printlogo


اعتماد و امنیت در عالم همکاری
پرتو جغتایی روزنامه نگار

امنیت روانی در محیط کار مسئله‌ای است که تعداد کمی از مدیران به آن توجه می‌کنند، اما به ‌اندازه امنیت فیزیکی کارکنان اهمیت دارد. تمرکز بر افراد و مهارت‌های نرم آن‌ها در محیط کار هرروز رایج‌تر و پراهمیت‌تر از گذشته می‌شود. شواهد هم نشان می‌دهد این سیاست کاملاً درست است، زیرا جوهره تیم‌هایی که بازدهی بالا دارند، کاملاً بر روابط اعضای تیم بنا شده است. هرچه روابط افراد بهتر باشد و امنیت و اعتماد روانی در میان تیم وجود داشته باشد، عملکرد تیم مثبت‌تر و موفق‌تر خواهد بود. طبق آمار، احساس تعلق خاطر و امنیت روانی در محل کار بازدهی افراد را تا ۵۶ درصد بیشتر می‌کند و احتمال جابه‌جایی کارکنان را به نصف می‌رساند. امنیت روانی در محیط کار برای خانم‌ها اهمیت بیشتری دارد. در بسیاری از شرکت‌ها، کارکنان خانم احساس می‌کنند به‌خاطر جنسیت‌شان نمی‌توانند پتانسیل کاری خود را نشان دهند و از فرصت‌‌هایی استفاده کنند که برای پیشرفت وجود دارد. اما به‌واقع منظور از امنیت روانی چیست،‌ چرا اهمیت دارد و مدیران سازمان‌ها چطور می‌توانند محیطی امن برای کارکنان ایجاد کنند؟

چه وقت امنیت روانی داریم؟
شما زمانی امنیت روانی دارید که بتوانید ایده‌ها و نظرهای‌تان را بدون ترس از تحقیر در محیط کار، قضاوت دیگران یا شرمندگی مطرح کنید. امنیت -چه جسمی و چه روانی- جزو نیازهای اولیه انسان است، بنابراین تا وقتی امنیت نداشته باشید، نمی‌توانید برای رشد و شکوفایی بکوشید و از فرصت‌های‌تان استفاده کنید. پروفسور ادمنسون، استاد دانشکده بازرگانی هاروارد، برای اولین‌بار اصطلاح «امنیت روانی در محیط کار» را به کار برد و گفت که اعضای تیم با باور و رعایت این مفهوم می‌توانند ریسک‌های کار تیمی و تعارض‌های احتمالی را کاهش دهند. وقتی اعضای تیم از نظر روانی احساس امنیت کنند، ایده‌های‌شان را می‌گویند و از صحبت‌ کردن نمی‌ترسند. به گفته پروفسور ادمنسون برای ایجاد امنیت روانی در سازمان‌ها و محیط‌های کاری، باید هنجار ایجاد کنید و از تمام افراد درخواست مشارکت داشته باشند. هنجار یعنی رفتارهایی که همچون قانون در‌نظر گرفته می‌شود و رعایت ‌نکردن آن‌ها مجازات به دنبال دارد. رعایت این اصول روانی به فرد در داشتن سازگاری، احساس آرامش، امنیت، رضایتمندی و به‌طور کلی ارتقای سلامت روانی و خودشکوفایی کمک کرده و او را از تعارضات و ناراحتی‌های روانی مانند اضطراب و افسردگی دور نگه می‌دارد. امنیت روانی قابلیت ارتباط مناسب و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به‌طور منطقی، عادلانه و مناسب است. بنابراین نگرش‌ها و باورهای فردی و ویژگی‌های محیط پیرامون افراد روی بهره‌مندی از بهداشت روانی مطلوب اثر می‌گذارد.
امنیت روانی محیط کار به معنای مقاومت در مقابل به وجود آمدن پریشانی‌های روانی و اختلالات رفتاری در کارکنان سازمان و سالم‌سازی فضای روانی کار است. هدف بهداشت روانی در محیط کار ایجاد شرایطی است که منجر به اختلالات روانی در کارکنان نشود، کارکنان سازمان قادر به ایجاد روابط مطلوب با محیط کار و عوامل موجود در آن باشند، احساس رضایت کنند و به ادامه کار در آن سازمان علاقه‌مند باشند. همچنین هر یک از کارکنان نسبت به خود، رؤسا، همکاران خود و جایگاه خود در سازمان احساس مثبتی داشته باشند.
مزیت‌ها و ضرورت امنیت روانی در محل کار چیست؟ 
یادآور شدیم که امنیت روانی در محیط کار به‌اندازه امنیت فیزیکی اهمیت دارد. همان‌طور که مراقب هستید کارمندان از تجهیزات ایمنی استفاده کنند یا دستگاه‌ها عملکرد صحیحی داشته باشند، باید به امنیت روانی کارکنان هم اهمیت بدهید. دلایل ضرورت ایجاد محیط امن برای روان کارکنان و مزیت‌های آن بسیار زیاد است. برای مثال وقتی کارمندان از نظر روانی احساس امنیت دارند، در فعالیت‌ها مشارکت می‌کنند، با یکدیگر تعامل دارند و از قضاوت ‌شدن نمی‌ترسند. اعضای سازمان به‌خاطر جنسیت، قومیت یا حتی سلیقه‌های‌شان تمسخر نمی‌شوند و سازمان یکپارچه و همدل خواهد شد. وقتی اعضای تیم احساس امنیت دارند، نظرهای‌شان را ابراز می‌کنند و از دل همین نظرها ایده‌های خلاقانه و جدید بیرون می‌آید. به‌طور کلی می‌توان گفت امنیت روانی در محیط کار رفاه بیشتری برای کارمندان فراهم می‌کند، بسیاری از دغدغه‌های ذهنی و عوامل استرس آن‌ها کم می‌شود و در نتیجه عملکرد بهتری خواهند داشت. در این شرایط اعضای تیم،‌ به سفیر برند تبدیل می‌شوند و هرجایی که هستند درباره محیط کار ایده‌آل خود صحبت خواهند کرد. همه این مزایا بهبود عملکرد سازمانی و بازدهی بیشتر را در پی دارد. 

