آپارتماننشینی معضل قدیمی کلانشهرها
شهر این مکان بزرگ و پیچیده با جمعیت فراوان یکی از پدیدههایی است که تغییرات زیادی را در زندگی بشر به وجود آورده است. نظریهپردازان شهری، شهر را مکانی محصور در مرزهای جغرافیایی با جمعیت نسبتاً بالا و تحرکات زیاد درونی میدانند. زندگی در کلانشهرها مختصات خاص خود را دارد. در شهرهای بزرگ با جمعیت زیاد، زمین به قدر کافی و با قیمت مناسب وجود ندارد تا هر خانوار بتواند مسکنی شخصی و با معیارهای فردی خود داشته باشد. همین امر معضلی به نام آپارتماننشینی را ایجاد کرده که به دغدغه مهمی در زندگی شهری تبدیل شده است. حل مشکلات ناشی از این پدیده، یکی از ضرورتهای اصلی و قابلتوجه در برنامهریزیهای شهری محسوب میشود.
آپارتماننشینی سبک زندگی غالب در شهرهای بزرگ است. سبکی که در بسیاری موارد بهخصوص از سوی مهاجران پذیرفته نمیشود و قواعد آن برای ساکنان جدید ناخوشایند مینماید. احساس عدم تعلق به شهر محل زندگی و نحوه انتقال فرهنگی نادرست مهاجران را برآن میدارد تا فرهنگ جدید شهرنشینی را مغایر با اصول و ریشههای خود بدانند و در بیشتر اوقات به آن تن ندهند.
آشنایی با حقوق همسایگی و رعایت آن مسئله سادهای نیست. گسترش افقی شهرها و رشد پدیدهای به نام آپارتمان، افراد مختلفی را از فرهنگهای مختلف دور هم جمع کرده که هر یک تمایل به اجرای رسوم مخصوص به خود را دارند. در عمل چنین اتفاقی به تعارض میانجامد و در نهایت نارضایتی عمومی و ناآرامیهای بیحد روانی را به دنبال میآورد.
عدم رعایت نظم و سکوت، عدم رعایت بهداشت، درست استفاده نکردن از امکانات مشترک آپارتمان، تعامل نادرست با همسایگان و رشد خصومت پنهان در همسایگی همه و همه از مسائل آپارتماننشینی در شهرهای بزرگ است. پذیرش این مسئله که آپارتمان فضایی مشترک و متعلق به چند نفر است، گام اول در داشتن یک همسایگی صحیح و منجر به آرامش در زندگی است. اما برای خیلی از افرادی که به ناچار از فرهنگ روستایی یا شهرنشینی در اشل کوچک جدا شده و به امواج متلاطم کلانشهر پیوستهاند، قبول این وضعیت دشوار است. غریبه بودن با فرهنگ شهر جدید، حس جداافتادگی از محل تولد و میل به داشتن فضای شخصی افراد را دچار ناسازگاری با محیط آپارتمان و ساکنان آن میکند. در چنین شرایطی ایجاد فضای امن برای زندگی و آسایش لازم دشوار و پیچیده میشود. در فضایی که بهطور مداوم مستعد تنش است و احتمال وقوع درگیری در آن وجود دارد، آرامش در زمینی سست ریشه میگیرد و به اولین باد مزاحم از بین میرود.
آموزش فرهنگ آپارتماننشینی یکی از ضروریات زندگی امروز برای همه ساکنان شهر است. چه برای آنها که زمان زیادی را در کلانشهر زیستهاند، چه برای کسانی که تازه به این سرزمین دودآلود با صداهای مهیب وارد شدهاند. اندیشمندانی چون رابرت پارک که رویکرد جبرگرایی در شهرنشینی را دنبال میکنند، بر این اعتقاد هستند که آپارتماننشینی و مسائل آن نابسامانیهای اجتماعی، خانوادگی و شخصی را افزایش میدهد. در مقابل عده دیگری همچون اسکار لوئیس عوامل فضایی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی را در شکلگیری این پدیده اجتماعی دخیل میدانند. بهطور کلی پذیرفتن ریخت جدید زندگی در شهر با آپارتمانهای متراکم و مملو از آدم نیازمند زمینههای زیادی است. امری که باعث میشود افراد با هر هویتی و برخاسته از هرجایی به یک نقطه مشترک طلایی با یکدیگر دست یابند. این نقطه مشترک در بین طبقات مختلف شهرنشین و با امکاناتی که در اختیار دارند جداگانه معنا میشود. بنابراین لزوم آپارتماننشینی با کمترین تنش و در امنیت درک وضعیت کنونی و امکان استفاده از موقعیت موجود است. همچنین وضع قوانین عادلانه و مردممحور کمک میکند تا همگان در سایه عدالت اجتماعی بتوانند به همزیستی مسالمتآمیز و آمیخته با همدلی برسند. در این میان نقش شوراهای شهر، صداوسیما و کانونهای محلی در تقویت همگرایی بین شهروندان از اهمیت بالایی برخوردار است.