مطلوب با کنشگری فعالانه و آمادگی نهادی برای مواجهه با آیندههای محتمل و گاه نامطمئن. این فلسفه در قالب برنامهای چندمرحلهای متبلور شده است؛ از تبیین جایگاه سازمان در اسناد بالادستی ملی و تدوین سند تأمیناجتماعی نوین با اتکا به فناوریهای نوظهور گرفته تا تهیه پیشنویس لوایح و مقررات موردنیاز، مطالعه تطبیقی تجارب موفق جهانی، جلب مشارکت نخبگانی، گردآوری ایدهها و پروژههای اجرایی و استقرار نظام پایش و روزآمدسازی مستمر.
در کنار این مسیر تحلیلی و حقوقی، گفتمانسازی و اجتماعیسازی طرح بهعنوان جبههای مکمل دنبال شد. اداره کل روابط عمومی، مؤسسه فرهنگی هنری آهنگ آتیه و رسانههای وابسته، با برگزاری فراخوانها، کمپینهای رسانهای و پوشش پیوسته فرایندها، زمینه مشارکت فعال همکاران و شرکای اجتماعی را فراهم کردند. مرحله دوم این حرکت، فراخوان هماندیشی برای تحولآفرینی بود که با طرح پرسشهای بنیادین درباره چالشها، مسیر تطور و راهکارهای برونرفت، به تعمیق محتوای متن چشمانداز انجامید. حاصل این فرایند چندلایه، چشماندازی است که نه از بالا تحمیل شده و نه در خلأ شکل گرفته، بلکه برآمده از گفتوگویی عمیق و نهادی با آیندهای است که تأمیناجتماعی ناگزیر از مواجهه خلاقانه با آن است.
ایدهپردازی برای آینده پایدار
فرایند ارائه ایده در زمینه چالشهای تأمیناجتماعی، یکی از عمیقترین و معنادارترین لایههای اجرایی طرح «چشمانداز تأمیناجتماعی نوین ۱۴۳۰» را شکل داد؛ لایهای که آیندهنگری را از سطح تحلیلهای ستادی به میدان مشارکت نخبگانی و کارشناسی ارتقا داد. مشاور عالی مدیرعامل سازمان تأمیناجتماعی با اشاره به این مرحله تصریح میکند که در فراخوان نخست، حدود ۹۰۰ نفر از همکاران سازمان، شرکای اجتماعی، اساتید دانشگاه و صاحبنظران حوزههای مرتبط مشارکت کردند و دیدگاهها و پاسخهای آنان بهصورت نظاممند احصا و بررسی شد. از میان این جمع گسترده، ۲۷۰ نفر با توجه به کیفیت نظرات، سوابق علمی، مدارک تحصیلی و پژوهشهای مرتبط با آیندهپژوهی و آیندهآماری انتخاب شدند تا در مرحلهای تخصصیتر نقشآفرینی کنند.
در ادامه این مسیر، فراخوان دوم برای حدود ۳۰۰ نفر از شرکتکنندگان مرحله نخست ارسال شد؛ مرحلهای که از سطح کلی ایدهپردازی عبور میکرد و وارد قلمرو تحلیلهای دقیق و سیاستمحور میشد. در این مرحله، از طریق یک سامانه تخصصی، ۹۱ پدیده مؤثر بر آینده تأمیناجتماعی شناسایی و در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت. این پدیدهها باید از منظر اثرگذاری بر تعادل منابع و مصارف، تنظیم ورودیها و خروجیها، پایداری مالی سازمان و پیامدهای آن بر کیفیت و شیوه ارائه خدمات به ذینفعان تحلیل میشد. مشارکتکنندگان موظف بودند برای هر یک از این چالشها، ایدهها و راهکارهای اجرایی و قابل اتکا ارائه دهند.
به گفته حیدری، ویژگی متمایز این مرحله آن بود که ایدهها صرفاً در سطح توصیه باقی نمیماند، بلکه ارائه پیشنویس احکام قانونی یا مقرراتی لازم نیز از شرکتکنندگان مطالبه میشد. بدینترتیب، آیندهنگری با زبان حقوقی و اجرایی پیوند خورد. افزون بر این، از کارشناسان خواسته شد چنانچه پدیدهای در فهرست اولیه مغفول مانده است، آن را شناسایی و اضافه کنند؛ فرایندی که در نهایت تعداد پدیدهها را از ۹۱ به ۹۷ مورد افزایش داد و غنای تحلیلی طرح را تقویت کرد.
