ویژگیهای بارز یک کارآفرین خلاق چیست؟
سوم اردیبهشت، طبق مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی به عنوان روز ملی کارآفرینی تعیین شده است. این روز، به نام شخصیتی چون شیخ بهایی، که نمادی از کارآفرینی و خلاقیت در ایران بوده، نامگذاری شده است. شیخ بهایی، معلم بزرگ و نمادی از کارآفرینی در تاریخ ایران، با تبدیل دانش به فناوری و ارائه خدمات ارزشمند در زمینههای علمی، فرهنگی و عمرانی به یکی از برجستهترین شخصیتهای عصر خود تبدیل شد.
بر این اساس سوم اردیبهشت روزی است که جامعه ایران به تکریم ارزشهایی چون توانایی، تلاش و خلاقیت در کارآفرینان و کسانی که در زمینههای مختلف اقتصادی، علمی و فرهنگی در پیشرفت کشور نقش اساسی و مؤثر دارند، میپردازد. این روز فرصتی است تا ما از تمامی کارآفرینان خلاق ایرانی که با تلاش و انگیزه به ارتقای جامعه و اقتصاد کشور کمک میکنند، سپاسگزاری کنیم. در ادامه به بررسی مفهوم کارآفرینی خواهیم پرداخت.
رامین بیات روزنامه نگار
کارآفرینی به معنای فرایند ایجاد ارزش، تبدیل ایدهها به عمل و استفاده از فرصتهای موجود برای رسیدن به اهداف کسبوکار است. این فرایند شامل تحلیل بازار، شناسایی نیازهای مشتریان، و ارائه راهحلهای نوآورانه برای رفع این نیازها میشود. کارآفرینان با پذیرش ریسک، پیشرفت در مسیر خود را تحتتأثیر قرار میدهند و به دنبال رشد و توسعه کسبوکار خود هستند.
ویژگیهای اساسی یک کارآفرین
یکی از ویژگیهای اساسی یک کارآفرین، نوآوری و ایدهپردازی است. آنها قادرند ایدههای جدید را تشخیص داده و آنها را به طرز خلاقانهای به عمل درآورند. کارآفرینان قدرت رهبری بالایی دارند و تیمهای متشکل از افراد مختلف را به سوی اهداف مشترک هدایت میکنند. آمادگی برای پذیرش ریسکها و مواجهه با عدم اطمینان از دیگر ویژگیهای اساسی یک کارآفرین است. آنها به دنبال فرصتهای جدید و آماده پیگیری آنها هستند. افراد فوق برای رسیدن به اهداف خود اصرار و انگیزه و توانایی پیشرفت دارند. آنها فرصتهای موجود در بازار را تشخیص داده و به آنها پاسخ میدهند. از طرفی آمادگی برای تطبیق با تغییرات در محیط کسبوکار و بازار و پذیرش تغییرات سریع یکی از ویژگیهای مهم این قشر است. کارآفرینان باید توانایی یادگیری مداوم را داشته باشند تا با تغییرات روبهرو شوند و بتوانند با رشد و توسعه پیش بروند. در نهایت نیز توانایی مدیریت منابع مالی، انسانی و فنی یک سازمان از دیگر ویژگیهای بارز یک کارآفرین به حساب میآید.
تفاوت مهم کارآفرین با یک صاحب سرمایه
کارآفرینی مفهومی گستردهتر از مالکیت و مدیریت یک کارخانه است.کارآفرینان در پی ایجاد چیزهای جدید و نوآورانه هستند. آنها برای تبدیل ایدههای خود به فرصتهای واقعی تلاش می کنند. در مقابل، صاحبان سرمایه ممکن است بر بهبود فرایندها و بهینهسازی تولید تمرکز کنند. به بیان دیگر بیشتر روی اجرای فعالیتهای موجود تمرکز دارند تا ایجاد چیزهای جدید. این درحالی است که کارآفرینان عموماً آمادگی پذیرش ریسکها و مشکلات بالاتری را دارند. آنها فرصتهای جدید و پیشروی در صنعت را جستوجو میکنند و در مواجهه با عدم اطمینان و ریسکهای بالا، تصمیمات شجاعانهتری میگیرند. در مقابل، سرمایهداران معمولاً بیشتر به کاهش ریسکها و مدیریت موقعیتهای پیچیده اشراف دارند. یک کارآفرین به دنبال کشف بازارهای جدید و نیازهای جدید مشتریان است. همچنین ایجاد محصولات، خدمات جدید یا بهبود محصولات موجود را پیگیری میکند. اما صاحب سرمایه عموماً بر روی تولید محصولات موجود و تأمین نیازهای موجودیتهای بازار تمرکز دارد. همچنین کارآفرین باید استراتژیهای مناسبی را برای ورود به بازار، مواجهه با رقبا و رشد کسبوکار خود تدوین کند.
