تغییر نقش پدری در سایه تحول ساختار خانواده
مهین داوری روزنامهنگار
«نقش پدری در گذشته یکی از وظایف مردانه قلمداد میشد که با تأمین مسکن و معاش خانواده همراه بود. از مردان انتظار میرفت با مسئولیتپذیری همسر و فرزندان خود را تأمین کنند و در عین حال با اقتدار، خانواده را تحت کنترل و نظارت خود داشته باشند. با تغییر ساختار و کارکرد خانواده و جایگاه فرزندان نقش پدری نیز تغییر یافته است.» اینها بخشی از صحبتهای فاطمه موسوی ویائه، جامعهشناس و عضو گروه مطالعات زنان و خانواده انجمن جامعهشناسی ایران در گفتوگو با «آتیهنو» است. مصاحبه با او را که با نگاهی جامعهشناختی، به بررسی تغییرات نقش پدری از گذشته تا امروز پرداخته، در ادامه میخوانید.
نقش پدر از گذشته تاكنون با چه تغییراتی همراه بوده است؟
در جامعه سنتی روستایی کودک نیروی کار است، اما در جامعه امروزی شهری، فرزندپروری نوعی سرمایهگذاری بلندمدت محسوب میشود و هزینههای کودک بخصوص آموزش و رفاه او بالاست. با شرایط اقتصادی سخت، مشاغل در معرض تغییر و...، وظیفه تأمین معاش پدر خانواده روزبهروز سختتر میشود. از آنجا که اقتدار پدر به موفقیت او در تأمین معاش بستگی دارد، اقتدار مردان در خانواده نیز کم شده است. از سوی دیگر رابطه با همسر (مادر فرزندان) بهعنوان بخشی از این معادله باید مدیریت شود. اختلاف بر سر شیوه فرزندپروری بین زن و شوهر چالش بزرگی در مناسبات خانوادگی ایجاد میکند.
رفتار پدران امروزی با پدرانشان چه شباهتها و تفاوتهایی دارد؟
در گذشته تقسیم کار جنسیتی در خانواده اقتضا میکرد مرد در جایگاه پدر قطب اقتدار و انضباط و زن در جایگاه مادر قطب عاطفه و مراقبت باشد. اما امروزه انتظار میرود مردان نیز در نگهداری از کودک مشارکت داشته باشند و روانشناسان تأکید دارند کمک مرد در نگهداری از کودک برای شکلگیری رابطه عاطفی پدر- فرزندی مهم است و موجب جلوگیری از استرس مادر در والدگری میشود. مردانی که تحصیلات بیشتری دارند، بیشتر در نگهداری فرزند مشارکت دارند. مردانی که منابع مالی بیشتری دارند یا به دلیل شغل آزاد یا تدریس ساعات کاری منعطف دارند، بهتر میتوانند در مراقبت از فرزند همراهی کنند. بازی با کودک بخشی از فرایند آموزش اوست که به شکلگیری روابط عاطفی بین کودک و بزرگسال کمک میکند. گویا جنسیت فرزند در مدتزمانی که پدر برای بازی میگذارد مهم است. هرچه مرد سنتیتر باشد با بزرگتر شدن فرزند دختر وقت محدودتری را صرف بازی با او میکند.
در سال اول و دوم مدرسه که کودک با حروف الفبا آشنا میشود و سواد خواندن میآموزد، همراهی یک بزرگسال در رسیدگی به تکالیف مدرسه و ایجاد نظم در کودک مهم است. عمدتاً از زنان انتظار میرود این وظیفه را انجام دهند؛ زیرا در ساعات بعدازظهر یا عصر که کودک تکالیفش را انجام میدهد، مرد هنوز سرکار است، اما گذران وقت توسط پدر با پسر نوجوان بخشی از تربیت و جامعهپذیری اوست و در شخصیت پسر نوجوان تأثیر مهمی دارد.
پدران امروزی با چه چالشها و مشکلاتی روبهرو هستند؟
در زمینه فرزندپروری، والدین میکوشند با راهنماییهای خود، زندگی بهتر و مساعدتری برای کودکان فراهم کنند. با این حال مرز اینکه تا کجا آنها را هدایت میکنند و از کجا به بعد علایق خود را تحمیل میکنند، مبهم است. حفظ بین انضباط و تحمیل سخت به نظر میرسد. پدران امروزی از یک طرف باید به خواستهای فرزند خود توجه کنند و از سوی دیگر دستور ندهند و اطاعت نخواهند. این شرایطی که دربارهاش آموزشی ندیدهاند مشکل است. بخصوص فرزند نوجوان و استفاده او از فناوریهای جدید چون تلفن همراه هوشمند و تبلت چالشهای جدیدی به وجود میآورد؛ از کنترلکردن ساعات کار با این دستگاههای بازی خانگی و مانند آنها تا محتوایی که در فضای مجازی به آن دسترسی دارد.
عوامل برجسته و اصلی نارضايتی پدران چیست؟
در جامعه امروز ایران دولت و گفتمان رسمی همچنان مردسالاری سنتی را از طریق قوانین نابرابر بازتولید میکنند. با این وجود ساختار اقتصادی بحرانزده به فقر و بیکاری گسترده انجامیده که به نوبه خود نقش نانآوری مردان را زیر سؤال میبرد، آن هم در شرایطی که فرهنگ مصرف سطح رفاه مورد انتظار در خانواده را افزایش داده است. مهمتر اینکه، بحران معنا با تحتتأثیر قرار دادن مردان طبقه متوسط، آنها را بخصوص در نهاد خانواده و شیوه تعامل با همسر و فرزندان دچار چالش کرده است. آنها میکوشند مرد خوبی باشند، با کودکان خود وقت بگذرانند، به نظرات و نیازهای عاطفی همسر و فرزندان توجه نشان دهند و در عین حال اقتدار مردانه را حفظ کنند. از یک طرف بابت صرفنظر کردن از حقوق قانونی خود در محدود کردن همسر و فرزندان و داشتن بیش از یک زن، انتظار تحسین و در عین حال بابت بار گران مهریه و نفقه شکایت دارند. از طرفی میخواهند زندگی خانوادگی عاشقانه و پر از آرامشی داشته باشند و در عین حال نگران هستند با انعطاف بیش از حد، از ارزشهای مردانه عدول کنند. شاید این تصور در آنها ایجاد شود که زن در حال سوءاستفاده از آنهاست و فرزندان قدرنشناس هستند. باید این دغدغهها را به رسمیت شناخت و به مردان و پدران کمک کرد تا با تغییرات فرهنگی همراه شوند.