چه باید کرد؟
در گام نخست باید با برگزاری جلسات، نظرخواهی و گوش دادن فعالانه مهارت‌های ارتباطی کارمندان‌ را ارتقا دهید. اگر کارمندی از صحبت‌ کردن یا اشتراک نظرهایش خجالت می‌کشد، او را نادیده نگیرید. از او بخواهید صحبت کند و بگویید که با این رفتار نمی‌تواند ایده‌های خلاقانه‌اش را مطرح کند یا درباره دغدغه‌هایش حرف بزند. دیگران را بابت ابرازنظر تشویق کنید؛ هیچ‌کس در سازمان نباید از نظردادن بترسد، حتی اگر بخواهد چیزی مخالف حرف شما بگوید. اشتباهات‌تان را بپذیرید. گاهی داستان اشتباه‌های کاری خود را برای کارمندان‌تان تعریف کنید تا متوجه شوند شما هم بی‌عیب نیستید. اگر یکی از کارکنان‌تان اشتباهی کرد، بدون تخریب شخصیت یا از بین‌ بردن امنیت روانی او واکنش نشان دهید و با کارمندان همدلی کنید؛ به‌خصوص با کارمندانی که کمتر صحبت می‌کنند. بدون قضاوت با دیگران تعامل داشته باشید و هر دیدگاهی را بپذیرید. وقتی با کارمندان جلسه می‌گذارید، چند دقیقه را صرف احوالپرسی یا سؤالات متفرقه کنید تا آن‌ها بدانند فارغ از نقشی که در سازمان دارند هم برای شما مهم هستند. قبل از برگزاری جلسه یا ایده‌پردازی، موضوع را به اعضای تیم اعلام کنید تا فرصت کافی برای فکرکردن داشته باشند. در این صورت اعضا در جلسه حرف‌های بیشتری برای گفتن خواهند داشت و  بیشتر مشارکت می‌کنند.
درک تأثیر مفهومی غیرملموس مانند امنیت روانی بر عملکرد تیم و نتایج کارهای‌شان امری بسیار دشوار است. بنابراین لازم است مجدداً فکر کنید؛ وقتی در محیط کار امنیت روانی وجود نداشته باشد، با فرهنگ سازمانی سر‌و‌کار داریم که افراد از اشتباه کردن و سرزنش شدن هراس دارند. این موضوع به این معناست که اعضای تیم دیگر سؤال نمی‌پرسند، افکار و ایده‌ها و نگرانی‌های خود را بیان نمی‌کنند. چنین اتفاقی در سازمان فاجعه‌بار است. باید به این موضوع توجه داشت که ایجاد محیط کاری امن و آزاد نیازمند تلاش است. بدون شک کلید رسیدن به این مهم بهره‌گیری از تمام توان اعضای تیم، توانمندسازی آن‌ها برای ابتکار بیشتر، کنار زدن محدودیت‌ها و در نهایت، متفاوت کردن اوضاع سازمان خواهد بود.