لیونل مسی
این آقا پسر تکلیفش با خودش معلوم نیست. یعنی میگوید خداحافظی میکنم اما انگار ته دلش غنج میرود که بازی کند. مارادونا اینها هم که قول داده بودند بروند دنبالش به کار برش گردانند انگارنهانگار. خلاصه مدتی است که آبها از آسیاب افتاده و حتی آن بچه بیماری که برای مسی پیغام فرستاده بود هم یورو نگاه میکند و دنبال کسب قهرمانی اروپاست. همین هفته قبل بود که در این بیخبری از آرژانتین، مربی بدنسازی تیم ملی به زبان آمد. او که معلوم نیست ممکن است کدام خبرنگار سراغش برود یکدفعه مصاحبه کرد و گفت مسی در جامجهانی بازی میکند، اما از آنجایی که قرار بود چیزی را لو ندهد اضافه کرد: «من اینطور حس میکنم.»
فرهاد مجیدی
فرهاد مجیدی گفته بود پیراهن شماره 7 را به هرکسی بخواهد میدهد، آن هم بعد از دو سالی که این پیراهن برای مجیدی توقیف شده بود و تن بازیکن دیگری نمیرفت. امسال اما اجازه داده که پیراهن را تن هرکسی خواستند بکنند. از آن طرف هم بختیار رحمانی گفته که پیراهن را میخواهد. خلاصه دروتخته جور است برای اینکه 7 استقلال تن بختیار رحمانی شود. اما منصوریان گفته که پیراهن را باید خود مجیدی به رحمانی بدهد. نتیجه این بحثها چه میشود؟ فعلا که مجیدی دبی است. لابد بنای آمدن هم ندارد. پس اینطور میشود که رحمانی یک شمارهای را فعلا به صورت علیالحساب به تن میکشد تا 7 آبیها از دبی برسد.
حمید درخشان
«پرسپولیس؛ زلزله» که میگویند همین هفته قبل معنی پیدا کرد. روز شنبه بود که ارکان باشگاه، ساختمان و دل هواداران با هم به لرزه درآمد. حمید درخشان، مربی محبوب پرسپولیسیها، سر از باشگاه درآورد و جلسهای کوتاه داشت. در همان چند ثانیهای که از حضور او در باشگاه میگذشت، پیامهای التماسآمیز، طعنهآمیز و تهدیدآمیزی به باشگاه روانه شد. پیامهایی که به دنبال یک زلزله، در دل هواداران روانه سامانه 3090 و شماره دفتر باشگاه میشد. همه میخواستند بدانند که درخشان در باشگاه چه کار میکند و با بهت و حیرت اخبار را F5 میزدند که دلیلش را پیدا کنند اما درخشان زود از باشگاه بیرون آمد و گفت: «چی شده؟ میخواستم آب بخورم.»