printlogo


چالشی که به تورم دامن می زند؛
بهمن آرمان برخلاف برخی اقتصاددانان معتقد است که بخشی از ناترازی‌های موجود در اقتصاد ریشه داخلی دارد. به باور او با وجود تحریم‌های ظالمانه که مشکلات بسیاری بر سر راه اقتصاد کشور ایجاد کرده، باز هم این ناترازی‌ها قابل‌حل است. گفت‌وگوی «آتیه‌نو» با این استاد دانشگاه و اقتصاددان را در ادامه می‌خوانید.

به گفته بسیاری از اقتصاددانان، کشور در شرایط کنونی با ناترازی‌های مختلف در حوزه‌هایی مثل بودجه، تولید، بانکی، ارزی و غیره مواجه است. به نظر شما این ناترازی‌ها از کجا نشأت می‌گیرد و عوامل به وجود آمدن آن‌ها را چه می‌دانید؟
ناترازی‌های کنونی در بخش فیزیکی اقتصاد همچون برق و گاز، مدرنیزه کردن پالایشگاه‌ها و سوختی که شدیداً موجب آلودگی هواست، دیده می‌شود. این‌ها عمدتاً با نپذیرفتن (FATF) و نداشتن روابط متعادل در سطح جهانی مرتبط هستند. یعنی ما روابط مستقیمی با کشورهای دارنده فناوری نداریم. به‌عنوان مثال در حوزه گازی پارس جنوبی قطری‌ها از نوعی فناوری استفاده می‌کنند که ما از آن برخوردار نیستیم. به این دلیل که این فناوری در اختیار شرکت‌های خاصی است که با توجه به تحریم‌ها نمی‌توانند در ایران سرمایه‌گذاری کنند یا امکان انتقال فناوری وجود ندارد. در نتیجه این ناترازی‌ها به آلودگی شدید هوای شهرهای بزرگ انجامیده و قطعی گاز و برق خسارت‌های سنگینی به اقتصاد کشور وارد می‌کند. شاهد بودیم که بعضی واحدهای پالایشگاهی به علت نبودن خوراک یا همان گاز طبیعی، تعطیل شده‌اند یا با ظرفیت بسیار کمی کار می‌کنند. پس در این نوع ناترازی‌ها می‌توان گفت تا زمانی که تحریم‌ها ادامه دارد، طبیعتاً وضع همین بوده و تغییری به وجود نخواهد آمد.
آنچه مربوط به ناترازی سیستم بانکی است دلایل گوناگونی دارد. ازجمله آن‌ها می‌توان به مواردی مانند وجود برخی فسادها، دادن وام‌های غیرقابل بازپرداخت و وام‌های ارزی که به جای استفاده در کاری که قرار بوده صورت بگیرد، صرف واردات کالاهای دیگر شده، اشاره کرد. اما در همین شرایط، کارهای زیادی می‌توان انجام داد که ارتباطی با تحریم‌ها و ارز ندارد. به عنوان مثال، اگر جمعیت ساکن ایران را 74 میلیون نفر در نظر بگیریم، میزان مرگ‌و‌میر در جاده‌ها در رتبه نخست جهانی است. بر اساس تحقیقی، تعداد تصادفات در عراق که جمعیتی خیلی کمتر از ایران دارد، با ایران یکسان، اما تعداد کشته‌ها نسبت به ایران بسیار کمتر است. دلیل آن چیست؛ اینکه خودروهایی که به اصطلاح در ایران تولید می‌شودند و مونتاژی هستند فناوری‌های روز را شامل نمی‌شوند، اما عراق که کارخانه خودروسازی هم ندارد و از اتومبیل‌های خارجی استفاده می‌کند، تعداد مصدومان و مرگ‌و‌میرش بسیار کمتر از ایران است.