رشد اقتصادی از رهگذر افزایش کارآفرینی
کارآفرینان بهعنوان چرخهای رشد اقتصادی کشور عمل میکنند. آنها با ایجاد محصولات و خدمات جدید، تعداد زیادی از مشاغل و فرصتهای نوین را ایجاد میکنند. افزایش کلی اشتغال یک کشور تا حد زیادی به افزایش کارآفرینی بستگی دارد. بنابراین نقش کارآفرینی در ایجاد فرصتهای شغلی تازه بسیار زیاد است. از سویی کارآفرینی با نوآوری و از طریق شیوههای صحیح تحقیق و توسعه، انواع عظیمی از محصول با ماهیتهای مختلف را فراهم کرده که درهای سرمایهگذاری، بازار، محصولات و فناوری جدید را باز میکند. کارآفرینان در حل مشکلاتی که محصولات و فناوری موجود هنوز آنها را حل نکردهاند، نقش بسزایی دارند. بنابراین با تولید محصولات و خدمات جدید یا آوردن نوآوری در محصولات و خدمات موجود، کارآفرینی حکم پتانسیل بهبود زندگی مردم را پیدا میکند. همچنین آنها در کنار تولید ایدههای تجاری نو و تفکر خارج از چهارچوب، تحقیق و توسعه را نیز ترویج میدهند. این گروه ایدههای خود را پرورش و به شکل محصولات جدیدی ارائه میدهند و تجاریسازی میکنند.کارآفرینان میتوانند بر شرکتهای موجود در بازار فشار بیاورند و آنها را مجبور به افزایش بهرهوری و کارایی کنند. در مسئله رقابت، شرکتهای موجود باید بتوانند ارزش پیشنهادی بهتری را به مشتریان ارائه دهند. معمولاً این به معنای کارآمدتر شدن و کاهش قیمتهاست. آنها میتوانند دانش و روشهای جدید یک کار را به بازار معرفی کنند. این درحالی است که کارآفرینان در مقایسه با شرکتهای جدید ممکن است روش کار مولدتری داشته باشند و به نوبه خود، این امر باعث از بین رفتن شرکتهای فعلی میشود. زیرا آنها قادر به رقابت نیستند. بنابراین در کوتاه مدت احتمال دارد زیانهای بهرهوری وجود داشته باشد، اما در بلندمدت توسط شرکتهای کارآمدتر تکمیل میشود. کارآفرینی میتواند صنایع کاملاً جدیدی خلق کند. این امر تا حدی در دوران رکود اقتصادی سودمند است؛ زیرا اشتغال، رشد و گزینههای جدیدی را به مشتری عرضه میکند. کالاها و خدمات نوآورانهای که کارآفرینان ارائه میدهند، وابستگی به فرآیندها و فناوریهای قدیمی را کاهش میدهد. به عنوان یکی از نمونههای آن، میتوان به گوشیهای هوشمند اشاره کرد که بر نحوه ارتباط کسبوکارها با مشتریان، کارمندان و شرکا تأثیر گذاشته است. شاید اغلب تصور شود که کارآفرینان فقط محصولات و ایدههای جدید تولید میکنند، اما آنها بر کسبوکارهای موجود نیز تأثیر میگذارند. در واقع از آنجایی که کارآفرینان متفاوت فکر میکنند، میتوانند راههای خلاقانهای برای گسترش و توسعه شرکتهای موجود ارائه دهند. دست آخر نیز تلاش مستمر کارآفرین برای حفظ عرضه منظم محصولات خود در بازار موجود و در کنار آن، جستوجوی بازارهای جدید و توسعه بازار فعلی سبب تسهیل گسترش بازار میشود.