یادگیری مهارت خودکنترلی
معمولاً با شنیدن واژه «خودکنترلی» یاد توقف کارهایی میافتیم که دوستشان نداریم. گاهی این واژه ما را یاد پرهیز از مصرف غذای ناسالم میاندازد و گاهی تصور میکنیم موضوع بحث مهار احساساتی نظیر خشم است. بااینحال، مفهوم خودکنترلی موضوعاتی فراتر از اینها را شامل میشود. مردم برای توصیف خودکنترلی از واژههای مختلفی استفاده میکنند. فرقی نمیکند آن را نظم بخشیدن بنامیم یا عزم راسخ و پشتکار و اراده، در هر صورت همه یک معنا را تداعی میکنند. برخی محققان معتقدند که ژنتیک در خودکنترلی نقش دارد و در عین حال مهارتی است که میتوانید با کمی تمرین به آن دست پیدا کنید. همه ما کمی مهارت خودکنترلی را داریم، هرچند این مهارت در افراد و موقعیتهای مختلف متفاوت است. با چند راهکار ساده میتوانیم این مهارت را در خود تقویت کنیم یا به حد متعادلی برسانیم. ابتدا باید یاد بگیریم افکار خود را کنترل کنیم. رسیدن به آرامش درونی بهترین روش برای کنترل رفتارهاست. مدیتیشن، تمرین تنفس عمیق و تقویت تمرکز راهکارهایی فوقالعاده برای تمرین آرامش بهشمار میروند. با رسیدن به چنین آرامشی، هنگام وقوع رویدادهای استرسزا واکنشهای متفکرانه و معقولی خواهید داشت. رسیدن به خودکنترلی بدون برنامهریزی کاری دشوار است. در نهایت، یاد میگیریم که میتوانید احساسات ناخوشایند را کنترل کنیم و نیازی نیست که به تمام خواستههای درونی خود برسیم.