می‌توانید چند مثال شفاف‌تر بزنید؟
بله، موارد دیگری از ناترازی وجود دارد که به شرایط داخلی مربوط می‌شود. به‌طور مثال حل مشکلاتی مانند مسکن که به یک مشکل بزرگ برای جامعه ایران تبدیل شده، ارتباطی با تحریم‌ها ندارد. ساختار ضعیف مدیریتی در ایران چنین وضعیتی را به وجود آورده است. در این زمینه تا زمانی که نتوانیم از فناوری پیشرفته کشورهایی مانند چین، استفاده کنیم، چنین مشکلاتی حل نخواهد شد.
با وجود گفت‌وگوهایی که با تعدادی از اعضای کمیسیون تلفیق داشتم، اعلام کردم اعدادی که شما برای بودجه عمرانی تعریف کرده‌اید، قابل‌تحقق نیستند. انواع کارگاه‌های آزادراه‌سازی، راه‌آهن، سدهای مخزنی و غیره که برای کشور اهمیت زیادی دارد، به دلیل بودجه نداشتن دولت تعطیل هستند. بنابراین برای انجام این کارها اصلاً نیازی نیست بودجه عمرانی که نمی‌توانید تأمین کنید را در بودجه بیاورید. بگذارید این منابع مالی از طریق بازار سرمایه تأمین شود. متأسفانه این کار صورت نگرفته و از طرف دیگر هم بورس به وظایف خودش عمل نکرده است. در حالی که تأمین مالی برای بخش مسکن، تأمین مالی برای ساخت آزادراه‌ها، در نظر گرفتن شیوه‌های انگیزشی به دلیل اینکه بخش خصوصی و این سرمایه‌های سرگردان که یک روز به سمت بورس می‌روند، یک روز به سمت طلا و موارد دیگر، در راستای توسعه کشور مورد استفاده قرار بگیرند. متأسفانه بورس توانایی مدیریتی لازم را ندارد. مدیریت این نهاد بسیار استراتژیک و حیاتی برای اقتصاد ایران در حد و اندازه‌ای نیست که از ظرفیت‌های ایران و منابع مالی مورد نیاز سوژه‌هایی که به‌صورت راکد درآمده‌اند استفاده کند یا به رونق اقتصادی کشور کمک کند.
کافی است همین مواردی که به آن‌ها اشاره شد یعنی تأمین مالی از طریق بورس برای بخش مسکن، ساخت آزادراه‌ها که کلیدی است و فاصله‌ها را کوتاه می‌کند و در نهایت کاهش زیادی در مصرف سوخت به وجود می‌آورد، مورد توجه قرار گیرد. به عبارت دیگر تأمین مالی چنین پروژه‌هایی از طریق بورس و پس‌انداز‌های خرد قابل تحقق است. مثلاً در کشور نیمه‌بیابانی ایران نیاز داریم که فرضاً 10میلیارد متر مکعب آب از خلیج فارس و دریای عمان و دریای خزر به فلات مرکزی ایران انتقال دهیم، اما این پروژه از طریق بودجه دولتی قابل اجرا نیست و باید از طریق شرکت‌های سهامی عام پروژه‌محور انجام شود. 

چه راهکارها و توصیه‌هایی برای برون‌رفت از این ناترازی‌ها دارید؟
امروز ناترازی‌ها و مشکلاتی وجود دارد که به‌راحتی قابل‌حل است. از طریق بورس می‌توان کمبود بودجه‌های عمرانی را جبران کرد و برای مردم مسکن ساخت؛ چراکه در شرایط کنونی ساخت مسکن به روش سنتی انجام نمی‌شود و باید از فناوری‌های جدید استفاده کرد. این فناوری‌های جدید با مقاومت ساده‌انگارانه عده‌ای از شرکت‌های ساختمانی ایران روبه‌رو است. آن‌ها مانع می‌شوند که فناوری مدرن در حوزه ساختمان‌سازی وارد کشور شود. همین مسئله سبب شده تا چینی‌ها که در ظاهر با ایران رابطه اقتصادی خوبی دارند نیز پاسخ منفی‌ بدهند یا اینکه اراده کافی برای ورود به بازار ایران نداشته باشند. بنابراین به‌صورت کلی می‌توان گفت تا زمانی که حاکمیت در مورد تحریم‌ها تصمیمی نگیرد، وضع همین است. به‌ویژه‌ اینکه ما در منطقه‌ای مثل خاورمیانه قرار داریم که همیشه با تنش‌های گسترده و ناآرامی همراه بوده و اکنون هم در اوج خود قرار دارد. در شرایط فعلی صحبت از توسعه برای کشوری مثل ایران که در تحریم و محاصره است، قدری دشوار به نظر می‌رسد.
بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که با افزایش سهم بورس در تأمین مالی طرح‌های بزرگ عمرانی و رساندن سهم آن به 60درصد (مانند کشورهای پیشرفته صنعتی و کشورهای تازه صنعتی شده)، بخش بسیاری از این ناترازی‌ها به‌ویژه در حوزه ارزی و غیره حل‌و‌فصل خواهد شد.