printlogo


اعتیاد به بازی‌های رایانه‌ای کمتر از اعتیاد به موادمخدر نیست

بازی‌ رایانه‌ای این روزها در بین بسیاری از مردم طرفداران پر‌و‌پا قرصی دارد. بعضی افراد ساعت‌های طولانی از شبانه‌روز را به بازی‌کردن اختصاص می‌دهند، تا جایی که صدای اعتراض اطرافیان بلند می‌شود. بازی‌های رایانه‌ای تحت لوای صنعت عظیم انیمشین‌سازی با تنوع و جذابیت‌های فراوان در دسترس عموم قرار می‌گیرند. اعتیاد به بازی یا «گیمر» بودن اکنون یکی از مسائل اجتماعی است که حواشی زیادی را به دنبال آورده و سبک ‌زندگی افراد را متأثر کرده است. برای بعضی افراد البته این موضوع تبدیل به یک شغل شده و از طریق آن کسب درآمد می‌کنند. اما تعداد چنین افرادی خیلی کمتر از کسانی است که برای گذران وقت و سرگرمی بازی می‌کنند. در رابطه با این پدیده پرطرفدار و روبه‌فزونی با دکتر نگار شمسکی، روانپزشک متخصص (اعصاب و روان) گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

با توجه به فراگیر شدن بازی‌های رایانه‌ای و اقبال مردم به انجام افراطی آن، آیا می‌توان این عمل را نوعی اعتیاد پنداشت و آن را از جنس اعتیادهای دیگر دانست؟ 
در دسته‌بندی جدید اختلالات روانپزشکی، «گیمینگ ادیکشن» تعریف شده است. این اعتیاد شبیه بقیه اعتیادها و از جنس آن‌هاست. بازی کامپیوتری به‌صورت بی‌اختیار، طولانی‌مدت و مکرر، نوعی اختلال است. معمولاً با اینکه فرد از عواقب این کار اطلاع دارد، نمی‌تواند بازی را متوقف کند. به‌تدریج حتی دفعات بازی را افزایش می‌دهد. این پدیده مثل بقیه اعتیادها حالتی دارد که سایر جنبه‌های زندگی انسان از جمله شغل، تحصیل، ارتباط با خانواده و سایر ارتباطات اجتماعی را مختل می‌کند. البته نمی‌توانیم بگوییم هرکسی که ساعت‌های زیادی بازی می‌کند، معتاد به بازی است. یک‌سری مشخصات و فاکتورها وجود دارد که به‌عنوان سنجه از آن‌ها استفاده می‌کنیم. علائم باید به‌مدت 12ماه در رفتار و زندگی فرد ادامه داشته باشد تا اسم اعتیاد روی آن بگذاریم.
علائم این نوع اعتیاد چیست؟ 
مثل بقیه اعتیادها مهم‌ترین علامت این است که اولویت اول زندگی فرد بازی کردن باشد. طوری‌ که بقیه جنبه‌های زندگی او حتی بهداشت شخصی در درجات بعدی قرار گیرد. در این شرایط فرد قادر نیست مدت‌زمان بازی را مهار کند و تحت‌کنترل خود درآورد. اگر جلوی او گرفته شود دچار خشم و آشفتگی می‌شود. همین‌طور مانند دیگر اعتیادها فرد برای کاهش مشکلات زندگی خود از جمله کاهش اعتمادبه‌نفس و غیره به بازی پناه می‌برد.
آیا عوامل بیرونی و درونی باعث این اعتیاد می‌شوند یا این ماهیت بازی است که فرد را به دنبال خود می‌کشاند؟
زمانی که بازی به اعتیاد تبدیل می‌شود پای کاهش احساسات منفی در میان است. به‌طور مثال وقتی فرد دچار اضطراب می‌شود برای فرار از آن بازی می‌کند. نکته دیگر اینکه مانند اعتیادهای دیگر عامل وسوسه در این وابستگی نقش دارد. مثل معتادی که اگر موادمخدر جلوی چشمش باشد به مصرف آن وسوسه می‌شود. اعتیاد به بازی هم همین است؛ اگر دستگاه بازی یا گوشی جلوی دست فرد باشد، میل به بازی کردن پیدا می‌کند.
فردی که بازی می‌کند چه زمانی باید نگران این شود که ممکن است دچار اعتیاد شود؟ آن نقطه حساسیت دقیقاً کجاست؟ 
ما به مراجعان می‌گوییم مدت‌زمان بازی کردن در یک هفته را اندازه بگیرند. اگر این مدت در هفته به بیش از 25ساعت برسد (البته این عدد حدودی است) یک هشدار است و امکان گرایش به اعتیاد را در خود نهفته دارد. اولویت‌ها هم اهمیت دارند. فرار کردن از وظایف و نقش‌هایی که برعهده داریم، علامت هشدار دیگری است که باید به آن توجه داشت. 
