پسربچه بوشهری، وقتی اولینبار پیراهن پرسپولیس را بر تنش میدید، حتما غرق شادی شده بود. او که همچنان توانایی بازیکردن در تیم امید پرسپولیس را داشت، قبل از پیراهن تیم مشهور تهرانی، فقط پیراهن ایرانجوان را دیده بود و شاهین بوشهر. در مدت کمی، از یک هوادار دوآتشه، تبدیل شده بود به بازیکنی که رویایش را در دسترس میدید.
پرسپولیس و استقلال، در سالیان مختلف از این دست بازیکنان، زیاد داشتهاند؛ پسربچه بوشهری اما یک تفاوت بزرگ با همهشان داشت؛ او با گلزنیهایش، ستاره شد؛ درحالیکه در این چندسال اخیر، هیچکدام از بازیکنان دو تیم، در سن طارمی، ستاره لیگبرتر نشدند.
جیبهای جادویی مرد کروات
پرسپولیس، در بیش از دو دهه اخیر، دو دوره اوج ویژه داشته که هر دو، در زمان مربیگری پیرمردی از کرواسی بوده است. یکی، اواسط دهه هفتاد -که استانکوی 50 ساله روی نیمکت این تیم مینشست- و یکی هم همین سالهای اخیر که برانکوی60 ساله روی نیمکت پرسپولیس مینشیند. هرچند قرمزها درطول این مدت، بدون این مربیان، قهرمان هم شدهاند، اما قطعا در 25 سال اخیر، بهترین دورانشان را با این دو مربی کروات گذراندهاند. وجه مشترک این دو مربی، معرفی بازیکن درجهیک بوده است. هرچند دوران استانکو، کوتاهتر بود و ستارههایی چون دایی، باقری، مهدویکیا، میناوند، پیروانی و ... در تیم بازی میکردند؛ حقیقت این است که بعد از استانکو، پرسپولیس همزمان چنین بازیکنان باکیفیتی نداشته یا حداقل، کمتر داشته. بازیکنانی که به پرسپولیس بیایند، ستاره شوند و بروند. دایی و باقری، شاید مدیون استانکو نباشند، اما مهدویکیا، کل تحول فوتبالیاش در پرسپولیس استانکو رخ داد. حالا بیستسال بعد از آن روزها، دوباره قصه تکرار شده. یک کروات، روی نیمکت است و البته حق استادی بر گردن همه بازیکنان پرسپولیس دارد؛ از محسن مسلمان که احیا شد تا علیپور و طارمی که ستاره شدند و انصاری، که کشف شد. اینها بازیکنانی هستند که از جیب جادویی مرد کروات درآمدهاند و هواداران پرسپولیس، پس از 20 سال، انتظار خیلی بالایی از ستارههایشان دارند. مهدویکیا وقتی جدا میشد، قراردادش را با پرسپولیس تمدید کرد و دومیلیون دلار سود به جیب باشگاه قرمزپوش ریخت. اما طارمی در زمان جداییاش، حاضر به امضای قرارداد نشد.
طارمی، مدیون است؟
قسمتی از هواداران پرسپولیس، طارمی را مدیون تیمشان میدانند. اگر به روزهای ورود طارمی به پرسپولیس و آمار گلزنیاش قبل از حضور برانکو نگاه کنیم، حق را به هواداران خواهیم داد. حتی در لیگ قهرمانان آسیا هم همینطور است. پرسپولیس در نیمهنهایی، در شرایطی مقابل الهلال شکست خورد که در شوک محرومیت طارمی بود. تیمی که به یک مهاجم عادت کرده، در مهمترین دیدارش، ستاره را از دست داد و رویای قهرمانی قرمزها در آسیا نابود شد. این اما یک طرف ماجراست. آمار گلزنیهای طارمی میگوید که او در 112 بازی، برای قرمزها 55 گل زده است؛ یعنی حدودا در هر دوبازی، یک گل. حالا بیایید رتبه پرسپولیس را در سالهای گلزنیاش نگاه کنیم؛ قرمزها یک سال با آقای گلی او، دوم شدند و سال دیگر هم با آقای گلی او، قهرمان. در لیگ قهرمانان آسیا هم با کمک گلهای او، تا نیمهنهایی رسیدند. ضمن اینکه طارمی همانطور که با محرومیتش قهرمانی را از پرسپولیس گرفت، شانسش برای بهترین بازیکن آسیا شدن را هم به همین راحتی از دست داد. از این منظر، نمیتوان تمام حق را به هواداران ناراضی از طارمی داد. حقیقت این است نمیتوان دقیق مشخص کرد که طارمی به پرسپولیس مدیون است یا بالعکس. طارمی، هم مدیون هست و هم نیست.
