گزارشهای بینالمللی از روند روبهرشد اقتصاد ایران علیرغم کارشکنیهای ترامپ خبر میدهد
حالیکه دولت دونالد ترامپ، از هیچ تلاشی برای متشنجکردن شرایط پیرامون توافق هستهای فروگذار نمیکند، اروپا و همچنین ایران، در تلاشاند این توافق و منافع ناشی از آن را حفظ کنند. پس از سهسال رکود، که عمدتا ناشی از تحریمهای بینالمللی بود، و در 18ماه پس از اجرای توافق هستهای، اقتصاد ایران به روال سابق بازگشته است. همین امر و نه آنچه که آمریکا آن را نقض روح توافق توصیف میکند، دلیل اصلی دلنگرانی ترامپ و نئومحافظهکارانی است که نمیخواهند ایران دوباره بهعنوان یک قدرت منطقهای، ظهور کند. به نظر میرسد که دیگر امضاکنندگان توافق، شامل سه کشور بزرگ اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) و چین و روسیه، بهسختی به توافق هستهای پایبند هستند. در چنین شرایطی، فاصلهگرفتن آمریکا از توافق هستهای و تلاش برای اعمال تحریمهای جدید علیه ایران، یک نبرد سخت برای دولت آمریکا بهشمار میرود.
تحریمهای بینالمللی که شدیدترین آنها در سال 2012 علیه ایران اعمال شد، پیامدهای اقتصادی وخیمی برای ایران به همراه داشت و به افت شدید ارزش ریال و صعود بیسابقه نرخ تورم منجر شد. در آن زمان، بهانه اعمال تحریمها فعالیتهای هستهای نگرانکننده عنوان میشد، اما اکنون ایران درحال اجرای توافق هستهای است و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز همواره بر پایبندی ایران به تعهداتش، مهر تائید زده است. پس مبنای منطقی بازگشت تحریمها علیه ایران، از بین رفته و این یک چالش بزرگ برای آنهایی بهشمار میرود که در آمریکا بهدنبال بازگرداندن تحریمها علیه ایران هستند.
با این همه تنشهایی که ترامپ و همفکرانش ایجاد کردهاند، بر روند جذب سرمایه در ایران تاثیر خواهند گذاشت. پس از ماهها، بهتازگی روند جذب سرمایههای خارجی آغاز شده و شرکتهای خارجی از مرحله حرف و مذاکره، به عمل رسیدهاند. سطح پایین بدهیهای خارجی، چشمانداز اقتصادی قابلقبول، کمبود زیرساختها و نیروی کار ماهر از جمله فاکتورهایی در اقتصاد ایران بهشمار میرود که برای سرمایهگذاران خارجی، جذاب است. اما با وجود تمامی پتانسیلهای اقتصادی ایران و فرصتهای موجود برای سودآوری، سرمایهگذاران خارجی، علاقهمند نیستند که به هر قیمتی، از این پتانسیلها استفاده کنند. برای آن دسته از شرکت های بینالمللی که در بازار آمریکا فعال هستند، نگرانی از بازگشت تحریمهای یکجانبه آمریکا و احتمال نقض قوانین آمریکا، یک عامل بازدارنده بهشمار میرود.
افزون بر این، منافع موردانتظار از سرمایهگذاریها در ایران تا حدود زیادی به اصلاحات اقتصادی نیز بستگی دارد که حسن روحانی، رئیسجمهور ایران، وعده آن را داده است. اصلاحاتی که شاید برای همه گروههای سیاسی در ایران، خوشایند نباشد.
اما خبر خوب برای دولت ایران این است که احیای اقتصادیای که تاکنون پدید آمده، بهطور کامل به سرمایهگذاریهای خارجی، وابسته نبوده است و حتی درصورتیکه محدودیتهای جدیدی اعمال شوند، باز هم بخشی از احیای اقتصادیای که بدوننیاز به سرمایههای خارجی جریان دارد، به مسیر خود ادامه خواهد داد.
