printlogo


یادداشت
اهمیت تن دادن به اصلاحات اساسی
کامبیز لعل - کارشناس بیمه‎های تامین‌اجتماعی

طرح تحول نظام سلامت، با هزینه‌هایی سرسام‌آور ، به مرحله‌ای رسیده که اگر زیرباراصلاحات اساسی نرود دیگرقابل مدیریت نیست وازبرخی نظرات دیگر قابل‌دفاع به نظر نمی‌رسد. هزینه‌های اجرای طرح، علاوه بر منابع دولتی، منابع بیمه‌ها را هم بلعیده و حجم زیادی از بدهکاری برجا گذاشته است. این در حالی است که به نظر نمی‌رسد این طرح درچنبره مشکلات اجرایی، به بخش عمده اهداف اصلی خودش نیز دست یافته باشد. کاهش هزینه‌های پرداخت مستقیم خانوارها و کاهش درصد خانوارهایی که به‌خاطر دریافت خدمات سلامت، دچار هزینه کمرشکن شده‌اند، از جمله اهدافی بود که مجریان طرح ، به شدت روی آن تاکید داشتند. اما برآوردهای کارشناسی و پژوهش‌های منتشرنشده، حاکی از آن است که طرح تحول سلامت، حداقل در این دو هدف، به تدریج با ناکامی مواجه شده است. البته این روزها، گزارش‌ها و تحلیل‌های انتقادی زیادی در مورد چالش‌ها و نقاط ضعف طرح تحول آماده و تدوین شده که متاسفانه، محرمانه قلمداد شده‌اند و انتشار عمومی نداشته‌اند. به نظر می‌رسد از آنجا که بار اصلی تامین مالی طرح، بر عهده مردم بوده و این مردم هستند که باید هزینه خسارت‌های احتمالی این طرح بر اقتصاد ملی را بپردازند، محرمانه‌سازی انتقادات و اشکالات، به زیان  مردم است.  با توجه به آمارهایی که به‌طور رسمی منتشر شده و بر اساس گزارش‌های هزینه-درآمد خانوارهای شهری مرکز آمار ایران، سهم هزینه‌های بهداشت و درمان از کل هزینه‌های خانوارهای شهری، از 6/8 درصد در انتهای سال 1391 به 4/10 درصد در انتهای سال 1395 افزایش پیدا کرده است. این آمار نشان می‌دهد که سهم هزینه‌های درمان از سبد هزینه‌های خانوار، طی دوره اجرای طرح تحول افزایش پیدا کرده است. افزایش هزینه‌های خانوار در شرایطی است که سایر تامین‌کنندگان مالی نظام سلامت هم با افزایش شدید هزینه‌ها مواجه شده‌اند. یکی از مطالباتی که می‌توان از مجریان طرح داشت، این است که ،گزارش کاملی از عملکرد طرح تحول و نتایج آن منتشر کنند تا عملکرد مالی طرح تحول به طور کامل شفاف شده و نتایج طرح با هزینه‌های انجام‌شده، سنجیده شود. به هر حال، اجرای طرح تحول، در شرایطی که نظام سلامت از منابع تامین مالی پایداری برخوردار نبوده و پیش از اجرای طرح نیز با کسری‌های فراوانی مواجه بود، یکی از اشتباهات طراحان و مجریان این طرح بوده است. از سوی دیگر، نهادهای تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر هم، چنان مفتون چشم‌انداز تصویرشده در کمپین‌های اطلاع رسانی این طرح شده بودند که اقدام به بررسی دقیق و کارشناسی همه ابعاداین طرح نکردند و انتقادات دلسوزان این حوزه را هم نشنیدند. درحال حاضر، انتظار این است که یک بازنگری جدی در طرح تحول و شرایط اجرای آن انجام شود؛ بلکه بتوان اقتصاد ملی را از یک بحران فراگیر نجات داد. هرچه هست، تامین‌کنندگان مالی، به ویژه سازمانهای بیمه گراجتماعی و درمانی شرایط سختی را پشت سر گذاشته‌اند و امکان ادامه وضع موجود را ندارند. این امر، ناگزیر، فشار بیشتری را بر مردم وارد خواهد کرد.