پراشتباه و عاصی
شاید بهطور قاطع نتوان گفت که طارمی، مدیون است اما میشود گفت که از میان همه ستارههایی که از پرسپولیس رفتند، فقط اوست که امروز مورد نقد هواداران قرار دارد و با این کارنامه، حتما باید گفت که او به خودش بد کرده. مهدی طارمی، دچار یک خامی عجیب است. خامی، نه به عنوان یک توهین، که به عنوان کسی که دانستههای کمی دارد. او سال قبل و درحالی که پیشبینی میشد از پرسپولیس برود، روزهای بین فصل را بدون روشنکردن تکلیف قراردادش، به ایرانگردی پرداخت. طارمی، قبل از امضای قرارداد با ریزهاسپور، دو هفته با دوستانش در ایران سفر میکرد و در اینستاگرام، عکس میگذاشت. او تکلیفش را با خودش معلوم نکرد، اما اگر قبل از همان دوهفته میرفت، کسی خردهای به او نمیگرفت. طارمی نرفت و نرفت و نرفت و پرسپولیس، در نقلوانتقالات، مهاجمی را جذب نکرد و امضای ناگهانی قراردادش با ریزهاسپور، آن هم در روزهای پایانی نقلوانتقالات، صدای همه را درآورد. طارمی، اگر دو هفته زودتر به ریزهاسپور رفته بود، همه انتقادات متوجه مدیریت ناکارآمد پرسپولیس برای جذب بازیکن میشد. اما او این کار را نکرد تا هجمههای اینستاگرامی آغاز شود. او پس از این اشتباه، اشتباهات دیگری هم مرتکب شد؛ او بدون فسخ قراردادش، به تهران برگشت. پول فسخ قرارداد را بهصورت صوری از هدایتی گرفت و دوباره برای پرسپولیس بازی کرد. او البته در امضای قراردادش با قرمزها، حل مشکل قرارداد با ریزهاسپور را به گردن باشگاه انداخت تا ثابت شود پولی که از هدایتی گرفته، خیلی ربطی به رضایتگرفتن از ریزهاسپور ندارد و حل آن موضوع، بر عهده باشگاه بوده. پس از این اشتباهات، چندصد هوادار ناراضی در ورزشگاه، علیه طارمی شعار دادند و او با انگشت اشاره، آنها را به سکوت فراخواند و این آخر هم به جای اینکه با درایت از پرسپولیس جدا شود یا در روزهای سخت، کنار تیمش بماند، خیلی راحت رفت و همه ماندند و یک دنیا سوال. حقیقت امر این است که اگر مهدویکیا از رفتنش، به پرسپولیس سود رساند، هیچ ستاره دیگری -از جمله علی دایی و باقری و ...- سودی به قرمزها نرساند؛ اما همه آنها طوری از پرسپولیس جدا شدند که هواداران ناراحت نشوند. آنها میدانستند چطور رفتار کنند که در مقابل مردم قرار نگیرند و دلی را نرنجانند. اما مهدی طارمی، اینها را بلد نبود و پس از پیوستن به الغرافه، اکثر هواداران را از خود دلزده کرد.