printlogo


یادداشت
نقش جهش‌های کوچک در اقتصاد ملی
مرتضی افقه - کارشناس‌ارشد اقتصادی

برای دستیابی به توسعه متوازن، عبور از برخی مشکلات و فائق‌آمدن بر برخی نابه‌سامانی‌ها در بحث شکل‎گیری بنگاه‎های اقتصادی نامتجانس در مناطق مختلف کشور، یکی از راهکارهای مهم پیشنهادی، سرمایه‎گذاری براساس طرح آمایش سرزمینی است. 
ساختار تصمیم‌گیری‎های اقتصادی، درحال حاضر به‌گونه‌ای است که سرمایه‎ها را به سوی مناطق و استان‌های خاص هدایت می‌کند. این در حالی است که سرمایه‎گذاری، باید بر اساس طرح‌های آمایش سرزمینی و توسعه متوازن باشد.
به لحاظ تئوریک سعی می‌شود که توسعه متوازن در کل مناطق کشور صورت بگیرد و نگاه مبتنی بر تبعیض در تصمیم‎گیری‎ها وجود نداشته باشد. اما در عمل، براساس داده‎ها متوجه می‎شویم که اتفاق دیگری رخ داده و علت آن، این است که در کشورمان، میان تئوری و عمل، فاصله زیاد است.  به عنوان مثال، وقتی که دولت، بودجه را به مجلس ارائه می‌دهد، از همان ابتدا سفارشات در مجلس شروع شده و هر نماینده‌ای که لابی بیشتری دارد، بودجه را به سمت مناطق حوزه خود هدایت می‌کند. این وضعیت باعث می‌شود که در کشور، توسعه نامتوازن اتفاق افتاده و بخشی از مناطق کشور، دچار معضلاتی چون بیکاری، فقر و تبعات اجتماعی آن شوند. در کاهش این مسئله، نقش رسانه‌ها و مدیران بالادستی، زیاد است و آنها باید به‌گونه‌ای بر تنظیم و تخصیص و اجرای بودجه نظارت کنند که عدم توازن در توسعه کشور صورت نگیرد. برخی فکر می‌کنند توازن یعنی اینکه به مناطق محروم پول ببریم؛ درحالی که به دلیل عدم وجود مدیران ملی و متخصص در این فضا‌ها، هزینه‌ها در بوروکراسی استانی به هدر می‌رود یا به علت تجمع نهادهای سیاسی-اقتصادی و فرهنگی، دوباره به پایتخت برمی‌گردد. در مورد سرمایه‎گذاری و شکل‏گیری بنگاه‎های اقتصادی هم با چنین معضلی روبه‌رو هستیم. کشور، درحال حاضر نیازمند اشتغال فوری است و پاسخ به این نیاز، باید در اولویت برنامه‎ها قرار بگیرد. رشد اقتصادی در بنگاه‎های بزرگ صنعتی، در امواج بعدی خود را نشان می‎دهد. اما با توجه به ظرفیت‎های خالی بنگاه‎های کوچک و متوسط، هدایت منابع مالی به سمت این بخش، می‏تواند تاثیر مناسبی در افزایش تولید اشتغال داشته باشد. هر چند هنوز برخی موانع برای تحرک‌بخشی به بنگاه‎های کوچک و متوسط وجود دارد که البته مربوط به بخش‎های اجرایی هم نیست و رفع آنها نیاز به همکاری سایر نهادها دارد؛ اما توجه ویژه به توسعه این بخش برای ایجاد اشتغال و در اولویت قرارگرفتن این بخش از اقتصاد برای اشتغال‌زایی، نشان‌دهنده دیدگاه درست برنامه‎ریزان اقتصادی در این مسیر است. مدیران استانی و محلی قوی هم یکی از فاکتورهای مهم برای پیشبرد اهداف این طرح‎ها هستند که خوشبختانه به نظر می‏رسد این مهم، در دولت، مورد توجه قرار گرفته است. به هر حال، علاوه بر ارائه تسهیلات و حمایت مالی، اقدامات تکمیلی هم برای تحقق اهداف این طرح‎ها نیاز است. مسیر درست، انتخاب شده و امیدواریم در اجرا هم شاهد تحقق اهداف تعیین‌شده و گام‌برداشتن کشورمان در مسیر توسعه پایدار و متوازن باشیم. در این حوزه باید به میزان کارآمدی بنگاه‎های موجود در هر استان و میزان تناسب آنها با ظرفیت‎های این مناطق توجه شود و در جهت بهبود کارآیی آنها تلاش شود. بنگاه‎های کوچک و خانوادگی، در بسیاری از استان‎ها وجود دارد که با یک سرمایه‎گذاری و جهت‌دهی فکری و در پاره‌ای مواقع، تجمیع آنها و برندسازی برای محصولات‎شان، می‎توانند جهش‎های اقتصادی در آن مناطق به وجود آورند؛ شاید در بعد ملی، این جهش‌ها چندان قابل‌توجه نباشند، اما برای آن منطقه خاص، حائز اهمیت است و  برآیند این جهش‌های کوچک، می‏تواند در اقتصاد ملی هم خود را نشان دهد.