یادداشت
آزار جنسی کودکان و پیامدهای آن
فاطمه کاشی - دانشجوی دکتری رفاه اجتماعی
به گزارش سازمان جهانی بهداشت، حدود 20% زنان و بین 5 تا 10% مردان، در کودکی مورد آزار جنسی قرار میگیرند و بین 25 تا 50% درصد کودکان، انواع آزار جسمی را گزارش میکنند. پیامدهای بلندمدت بدرفتاری با کودکان، میتواند بر تمام ابعاد زندگی -از سلامت جسم گرفته تا سلامت روان، عملکرد تحصیلی، شغل و روابط عاطفی آنها در آینده- اثر بگذارد. درنهایت، آزار جنسی کودکان -به غیر از ابعاد انسانی که در بر دارد- میتواند توسعه اقتصادی و اجتماعی یک جامعه را به تاخیر بیندازد. آزار جنسی کودکان، با آزار جنسی بزرگسالان، متفاوت است. در کودکآزاری، معمولا برخورد فیزیکی اجباری و تحمیلی اتفاق نمیافتد و فرد متجاوز، تلاش میکند با فریبدادن کودک و جلب اعتماد او، آزار را پنهان کند. فرد متجاوز، عموما آشنا و مورد اعتماد و یا حتی یکی از اعضای فامیل کودک است. آزار جنسی کودکان، معمولا بلندمدت بوده و ممکن است تا سالها ادامه پیدا کند، بارها تکرار شود و در طول زمان، شدیدتر شود. فرد آزاردهنده معمولا طی فرآیندی و در طول زمان، رابطه را به تدریج جنسی میکند. یکسوم از کل موارد آزار جنسی کودکان، جزء زنای با محارم محسوب میشود و توسط نزدیکان کودک انجام میگیرد. ریسک آزار جنسی در کودکان، در کنار برخی عوامل افزایش پیدا میکند. جنسیت در اینجا نقش مهمی را بازی میکند. آزار جنسی علیه دختران، بیشتر از پسران است. (البته جنسیت قربانی، به عوامل فرهنگی نیز بستگی دارد و در بعضی فرهنگها کودکان پسر بیشتر مورد آزار جنسی واقع میشوند.) کودکانی که تنها گذاشته میشوند، کودکان بدسرپرست، کودکان یتیم، فرزندخواندگان، کودکانی که ناپدری یا نامادری دارند و کودکان دارای معلولیت جسمی یا ذهنی، بیشتر در معرض آزار جنسی قرار دارند. عواملی چون فقر، جنگزدگی، مشکلات روانی والدین، تکسرپرستی و سرمایه اجتماعی پایین هم میتواند به بیشترشدن ریسک آزار جنسی در میان کودکان کمک کند. کودکان به دلیل ترس از فرد آزاردهنده، نمیتوانند بلافاصله آزار را به اطلاع دیگران برسانند؛ زیرا فرد آزاردهنده ممکن است کودک را به انواع مختلف تهدید کند و از اطلاعرسانی بازدارد. کودک مجبور میشود آزار جنسی را پنهان کند و احساس ناامیدی به او دست میدهد. ترس و ناامیدی او از باخبرشدن دیگران، او را به تسلیم بیشتر در برابر متجاوز وا میدارد. اکثرا آشکارشدن آزار جنسی کودکان، اتفاقی است. مادر کودک معمولا پس از شکایت او از درد جسمانی و یا دیدن نشانههای آشکاری چون خونریزی، در طول زمان متوجه آزار جنسی میشود، اما ممکن است خودش نیز قربانی خشونت از سوی فرد آزاردهنده باشد. افراد دیگر همچون معلمان یا دوستان و آشنایان نزدیک نیز ممکن است نشانههای آزار جنسی را دریابند. نشانههای جسمی آزار کودک، مواردی همچون آسیبدیدگی ناحیه تناسلی، ترشحات ناحیه تناسلی، آسیبدیدگی مقعد، درد، عفونت، بیماریهای تناسلی، حاملگی و ... هستند. همچنین برخی رفتارهای کودک مثل عملکرد ضعیف تحصیلی، مشکلات خواب، مشکلات تغذیه، افسردگی و اضطراب، ضعف اعتمادبهنفس و رفتارهای جنسی نامناسب سن کودک نیز میتوانند علامت آزار جنسی باشند. آزار جنسی میتواند پیامدهای بسیار ناگوار جسمی و روانی داشته باشد. معمولا کودکان آزاردیده جنسی، دچار اضطراب و افسردگی میشوند، اعتماد به نفس ندارند، تواناییهای شناختی آنها پایین است و عملکرد خوبی در اجتماع ندارند. همچنین ممکن است دچار عوارضی چون رفتارهای جنسی بیمارگونه، اختلال اضطراب پس از حادثه و یا مصرف موادمخدر شوند.در کشوری مثل ایران -که مسائل جنسی شدیدا تابو محسوب میشود- وضعیت بغرنجتر است و گزارشدهی آزار جنسی، وضعیت نامطلوبی دارد. همچنین کودکان و والدین آنها آموزشهای لازم را برای مقابله با موقعیتهای خطرناک، دریافت نمیکنند. مطالعات نشان میدهد دختران نوجوان و جوان در خیابان نیز با انواع آزار جنسی -از متلکپرانی گرفته تا لمسشدن- به کرات مواجه میشوند. اینکه کودکان بتوانند با سلامت روانی و جسمی رشد کنند و به اعضای موثر جامعه تبدیل شوند، نیازمند محیطی امن است که خالی از انواع مختلف آزار جنسی باشد.