هفت شهر عشق را عطار گشت
سمیرا مرادی روزنامه نگار
ادبیات غنی ایرانزمین نامهای درخشانی را بر تارک پیشانی خود دارد؛ نامهایی که صاحبان آنها با تلاش بیوقفه خود در ارتقای روح بلند ایرانی کوشیدهاند. شیخ فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری یکی از شخصیتهای بزرگ ادبیات فارسی است که در طول زندگی خود آثار بسیاری را خلق کرد و تأثیر زیادی بر جهان شعر و نثر ایرانی گذاشت. داستان زندگی عطار همانند آثار او مجموعهای از شگفتیهاست؛ مجموعهای که البته سویههای تراژیک آن بیشتر از موارد دیگر خودنمایی میکند. هرچند که نسبت به بقیه شعرا و ادیبان ایران، درباره زندگی عطار اطلاعات کمتری وجود دارد، اما همان اطلاعات کم و در هاله ابهام جهانی پرتلاطم را پیش روی ما مینهد. به بهانه 25 فروردینماه، روز بزرگداشت این شاعر بزرگ پارسیگوی، نگاهی به زندگی پربار او میاندازیم.
سیر دوران
عطار نیشابوری در جنگ زاده شده و در جنگ از دنیا رفت. و چه چیز میتواند اینچنین توفنده طومار زندگی یک انسان را درهم بپیچد. در سال 540ه.ق که او به روایتی در کدکن و به روایتی دیگر در نیشابور به دنیا آمد، جنگ غزها و یورش آنها به خراسان در جریان بود. کودکی عطار در میان کشتار غزها و زیر پای سم ستوران آنها میگذشت. این اتفاقات در ذهن و روح او تأثیری بس شگرف نهادند و شاعر خوش قریحه ادبیات ما را آنچنان دردمند کردند که او هیچگاه از فکر آن دوران سیاه بیرون نیامد. بهطوری که بعدها در آثار خود اشارات فراوانی به آن دوران کرد. از همان آغازین روزهای نوجوانی عطار نیشابوری به سمت عرفان و تصوف گرایش پیدا کرد و زندگی عارفان و شارحان طریقت برای او جذاب شد.
پیشه فریدالدین عطاری بود؛ حرفهای میراث پدر و نیای او که به آن مشغول بود و بیماران را مداوا میکرد. عطار اما به این مقدار رضایت نمیداد و سودای روح جستوجوگر خویش را از لابهلای گیاهان دارویی و مرهمهای گوناگون طلب میکرد. او اهل مدرسه و مکتب و خانقاه و نشستن در محضر استادان نبود و در همان گوشه دکان عطاری خویش به دنبال اکسیر روح بود. به همین خاطر با وجود شهرت زیادی که بعد از سرودن اشعار خود پیدا کرده بود، مدحگوی پادشاهان نشد و شغل ساده خود را رها نکرد.
درباره این حرفه و شیوه گرایش عطار به عرفان روایتهای مختلفی وجود دارد که البته قابل استناد نیستند، اما بهگونهای در میان مردم پذیرفته شدهاند. معروفترین روایت این است که «جامی» روای آن بوده: «روزی عطار در دکان خود مشغول به معامله بود که درویشی به آنجا رسید و چندبار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار کمک خواست اما او به درویش چیزی نداد. درویش به او گفت: «ای خواجه تو چگونه میخواهی از دنیا بروی؟» عطار گفت: «همانگونه که تو از دنیا میروی.» درویش گفت: «تو مانند من میتوانی بمیری؟» عطار گفت: «بله،» درویش کاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن کلمه الله از دنیا برفت. عطار چون این را دید شدیداً متغیر شد و از دکان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد.» اینکه عطار چگونه دست از دنیا شست و جاده طریقت را در پیش گرفت نمیتوان به روایتها اعتماد کرد، چنین امری را میتوان از خطوط آثار گوناگون او پی گرفت که چگونه با کلمات خود مسیر عرفان را میپیمود. بررسی آثار او نشان میدهد که سالهای زیادی را به تفکر و غور در زمینه عرفان و طریقت مشغول بوده است؛ از نوشتن حکایت حال عارفان و بزرگان که اثری سترگ و نگینی درخشان همچون تذکرهالاولیا را خلق کرده، تا اشعار مختلف که در بین آنها میتوان ارادت شیخ شهر نیشابور به عرفان را مشاهده کرد.
آثار مکتوب
فریدالدین محمد شاعر و ادیبی پرکار بود و در طول زندگی خود بسیار قلم بر لوح سپید راند. حاصل این قلمفرساییها کتب زیادی است که امروز در دست ما قرار دارد و میتوانیم با خواندن آنها به حظی وافر دست یابیم.
دیوان اشعار عطار قصاید و غزلیات او را دربر میگیرد که بیشتر آنها عرفانی و دارای مضمونهای بلند صوفیانه است. اسرارنامه از مثنویهای فریدالدین عطار نیشابوری و احتمالاً جزو نخستین آثار او بوده که سند آن بسیار قوی است. اثر دیگر او یعنی الهینامه که عطار خود در اواخر عمرش در مختارنامه با نام خسرونامه به آن اشاره میکند سرشار از داستانهای دلکش کوتاه و بلند است که همگی در بین یک داستان اصلی فوقالعاده گنجانده شدهاند. این کتاب در هشت بیت روح انسان را مورد خطاب قرار میدهد و برای او شش فرزند: نفس، شیطان، عقل، فقر، علم و توحید ذکر میکند. منطقالطیر از معروفترین اثرات عطار بهشمار میرود. نام دیگر این کتاب مقاماتالطیور است و شرح سفر مرغان به درگاه سیمرغ. داستان شیخ صنعان که شهرتی عام دارد نیز در این کتاب قرار دارد. شیخ صنعان طولانیترین داستان این کتاب است و حدود ۴۰۸ بیت دارد و سرگذشت و عشق و دلدادگی پیری زاهد به نام صنعان به دختری ترسا را به تصویر میکشد. مصیبتنامه مصیبتها و گرفتاریهای روحانی سالک را بیان میکند و مشتمل است بر حکایات جذاب و خواندنی. این اثر پس از منطقالطیر مهمترین منظومه عطار است. مختارنامه هم مجموعه رباعیاتی دارای پنجاه باب در موضوعات مختلف است.
سرانجام شاعر
عطار نیشابوری در روزگار پیری خود همانند دوران کودکیاش با حمله لشکریانی سرکش مواجه شد. اینبار مغولان خاک نیشابور را به توبره میکشیدند و آتش و خون و مرگ به ارمغان میآوردند. در این روزگار غریب شیخ دردمند ما عطار، به دست مغولان گرفتار شد و سربازان در نزدیکی دروازه شهر قلب سوخته او را از هم دریدند. خسارت مغولان به فرهنگ ایران کم نبود. سوزاندن آثار عطار نیز یکی از جنایتها آنها بود. بعد از آن هرچه از عطار باقی ماند، اشعار و نوشتههایی بود که به شهرهای دیگر برده شده بود و نزد دیگران نگهداری میشد.
اما چه باک چون همین آثار باقیمانده از عطار نیز کفایت میکرد تا جهان ادبیات را متحول کند و تأثیرات شگرف خود را بر جویندگان بگذارد. میراث غنی شیخ نیشابور اکنون در دست ماست و خواندن آثار او به انسان امروز میآموزد که در میانه ازدحام اخبار و سیطره رسانهها، راهی باریک و نورانی به سمت حقیقت برای خود باز کند.