printlogo


آبیِ آلمانی
مهدی شادمانی

سه پیروزی کافی بود تا استقلال، از یک تیم میانه‌جدولی بحران‌زده به تیم درجه یک لیگ‌برتری تبدیل شود. چطور؟ با همین روشی که استقلال انجام داد. آنها که در 14 بازی لیگ‌برتر، فقط 8 بار دروازه حریفان را باز کرده بودند، در بازی مقابل سپاهان، سه گل به این تیم زدند. بعد چهار گل به صنعت نفتی زدند که پرسپولیس را در جام حذفی کنار زده بود و بعد در اهواز، سه گل به استقلال‌خوزستان زدند. آنها با زدن 10 گل در سه بازی مهم، حالا تیم پنجم لیگ‌برتر هستند. تیمی که رکورد گل‌نخوردن پرسپولیس را می‌تواند در بازی با تراکتورسازی بشکند و خط‌حمله‌اش، با این سیستم می‌تواند به پرسپولیس 30 گلی نزدیک شود. استقلال، چطور متحول شد؟ وینفرد شفر چکار کرد که استقلال، ناگهان زیر و رو شد؟ تاکتیک خاص آلمانی؟ روش‌های ذهنی؟ یا نکته‌ای دیگر؟ اینها سوالاتی هستند که می‌خواهیم در این گزارش، به آنها پاسخ دهیم. 
دمیدن روح پیروزی 
شاید این‌روزها بتوان معنی اعتراض‌های بیش از حد کادرفنی استقلال را در کنار زمین، کشف کرد. وینفرد شفر، از آن مربیانی است که زیاد کنار زمین، بالا و پایین می‌پرد و تا قبل از این دو هفته -که تیمش نتیجه نمی‌گرفت- همین کار را می‌کرد. نه تنها شفر، که بازیکنان استقلال هم عادت به اعتراضات زیاد به داوری داشتند و اوج این اتفاقات، در بازی مقابل پرسپولیس بود. این اعتراض‌ها، نه از جنس خودنمایی، که از جنس اعتقاد به گرفتن حق بود. آبی‌ها حس می‌کردند حق‌شان است که پیروز شوند. استقلالی‌ها با این شکل از اعتراض، نشان می‌دادند که در هر لحظه از بازی، چقدر برای کسب پیروزی تشنه هستند. هرچند فاصله روحیه پیروزی‌طلبی در این موضوع خاص، با بازیگری زیاد نیست، اما حالا که استقلال به روزهای نتیجه‌گرفتن رسیده، می‌شود دید که نه بازیکنانش اعتراضی دارند و نه سرمربی. در واقع،‌ آنها به داور اعتراض نداشتند؛ فقط فکر می‌کردند که پیروزی، حق‌شان است. 
آلمانی حرفه‌ای
وقتی تعداد کلین‌شیت‌های استقلال بالا می‌رفت، هیچ‌کس به این مسئله توجه نداشت که سرمربی آلمانی، در حال پیاده‌کردن تاکتیک‌هایش در استقلال است. این مرد باتجربه حرفه‌ای، دروازه‌بانش را تغییر داد، اما آمار گل‌نخوردنش حفظ شد و درنهایت، حالا به سادگی می‌خواهد رکورد پرسپولیس را -که مربوط به هفته قبل است- بشکند. مسیر استقلال، گل‌نخوردن برای گل‌زدن بود. سرمربی آبی‌ها، آمار عجیب و غریبی را رقم زده است. و احتمالا در این هفته،‌ رکورد گل‌نخوردن لیگ‌برتر را می‌شکند؛ درحالی‌که گل زده‌اش، همین‌طور در حال افزایش است. بدترین خط حمله لیگ‌برتر، حالا ششمین خط حمله لیگ‌برتر است. در امتیازگرفتن هم به زودی بالا و بالاتر می‌روند. او به درستی، اول گل‌نخوردن را با تیمش تمرین کرد و آنها فقط از پرسپولیس، آن هم از روی نقطه پنالتی، گل خوردند. تغییر مدل بازی، از سانترهای بی‌هدف، به پاس‌کاری‌های هدف‌دار، گل‌دار شدن بازی‌های استقلال و البته نمایش زیبای این تیم، همه و همه به‌خاطر حرفه‌ای‌گری مربی‌ای است که طعم خوش پیروزی‌های پرگل را به هواداران چشانده است. 
ترکیبی خوب از بازیکنان 
نمی‌شود به کیفیت استقلال اشاره کرد و به تیم خوبی که منصوریان جمع کرده، اشاره نکرد. شفر درحال حاضر، در هر پست، سه بازیکن دارد که می‌تواند از آماده‌ترین‌هایش استفاده کند. او حالا همین کار را هم انجام می‌دهد. شفر -مانند منصوریان- از سه هافبک دفاعی، هم‌زمان در ترکیب استفاده می‌کند و چشمی، نورافکن و ابراهیمی را به زمین می‌فرستد. دلیلش هم مشخص است؛ آنها از آماده‌ترین‌ها هستند. اما شفر، برخلاف منصوریان، تاکتیک را فدای بازیکنان نمی‌کند. شفر از نورافکن و چشمی در دفاع استفاده می‌کند و فقط ابراهیمی را در پست تخصصی به زمین می‌فرستد. شفر با جباری تعارف نکرد و رحمتی نیمکت‌نشین‌شده در زمان منصوریان را فقط در جام حذفی به میدان می‌فرستد. نیمکت‌نشینی خسرو حیدری هم نشان می‌دهد که شفر، خیلی با سانتر، میانه خوبی ندارد و حالا تیمش از روی شوت‌های مداوم به گل می‌رسد. 
بدنسازی خوب
هرچند استقلال، مک‌درموت را در اختیار داشت اما معلوم نیست که بازیکنان استقلال، چطور این روزها آماده‌تر هستند. آنها نود دقیقه به خوبی می‌دوند و فرصت بازی‌کردن را از رقبا می‌گیرند. این عجیب‌ترین و همزمان مهم‌ترین اتفاق، در زمان شفر است. تیمی که بدنسازی خوب داشت، حالا دوندگی بیشتری دارد. شاید شفر موفق شده از بازی‌کردن بازیکنان در پست‌های اصلی‌شان برای بیشتر دویدن استفاده کند و شاید مدل‌های متفاوتی را استفاده می‌کند که آبی‌ها این‌طور می‌دوند. 
اما استقلال اگر این روزها گل نمی‌خورد، تنها دلیلش این است که زور هیچ تیمی به دوندگی بالای این تیم نمی‌رسد. استقلال، حتی مشکل گلزنی‌اش را هم از همین مسیر حل کرده. آنها که از اول فصل مشکل گلزنی داشتند، بدون جذب بازیکن و مهاجم جدید، به گل می‌رسند. آنها می‌دوند، تیم‌ها کم می‌آورند، گل می‌خورند و نمی‌توانند گل بزنند.