توزیع ناعادلانه پزشک، موجب شده تا دسترسی ساکنان مناطق محروم به امکانات درمانی، بهراحتی میسر نباشد
در طول سه سال اخیر و همزمان با اجرای طرح تحول سلامت، تلاش زیادی شد تا پزشکان در مناطق محروم ماندگار شوند و تعداد پزشکان فعال در مناطق کمبرخوردار کشور بیشتر شود. توزیع حدود هزار و 600 پزشک متخصص در مناطق محروم کشور، گوشهای از این تلاشها بود، اما با این وجود، همچنان اوضاع توزیع پزشک در نقاط مختلف کشور، در شرایط عادلانهای قرار ندارد. چند هفته قبل، باقر لاریجانی، معاون آموزشی وزیر بهداشت در اظهارنظری قابلتامل اعلام کرد: «بیش از ۵۰ درصد دانشآموختگان رشتههای علوم پزشکی، در تهران و کلانشهرهای کشور متمرکز هستند و به همین علت، دسترسی مردم به این نیروها در همه جای کشور یکسان نیست؛ طوریکه در برخی رشتههای علوم پزشکی، با کمبود نیرو مواجه هستیم و توزیع این نیروها در نقاط مختلف کشور عادلانه نیست.» لاریجانی، برای رفع این مشکل از برنامه پنجساله ساماندهی ظرفیت دانشگاههای علوم پزشکی سخن گفته که درحال تدوین است.
آنطور که این مقام مسئول توضیح داده، مشکلات متعددی از نظر تعداد نیروهای متخصص در گروههای مختلف رشتههای علوم پزشکی در کشور وجود دارد که بخشی از آن، ناشی از سیاستهای گذشته و بخشی ناشی از مشکلات جذب و بهکارگیری نیروهای آموزشدیده است. به همین دلیل، بر اساس این برنامه پنج ساله، ظرفیت برخی رشتهها با توجه به محاسبات دقیقی که وجود دارد، تغییر میکند. درواقع از نگاه این مقام مسئول، بخشی از مشکل توزیع ناعادلانه پزشک در نقاط مختلف کشور، مربوط به تصمیمات گذشته است و بخشی از مشکل هم به دست بسته دولت، برای جذب نیروی پزشک برمیگردد.
آمارهای قابلتامل از توزیع ناعادلانه پزشکان
بر اساس آمارهای رسمی، حدود ۲۰۰ هزار دانشجو در حدود ۶۰ دانشگاه علوم پزشکی کشور، در حال تحصیل هستند. همچنین حدود ۷۸ هزار پزشک عمومی، ۳۶ هزار پزشک متخصص، ۵۰ هزار ماما، ۱۴۰ هزار پرستار، حدود ۱۹هزار داروساز و حدود ۲۶ هزار دندانپزشک هم در کشور فعالیت میکنند. وقتی نیمی از این جامعه پزشکی در تهران و کلانشهرها فعالیت میکنند، این تمرکز خود به خود موجب کمبود پزشک در شهرهای کوچک خواهد شد.
حتی در خود کلانشهرها هم توزیع ناعادلانه پزشکان تکرار شده؛ به گونهای که تعداد پزشکان فعال در مناطق حاشیهای کلانشهرها بسیار کمتر از نقاط مرکزی است، آن هم درحالی که جمعیت برخی مناطق حاشیهای از جمعیت ساکنان مرکز شهر بیشتر است. جالبتر اینکه بر اساس گفتههای رسول خضری، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، نیمی از متخصصان مغز و اعصاب، در تهران فعالیت میکنند. یعنی تهران با جمعیتی حدود 12 میلیون نفری، نیمی از متخصصان مغز و اعصاب کشور را در خود جای داده است و نیمی دیگر از متخصصان مغز و اعصاب، در بین جمعیتی حدود 68 میلیون نفری، توزیع شدهاند. همچنین محمدرضا ظفرقندی، رئیس شورایعالی نظامپزشکی هم به یکی دیگر از نمونههای بارز مشکل توزیع پزشک در کشور اشاره میکند و میگوید: «در رشته جراحی عروق، 12 استان کشور حتی یک جراح هم ندارند.» با وجود آنکه بر اساس آمارهای ارائهشده از سوی وزارت بهداشت، سالانه حدود هشت هزار نفر در رشتههای پزشکی وارد دانشگاههای کشور میشوند، ولی اغلب این دانشجویان، پس از فارغالتحصیلی و گذراندن دوره طرح اجباری، راهی کلانشهرها میشوند. در حقیقت، افزایش ظرفیت جذب دانشجوی پزشکی در طی سالهای اخیر، نتوانسته است مشکل کمبود پزشک را در نقاط محروم کشور حل کند؛ بلکه این افزایش ظرفیتها بیشتر موجب شده است تا ترافیک پزشکان در کلانشهرها افزایش پیدا کند.
