printlogo


نقش الگوهای فکری در زندگی مشترک
بهناز فارابی کارشناس ارشد روانشناسی و زوج‌درمانگر

تئوری انتخاب و طرحواره درمانی دو مفهمومی هستند که نشان می‌دهند چگونه باورها و الگوهای فکری ما می‌توانند بر تصمیمات مهم زندگی مانند ازدواج تأثیر بگذارند. دروغ‌هایی که ممکن است به خود بگوییم، اغلب براساس نیازهای اساسی ما شکل می‌گیرند و منجر به تصمیم‌گیری‌های ناسالم می‌شوند.
درک اینکه چرا این دروغ‌ها را به خود می‌گوییم یا چگونه می‌توانیم الگوهای فکری ناسازگار را شناسایی کنیم و تغییر دهیم، ما را به سمت روابطی سالم‌تر و انتخاب‌های آگاهانه‌تر سوق می‌دهد.
 ازدواج، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تصمیمات زندگی، می‌تواند زمینه دروغ گفتن فرد به خود را فراهم کند. با این کار او احساس امنیت کرده یا از ترس‌های خود دوری می‌جوید. تئوری انتخاب، توسط ویلیام گلاسر (روانشناس مشهور آمریکایی) مطرح شده است. به اعتقاد او رفتار افراد نتیجه انتخاب‌های آن‌ها به منظور برآوردن نیازهای‌شان ازجمله دوست داشتن، دوست داشته‌شدن، قدرت، آزادی، تفریح و بقاست.
در بررسی برخی دروغ‌های رایج که افراد قبل از ازدواج به خود می‌گویند، باید به این نکته اشاره کرد که دروغ معمولاً براساس نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن گفته می‌شود. افراد گاهی احساس می‌کنند بدون حضور یک شریک، زندگی معنایی ندارد. این تفکر می‌تواند به وابستگی عاطفی منجر شود که در آن فرد تمام خوشبختی خود را به شریک زندگی‌اش وابسته می‌داند. شاید برخی افراد فکر کنند که ازدواج یک راه‌حل برای تمام مشکلات‌شان است. 
احتمال دارد چنین دروغی برمبنای ترس و فرار از مسئولیت باشد. بعضی افراد امیدوارند که با ازدواج، مسئولیت‌های زندگی به دوش دیگری بیفتد و زندگی آن‌ها ساده‌تر شود. این دروغ می‌تواند از نیاز به بقا و امنیت نشأت بگیرد. گاهی افراد احساس می‌کنند که زمان دارد از دست می‌رود و اگر الان اقدام نکنند، شاید دیگر فرصتی برای ازدواج پیش نیاید. باور فوق معمولاً تصمیم‌گیری‌های عجولانه را در پی دارد.
برخی انتظار دارند که شریک زندگی‌شان تمام خواسته‌ها و نیازهای آن‌ها را برآورده کند. این انتظارات غیرواقعی  ناامیدی و تنش در روابط را به دنبال می‌آورد. طبق تئوری انتخاب ما مسئول انتخاب‌های خود هستیم و باید با دقت و آگاهی تصمیم بگیریم. شناخت و درک دروغ‌ها به ما کمک می‌کند تا با تصمیمات آگاهانه‌تر به سمت روابط سالم‌تری پیش برویم. 
طرحواره درمانی که توسط دیگر روانشناس آمریکایی جفری یانگ توسعه یافته، بر این فرض استوار است که الگوهای ناسازگار اولیه که در دوران کودکی و نوجوانی شکل می‌گیرند، بر تصمیمات و روابط در بزرگسالی تأثیر می‌گذارند. در زمینه ازدواج، این‌ها می‌توانند در قالب دروغ‌های قبل از ازدواج افراد به خود بروز پیدا کنند. دروغ نشان‌دهنده طرحواره‌هایی است که بر بستر نیاز به تأیید و پذیرش اجتماعی شکل می‌گیرد. 
افراد دارای این طرحواره احساس می‌کنند که بدون ازدواج، ارزش و اعتبار اجتماعی آن‌ها کاهش می‌یابد. این باور می‌تواند نشان‌دهنده نیاز به کنترل و تغییر دیگران باشد. گاهی تصور توانایی تغییر شریک زندگی در فرد ایجاد می‌شود که در آخر موجب ناامیدی و تعارض است.
در مواردی طرحوارهای رمانتیک و غیر‌واقع‌بینانه عارضه دروغ به خود را پدید می‌آورند. در چنین انگاره‌هایی عشق به‌عنوان راه‌حلی برای تمام مشکلات دیده می‌شود. نگرش مذکور منجر به نادیده گرفتن مشکلات واقعی و نیاز به ترمیم رابطه می‌شود. 
تئوری انتخاب و طرحواره درمانی هر دو ابزارهای قدرتمندی برای فهم بهتر الگوهای رفتاری و فکری ما هستند. آن‌ها در نهایت فهم باورها و انتظارات و تصمیم‌گیری صحیح در امر مهمی چون ازدواج را آسان‌تر می‌کنند.