کمپانی‌های تولید بازی با استفاده از ترفندهای مختلف تجاری، بازی‌ها را طوری طراحی می‌کنند که ادامه‌دار باشد و فرد مجبور شود مدام بازی کند. چگونه می‌توان این عامل را کنترل کرد؟ 
اول اینکه باید به فرد هشدار بدهیم که چنین وضعیتی احتمال ایجاد اختلال را زیاد می‌کند. درست وقتی که او بقیه زندگی خود را رها می‌کند، خطر در کمین است. بنابراین باید شیوه‌هایی را در نظر داشته باشد که با استفاده از آن‌ها بتواند موقعیت را تحت‌ کنترل خود درآورد. یعنی باید زمان مشخصی برای بازی درنظر بگیرد و تحت هیچ شرایطی بیشتر از آن بازی نکند. مثلاً بگوید من هر روز از این ساعت تا این ساعت می‌توانم بازی کنم و به آن پایبند باشد. اگر نمی‌تواند چنین کاری کند باید به نزدیکان بگوید که به او تلنگر بزنند.
آسیب‌های اعتیاد به بازی کامپیوتری چیست؟ 
تحت‌الشعاع قرار دادن ابعاد مختلف زندگی آسیب بزرگ همه اعتیادهاست. اعتیاد به بازی هم در همین ردیف قرار می‌گیرد. مثلاً در این حالت فرد در ارتباط با اطرافیان خود مسئله پیدا می‌کند، به‌خاطر اینکه ساعت‌ها پای بازی می‌نشیند، سوخت‌و‌ساز بدنش کاهش یافته و اضافه‌وزن پیدا می‌کند یا دچار مشکلات اسکلتی-عضلانی می‌شود.
ما افراد زیادی را می‌بینیم که به بازی اعتیاد دارند، اما تمایلی برای درمان و مراجعه به روان‌درمان نشان نمی‌دهند. چگونه می‌توان آن‌ها را به این کار ترغیب کرد؟ 
در این مورد هم جریان موجود مانند بقیه اعتیادهاست. فرد تا متوجه نشود که زندگی‌اش با خطر همراه شده، به فکر درمان نمی‌افتد. به همین ‌خاطر باید در این زمینه روی آگاه کردن افراد کار کرد. راه‌حل این است که اطلاع‌رسانی در این زمینه زیاد شود. در حال حاضر در رسانه‌ها یا صداوسیما و فضای مجازی خیلی روی این موضوع مانور نمی‌دهند. این آگاهی به مردم داده نمی‌شود که اعتیاد رفتاری هم اعتیاد است و فرقی با سایر انواع اعتیاد ندارد. رویکرد کنونی بر عادی بودن این رفتار است، در حالی که افراد زیادی دچار آسیب‌ها و عواقب سوء این موضوع هستند. اگر فرد آگاهی لازم را پیدا کند هم از ابتدا با کنترل بیشتری به بازی می‌پردازد و هم در صورت معتاد شدن آمادگی درمان را دارد.
اعتیادی که با انتخاب صورت گرفته و خودخواسته است، ضرورتی برای ترک در آدم ایجاد نمی‌کند. در چنین مواقعی چه باید کرد؟ 
به‌طور کلی اعتیاد یک اختلال است و امری منفی به حساب می‌آید؛ چراکه وابستگی شدید و بیمارگونه‌ای را در پی دارد. بنابراین خودخواسته بودن، چهره آن را تطهیر نمی‌کند و باید ترک شود. در مواردی چیزی که فرد به آن اعتیاد دارد، مثبت است اما در اثر روند اعتیاد نتایج منفی به بار می‌آورد و زندگی او را نابود می‌کند. باید بدانیم که با این برچسب‌ها نمی‌توان اعتیاد را عادی جلوه داد و نباید خودمان را گول بزنیم. این یک اختلال فردی و در نهایت معضلی اجتماعی است.
آیا اختلالات نقص توجه (ADHD) ناشی از اعتیاد است؟ 
اگر فردی در کودکی دچار این عارضه شود و درمان نشده باشد، احتمال اینکه در آینده معتاد شود بسیار زیاد است. اما برعکس آن صادق نیست. اختلالات روانپزشکی تا حدود زیادی ژنتیکی هستند. بیش‌فعالی و عدم تمرکز هم از این دسته است و فرد بعداً به آن مبتلا نمی‌شود. بنابراین افرادی که در کودکی (ADHD) دارند باید تحت‌درمان قرار بگیرند تا در آینده ریسک‌های احتمالی درگیر اعتیاد شدن در آن‌ها کم شود.