printlogo


نقش ابرازگری برای مردان
مهدی لشگری روانشناس و مدرس دانشگاه

اگر نگاهی به رویکردهای جامعه‌شناسانه در نقاط گوناگون جهان بیندازیم، آنچه برای مردان مطرح بوده نقش تأمین مالی مثل‌ تهیه سرپناه، مواد غذایی، حمایت‌های اقتصادی و اجتماعی از خانواده است که با نقش‌های جنسیتی مردانه نیز همخوانی دارد. مسئله این است که پدران چه در گذشته و چه امروز علاوه بر اینکه این نقش سنتی را برعهده دارند، نقش تربیتی را نیز بر دوش می‌کشند. پدر همواره یک الگو برای فرزندان است. در هر جنسیتی که فرزند دارد این الگو بودن فرق می‌کند. پسران با داشتن الگوی پدری‌ سختکوش و جدی که کارها را با برنامه‌ریزی انجام می‌دهد، نقش‌های جنسیتی‌شان را از او یاد می‌گیرند. دختران با دیدن پدری‌ حمایت‌گر و مهربان، می‌توانند شناخت و دانش خود را از مردها افزایش دهند و همچنین با پدرشان ارتباط عاطفی برقرار کنند. علاوه بر این‌ها، نقش پدر به‌عنوان یک حامی جدی برای دختران می‌تواند در افزایش عزت‌نفس و اعتماد‌به‌نفس آن‌ها نقش ویژه‌ای داشته باشد.
نیازهای اساسی و ارگانیسمی انسان که تاکنون شناسایی شده‌اند شامل دو گروه نیازهای فیزیولوژیکی شامل غذا، آب، سرپناه، پوشاک و‌... و نیازهای ارگانیسمی روانشناختی شامل نیاز به خودمختاری یا استقلال، نیاز به شایستگی یا کفایت و نیاز به ارتباط است. 
آبراهام مازلو، روانشناس آمریکایی معتقد بود که انسان به‌صورت پله‌ای در طبقات نیازهای فیزیولوژیکی به سمت خودشکوفایی حرکت می‌کند. اگر در هر مرحله نیازهای او برآورده نشود، امکان حرکت به طبقه بعدی را نخواهد داشت. مثلاً تا وقتی که فرد در برآوردن نیازهای فیزیولوژیکی شامل آب و غذا ناکام باشد، به طبقه بعدی نیازهای خود دست پیدا نخواهد کرد و یا آن را احساس نمی‌کند. با توجه به این رویکرد، وظیفه پدر در خانواده تنها تأمین نیازهای مالی نیست. علاوه بر اینکه او باید محیطی گرم برای اعضای خانواده ایجاد کند حمایتگری، مهربانی، پشتیبانی و یاری‌رسانی به تک‌تک افراد خانواده نیز از او توقع می‌رود. در این مسیر نقش پدر که باید علاوه بر ابراز هیجانات خود باید به هیجانات همسر و فرزندان نیز پاسخ دهد، مؤثر و چشمگیر است.
ابرازگری مردان اصولاً تحت ‌تأثیر یک‌سری نقش‌ها و دستورالعمل‌های فرهنگی قرار می‌گیرد. در فرهنگ‌های شبیه فرهنگ ایرانی که ابراز هیجانات برای مردان به‌نوعی سبک یا کوچک شدن و یا تقلیل اقتدار تعریف شده، یا گریه مردان نشانه ضعف و ابراز محبت از سوی مردان عامل تضعیف‌کننده مردانگی است، طبیعتاً ابرازگری هیجانی مردان به‌عنوان پدران آینده از این باورها متأثر می‌شود. قدر مسلم اینکه پدرها مؤظف‌اند نه‌تنها به حفظ سلامت روان خود، بلکه نسبت به سلامت روان خانواده حساس باشند. پدر در مقام یک الگو و مربی باید نیازها، هیجانات و افکار خویش را در بستر خانواده و در ارتباط با همسران و فرزندان بیان کند. او به‌طور متقابل باید شنونده نظرات، هیجانات و دیدگاه‌های همسر و اعضای خانواده‌ باشد. اصولاً ابراز احساسات در محیط خانواده به ارتقای کیفیت رابطه کمک چشمیگری می‌کند؛ چراکه ابراز احساسات نشان می‌دهد رابطه فعال، پویا و زنده است. طبیعتاً پدران گذشته به‌خاطر سطح پایین‌تر سواد و آگاهی در جامعه و نبود آموزش برای این مسائل، کمتر به ابراز هیجانات و احساسات خود اهمیت می‌دادند.
به مرور با افزایش دانش و تحصیلات دانشگاهی و بخصوص ارتقای میزان ‌اطلاعات روانشناختی جوامع امروز، پدران زمان بیشتری برای فرزندان خود صرف کرده و همچنین در مورد هیجانات و شرایط خودشان بیشتر صحبت می‌کنند.