شاهکلید توزیع عادلانه پزشک در کشور
یکی از عمده دلایل کمبود پزشک در مناطق محروم، بیرغبتی بسیاری از پزشکان عمومی برای حضور در عرصه درمان است؛ طوری که به گفته دکتر عباس کامیابی، رئیس انجمن پزشکان عمومی، نیمی از پزشکان عمومی کشور، طبابت را رها کردهاند. این گروه از پزشکان، معمولا در مشاغلی غیرمرتبط با حرفه پزشکی، مشغول به کار هستند. دکتر فرزاد فرقان، عضو شورایعالی نظام پزشکی کشور، در گفتوگو با آتیهنو، اجرای کامل نظام ارجاع و برنامه پزشک خانواده را مانع از تجمع پزشکان در کلانشهرها میداند و میگوید: «با اجرای نظام ارجاع و پزشک خانواده، پزشکان عمومی به جایگاه ازدسترفته خود باز میگردند و توزیع پزشکان در نقاط مختلف کشور، عادلانهتر خواهد شد.» به گفته فرقان، درصورتی که پزشکان عمومی غیرفعال در حوزه سلامت به طبابت بازگردند و تخصصگرایی در نظام سلامت، کمرنگتر شود، بسیاری از پزشکان عمومی برای حضور در نقاط مختلف کشور، انگیزه خواهند داشت. به عقیده فرقان، اگر شرایط فعلی، در نظام سلامت تداوم پیدا کند و اراده جدی برای اجرای نظام ارجاع وجود نداشته باشد، توزیع ناعادلانه پزشکان در نقاط مختلف کشور، عمیقتر خواهد شد. دکتر منوچهر جمالی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، در گفتوگو با آتیهنو از زاویه دیگری به تبعات توزیع ناعادلانه پزشک نگاه میکند و میگوید: «تجمع پزشکان متخصص در کلانشهرها و بهخصوص در تهران، باعث شده است که بخشی از مراجعات مردم به مطبها و مراکز درمانی، غیرضروری باشد. همچنین به دلیل تجمع پزشکان در مناطق برخوردار، احتمال افزایش تقاضاهای القایی در حوزه درمان وجود دارد و درواقع، رقابت ناسالمی برای جذب بیمار بیشتر در بین پزشکان شکل خواهد گرفت.» به گفته جمالی، همین تقاضاهای القایی موجب خواهد شد که هزینههای درمانی بیمار و بیمههای درمانی افزایش پیدا کند که درنهایت، دود این توزیع ناعادلانه پزشک، به چشم بیمهشدهها خواهد رفت. بومیگزینی دانشجوی پزشکی، اخذ تعهد غیرقابل خرید و فروش برای خدمت پزشک در شهرهای کمبرخوردار، افزایش تسهیلات رفاهی برای پزشکان شاغل در مناطق محروم و اصلاح علمی فرآیند توزیع پزشک از سوی متولی نظام سلامت، راهکارهای دیگری برای توزیع عادلانه پزشک است که جمالی به آنها اشاره میکند. هماکنون حدود 3700 پزشک متخصص و سه هزار پزشک عمومی در مراکز درمانی ملکی سازمان تامیناجتماعی فعالیت دارند که بیشک، توزیع عادلانه پزشک از سوی وزارت بهداشت میتواند فرآیند توزیع پزشک در مراکز ملکی تامین اجتماعی را هم متحول کند. از آنجا که وظیفه توزیع پزشک در اختیار متولی نظام سلامت است، در صورت توزیع عادلانه پزشکان از سوی وزارت بهداشت، تامیناجتماعی هم قادر خواهد بود که خدمات بیشتری را به بیمهشدگان ساکن مناطق محروم ارائه دهد.