احیای اقتصادی
احیای اقتصادی ایران، پس از امضای توافق هستهای، کند بود اما پس از اجرای این توافق، سرعت بیشتری گرفت. نکته قابلتوجه این است که بخش عمدهای از احیای اقتصادی، به تعدیل تحریمها در تجارت، بهخصوص صادرات نفت مربوط میشود نه سرمایهگذاری. به بیان دیگر، تولید ملی در نتیجه بهرهبرداری از ظرفیت موجود افزایش یافت نه توسعه آن. گزارشها حاکی از آن است که در سال مالی 2016 تا 2017، اقتصاد ایران با نرخ 5/11درصد رشد کرده و نقش افزایش تولید نفت در بالارفتن نرخ رشد اقتصادی، بسیارمهم بوده است. صادرات نفتی ایران، بهسرعت به تعدیل تحریمها واکنش نشان داد و در یکسال، دوبرابر شد. البته روند ورود درآمدهای نفتی به بخش غیرنفتی اقتصاد ایران، یعنی جایی که ایرانیان کار میکنند، بسیارکند است. آمار مربوط به رشد بخش غیرنفتی براساس اینکه چه منبعی آن را منتشر کرده باشد، بین 3/3درصد تا 3/6درصد متغیر است. بیشترین نرخ رشد، در بخش غیرنفتی اقتصاد ایران نیز به بخش خدمات مربوط میشود. بخش ساختوساز نیز در بهار سال جاری، رشد مثبتی را به ثبت رساند. احیای بازار مسکن و پویاشدن آن برای احیای بخش بانکداری ایران که پس از رکود مسکن در سال 2011 دچار بحران شد، ضروری است.
پیامدها
با وجود تمامی موفقیتهای اقتصادی دولت روحانی و منافع ناشی از توافق هستهای و لغو تحریمها، هنوز آثار این پیشرفت در زندگی روزمره مردم، بهطور کامل، قابللمس نیست. برخی کارشناسان بر این باورند عمق بحرانهای اقتصادی در دوره 8ساله دولتهای نهم و دهم به اندازهای زیاد بوده که برای جبران آنها، به زمان بیشتری نیاز است.
باید گفت بهرغم تمامی مشکلات، رشد اقتصادی ایران در بهار گذشته زمینه را برای اشتغال 700هزارنفر فراهم کرد که 200هزارنفر از آنها در صنعت و بقیه در بخش خدمات فعال شدند. یکی از دلایل نرخ بالای بیکاری در ایران، مشارکت نیروی کارگری است که از 5/39درصد در سال گذشته به 6/40درصد در سال جاری رسیده است. همچنین هرساله تعداد بسیارزیادی از جوانان، از دانشگاهها فارغالتحصیل و به جمعیت در جستوجوی کار افزوده میشوند.
کارشناسان میگویند از آنجایی که هنوز سرمایهگذاریهای خارجی قابلتوجهی در ایران انجام نشده، بازار اشتغال نیز احیا نشده است. روحانی، بارها تاکید کرده است که سرمایهگذاری خارجی برای کمک به رشد و احیای اقتصادی ایران و ایجاد اشتغال، ضروری است. البته سرمایهگذاری داخلی نیز اهمیت زیادی دارد و دولت باید برای جذب سرمایههای داخلی، به موازات اصلاحات اقتصادی، بحران بانکی را حل کرده و نرخ بهره را کاهش دهد.
بهطور حتم، اعمال محدودیتهای جدید علیه ایران برای پیشبرد دستورکار دولت روحانی و جذب سرمایههای خارجی و تجارت در بازار بینالمللی مطلوب نخواهد بود، اما حتی در صورت اقدامات یکجانبه آمریکا علیه ایران، باز هم شرایط به اندازه سال 2011 بحرانی نخواهد بود. زمانی که آمریکا و متحدان اروپاییاش، بهطور همزمان تحریمهای نفتی و بانکی را علیه ایران اعمال کردند. از سوی دیگر، ایران تجربه زیادی در همزیستی با تحریمها دارد و شرایط جهانی نیز در مقایسه با دوران احمدینژاد، به نفع ایران است.