یکی از پارامترهایی که میتواند به بهبود رشد اقتصادی در استانهای مختلف کمک کند، شناسایی متغیرهای جغرافیایی-اقتصادی در این مناطق است. این یکی از موارد مغفولمانده در برنامهریزی برای توسعه صنعتی و اقتصادی کشور است. البته ناگفته نماند که در تئوری و روی کاغذ، این مسائل موردتوجه قرار گرفته، اما پراکندگی جغرافیایی بنگاههای اقتصادی و خدماتی در استانهای مختلف کشور، نشان میدهد که در عمل، چنین اتفاقی نیفتاده است. به عنوان مثال، استان کردستان را در نظر داشته باشید؛ درحالیکه 35 درصد از اشتغال ایجادشده در این استان، در بخش کشاورزی است و در حوزه دامداری هم ظرفیتهای فراوانی دارد، اما در حوزه زنجیره تولید و احداث صنایع تکمیلی در این بخش، اقدام مناسبی انجام نشده و از آن سو مشاهده میکنیم که برای توسعه صنعت این منطقه، طرحهایی در دست بررسی است که ربط چندانی به کشاورزی و دامپروری ندارد. این نمونه را میتوانیم به بخش بزرگی از مناطق کشور تعمیم بدهیم و گزارش منتشرشده سالانه آماری بنگاهها، همین موضوع را به نوعی نشان میدهد.
بنابراین باید در نظر داشته باشیم که شناسایی عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی در استانهای کشور، میتواند به برنامهریزان اقتصادی و منطقه در تنظیم برنامههای صحیح توسعه اقتصادی کمک کند، تا در این مسیر، عدم تعادلها را از بین ببرند. ما اگر خواهان استفاده از همه توان و ظرفیتهای بالقوه کشورمان برای توسعه کشور هستیم، باید نسبت به شناسایی ظرفیتها و استعدادهای منطقهای، اهتمامی جدی داشته باشیم. در غیر این صورت، نمیتوانیم به نتیجه مطلوب برسیم. دادههای علمی، متغیرهای جغرافیایی-اقتصادی هر منطقه، نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدیدهای یک منطقه را -که بر رشد اقتصادی اثرگذار است- نشان میدهد. بنابراین برای برنامهریزی صحیح و اصولی، باید این متغیرها را درنظر داشته باشیم. اگر اقتصاد کشور، از توسعه نامتوازن و عدم بهرهبرداری از همه ظرفیتهای اقتصادی و ایجاد محرومیت در برخی نقاط رنج میبرد، یکی از ریشههای مهم آن، به همین مسئله شناسایینکردن متغیرهای جغرافیایی-اقتصادی مناطق برمیگردد.