در گام نهایی، مجموعه پدیدهها، گزارشهای تحلیلی، ایدهها و پیشنویس احکام پیشنهادی، با دستور مدیرعامل سازمان برای تمامی معاونتها و واحدهای ذیربط ارسال شد تا مبنای تصمیمسازی، اصلاح مقررات و طراحی برنامههای آتی قرار گیرد. همزمان، این فرآیند به شناسایی شبکهای از کارشناسان علاقهمند و متخصص انجامید که بخشی از آنان جذب واحدهای ستادی شدند و بخشی دیگر بهصورت شبکهای و مجازی در خدمت نظام تصمیمسازی سازمان قرار گرفتند. این رویکرد مشارکتی، آیندهنگری را از یک مفهوم نظری به سرمایهای نهادی تبدیل کرد؛ سرمایهای که میتواند پاسخگوی چالشهای عمیق امروز باشد و منافع ملموسی چون ارتقای کیفیت خدمات، افزایش اعتماد عمومی و بهبود تجربه دریافت خدمات در عصر دیجیتال را برای ذینفعان به همراه آورد.
تحول پایدار و آیندهآمایی تأمیناجتماعی
طرحهای تحولی تأمیناجتماعی، فراتر از مجموعهای از اصلاحات مقطعی، تلاشی هدفمند برای بازآفرینی کارکرد یک نهاد ملی در مواجهه با آیندهای پرچالش است. این طرحها با ایجاد ثبات در محیط کلان بیمهای و کاهش عدمقطعیتها، امکان پیشبینیپذیری را برای کارفرمایان فراهم میکنند؛ امکانی که در نهایت به بهبود فضای کسبوکار، انتظامبخشی به هزینههای بیمهای و کاهش تنشهای ساختاری میان تعهدات و منابع میانجامد. همزمان، پیوند میان سیاستهای بیمهای و برنامههای مهارتآموزی و توسعه اشتغال، زمینه تأمین نیروی کار ماهر و پایدار را تقویت میکند و بازمهندسی فرآیندهای اداری، تعاملات بیمهای را سادهتر، شفافتر و کمهزینهتر میسازد.
در سوی دیگر، کارکنان سازمان نیز از این تحول بهرهمند میشوند. طرحهای تحولی، مسیرهای تازهای برای توانمندسازی سرمایه انسانی میگشاید؛ از شناسایی استعدادها و ارتقای مهارتهای تخصصی تا افزایش انگیزه و رضایت شغلی از رهگذر مشارکت در پروژههایی ملی و اثرگذار. این فرآیند، نهتنها به ارتقای بهرهوری درونسازمانی میانجامد، بلکه جایگاه اجتماعی و حرفهای سازمان را در افکار عمومی تقویت میکند و آن را به نهادی پویا و یادگیرنده بدل میسازد.
در چنین بستری، تدوین منظومه چشمانداز ۱۴۳۰ را باید پاسخی راهبردی به یک نقطه عطف تاریخی دانست. تأمیناجتماعی امروز، وارث نیمقرن خدمترسانی مستمر است، اما همزمان با فشارهای مالی و تحولات جمعیتی مواجه است که تداوم مسیرهای گذشته را ناممکن میکند. منظومه چشمانداز، با نگاهی بلندمدت، افق بیستوپنجسالهای را ترسیم میکند که در قالب چند برنامه راهبردی متوالی، امکان تطبیق تدریجی سازمان با تحولات پیشرو را فراهم میآورد.
این منظومه، بر مبنای آیندهنگری، دو هدف را همزمان دنبال میکند: تحقق آیندهای مطلوب متناسب با نیازهای ذینفعان و آمادگی نهادی برای مواجهه با آیندههای محتمل. در این چارچوب، نظام تصمیمسازی، مقرراتگذاری و اجرای سازمان باید بهگونهای بازطراحی شود که توان انطباق با تغییرات فناورانه، اقتصادی و اجتماعی را داشته باشد. نتیجه این رویکرد، تولید بستهای از سیاستها و احکام پیشنهادی است که از گسترش پوشش بیمهای تا انتظامبخشی ساختارهای کلان تأمیناجتماعی را در بر میگیرد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




