printlogo


تجربیات جهانی مقاوم‌سازی اقتصاد

«اقتصاد آسیب‌پذیر یا شکننده (vulnerable economy) که نقطه‌ مقابل اقتصاد مقاومتی به ‌شمار می‌رود، مفهومی است که حدود دو دهه از تولد آن در ادبیات اقتصادی می‌گذرد و در واقع چند سال پس از تجربه‌ بحران مالی شرق آسیا در سال ۱۹۹۷ مورد توجه قرار گرفته است. بحرانی که مولود خطای راهبردی وابسته‌کردن بازارهای مالی به سرمایه‌گذاران خارجی بود و به سقوط چندساله‌ اقتصادهایی منجر شد که در جهان به عنوان معجزه‌ آسیایی شناخته می‌شدند. التفات به مسئله‌ آسیب‌پذیری یا مقاومتی بودن، نه‌تنها در سطح اقتصاد ملی بلکه در همان زمان در سطح بنگاه‌های اقتصادی نیز جدی گرفته شد. مقاله‌ هامل و والیکانگاس (۲۰۰۳) در نشریه‌ معروف دانشگاه هاروارد با نام «نیاز به مقاوم بودن» نمونه‌ای از پدید آمدن این هوشیاری بود. آغاز حصر غیر‌انسانی غزه در سال ۲۰۰۵ نیز بهانه‌ دیگری بود که مسئله‌ پرهیز از شکنندگی اقتصاد در شرایط حصر، به عنوان یک موضوع قابل تأمل مطرح و مقالات متعددی در این‌باره نگاشته شد؛ ازجمله مقاله‌ صلاح رمضان محمد‌آغا (۲۰۱۱) پیرامون مدل مقاوم‌سازی اقتصاد غزه که در هشتمین کنفرانس بین‌المللی اقتصاد و مالیه‌ اسلامی ارائه شد. این سیر با وقوع بحران مالی سال ۲۰۰۸ آمریکا و سپس اروپا تکمیل شد. اگرچه بحران مزبور برای اقتصاد آمریکا نمونه‌ یک شوک خارجی نبود، اما اولاً برای کشورهای اروپایی که به عنوان سَرریز بحران آمریکا متأثر شدند، تا حدی برون‌زا تلقی می‌شد، بنابراین نشانه‌ آسیب‌پذیری اقتصادهای اروپایی از جانب اقتصاد آمریکا بود. (اصطلاح معروف اگر اقتصاد آمریکا عطسه کند، اقتصاد اروپا سرما خواهد خورد!) ثانیاً برای خود آمریکا نیز حاوی درس مهمی بود و آن این‌که اتکای کامل به بازار آزاد و زدودن مقررات می‌تواند شکنندگی اقتصاد را افزایش دهد و زمینه‌ساز بحران‌هایی مشابه سال ۲۰۰۸ شود. به همین دلیل در سال‌های اخیر موج نظری بزرگی در محافل دانشگاهی و سیاست‌گذاری جاری شده که بر شکننده‌بودن و خوش‌بینانه‌بودن فرض‌های الگوهای نئوکلاسیک تأکید و تنظیم‌گری هوشمندانه‌ دولت‌ها را ترغیب می‌کنند. می‌توان گفت هم‌اکنون نسبت به یک دهه‌ گذشته نسبت به مقاوم‌سازی اقتصاد آگاهی و حساسیت جهانی بیشتری وجود دارد. روشن است در خصوص کشورهایی که به دنبال پرداخت بهای استقلال سیاسی و پافشاری بر مواضع ضدهژمونی خود هستند، باید حساسیت مضاعفی وجود داشته باشد. آخرین حلقه از آگاهی جهانی درباره‌ اقتصاد مقاوم مربوط به گزارش رسمی اجلاس مجمع جهانی اقتصاد (۲۰۱۳) است که با نام «ایجاد مقاومت ملی دربرابر مخاطره‌های جهانی» منتشر شد. البته تعبیر این گزارش از مقاومت (تاب‌آوری)، شامل طیف وسیعی از مخاطره‌های جهانی می‌شود (مانند بلایای طبیعی) که فراتر از اثر شوک‌های خارجی است. همچنین مقاومت پیوند وثیقی با پیش‌بینی‌پذیربودن مخاطره‌ها دارد. در گزارش مزبور پنج بُعد برای تقویت مقاومت پیشنهاد شده است:
۱- زیرسامانه‌ اقتصادی؛ مشتمل بر جنبه‌هایی از قبیل محیط اقتصاد کلان، بازار کالا و خدمات، بازار مالی، بازار کار، پایداری‌پذیری و بهره‌وری و مانند آن‌ها.
۲- زیرسامانه‌ زیست‌محیطی؛ مشتمل بر جنبه‌هایی همچون منابع طبیعی، شهرسازی و سامانه‌ زیست‌بوم‌شناختی.
۳- زیرسامانه‌ حکمرانی؛ مشتمل بر نهادها، دولت، رهبری، سیاست‌ها.
۴- زیرسامانه‌ زیرساخت‌ها؛ مشتمل بر زیرساخت‌های حساس به‌ویژه مخابرات، انرژی، حمل‌ونقل، آب و سلامت.
۵- زیرسامانه‌ اجتماعی؛ مشتمل بر سرمایه‌ انسانی، سلامت، اجتماع و افراد.
در ادبیات متعارف، یک اقتصاد زمانی شکننده است که شوک‌های بیرونی بتوانند به ‌راحتی آن را از موقعیت ظاهراً متعادل و پیش‌رونده خارج کنند. ذکر این نکته لازم است که ویژگی آسیب‌پذیری هیچ ارتباطی به عملکرد عادی یک اقتصاد ندارد. یعنی در شرایط معمول ممکن است یک اقتصاد از لحاظ شاخص‌های اقتصاد کلان در وضعیت بسیار مطلوبی به سر ببرد. مثلاً نرخ‌های رشد بالا و بیکاری و تورم اندکی داشته باشد...»