گامهای اولیه در شناخت و ارتقای سواد رسانهای
در دنیای امروز که رسانهها به عنوان نخبه اطلاعات و ارتباطات به جامعه معرفی میشوند، مفهوم سواد رسانهای به یکی از مهارتهای اساسی هر فرد تبدیل شده است. در این راستا، به منظور بررسی عمقی از مفهوم سواد رسانهای و ابعاد مختلف آن با سعید ارکانزاده یزدی، روزنامهنگار و پژوهشگر علوم ارتباطات اجتماعی که دکترای فرهنگ و ارتباطات در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی دارد، گفتوگویی انجام دادیم تا به بررسی گامهای اولیه ارتقای سواد رسانهای بپردازیم.
اساساً سواد رسانهای چه تعریفی دارد؟
سواد رسانهای را خیلی ساده میتوان شناخت خبر و محتواهای رسانهای، سازوکار تولید محتواهای رسانهای، شیوه تصمیمگیری روزنامهنگاران و دبیران رسانهها، روشهای انتشار محتوای رسانهای، مخاطبشناسی، شناخت پسزمینه هر رسانه و اقتصاد سیاسی رسانهها تعریف کرد. در واقع کسی سطح سواد رسانهای بالایی دارد که وقتی با رسانهای برخورد میکند، بداند محتوای آن چطور و با چه هدفی تولید شده و چگونه به دست او رسیده و او باید به چه شکلی با آن برخورد کند و از آن تأثیر بپذیرد.
منظور شما این است که افراد بدانند اهداف خبر منتشر شده چیست؟ مگر خبر با چه اهدافی ممکن است تولید شده باشد؟
خبر ممکن است با اهداف تأثیرگذاری بر مخاطبان و حتی سوءاستفاده تهیه شده باشد. گاهی ممکن است حتی نیتسویی در کار نباشد، اما سطح حرفهای رسانه بالا نباشد. خیلی وقتها هم رسانه فقط دارد خبر را روایت میکند و بر اساس ارزشهای خبری مدنظرش، خبری را دروازهبانی و دستچین میکند.
آیا تشخیص واقعی یا جعلی بودن خبر یا قدیمی و جدید بودن خبر هم در موضوع سواد رسانهای میگنجد؟
گاهی رسانههای رسمی و خبرنگارانی که به درستی صحتسنجی اخبار را انجام ندادهاند هم ممکن است فریب بخورند. تشخیص خبر جعلی از واقعی میتواند کار مخاطب نباشد و به اشراف به مسائل فنی و حرفهای روزنامهنگاری و دسترسیهای خاص روزنامهنگاران وابسته باشد. بنابراین بخشی از آن را میتوان در قالب سواد رسانهای به شمار آورد، اما به طور کلی موضوعی تخصصی است. با این حال، میتوان مخاطب را نسبت به جعلی بودن اخبار و تجربههای دیدن این نوع خبرها حساس کرد.
دلیل انتشار اخبار جعلی و قدیمی یا در اصطلاح اخبار سوخته، چیست؟
نیتها میتواند متفاوت باشد، اما از نظر سواد رسانهای، مخاطب همیشه باید در نظر داشته باشد که وقتی خبری یا محتوایی منتشر میشود، منافع چه کسانی در این انتشار است. منظور این نیست که مدام با تئوری توطئه با اخبار مواجه شویم، اما لازم است هوشیار باشیم. مخصوصاً در مقابل رسانههایی که سابقه حرفهای مطلوبی ندارند و خوشنام نیستند.
بعضی اخبار تخصصی تاریخچهای نیازمند مطالعه یا دنبال کردن دارند که مستلزم صرف وقت زیادی برای پی بردن ابعاد پنهان آنهاست. در چنین مواردی افراد معمولی چطور میتوانند بدون صرف آن زمان متوجه این ابعاد شوند؟
در چنین مواردی میتوان منابع معتبر را چک کرد. یعنی به نوعی افراد در مورد یک رسانه خاص که اخبار مورد نظرشان را منتشر میکند مطالعه داشته باشند، مثلاً اینکه اخبار آن رسانه چقدر معتبر است یا چه جانبداریهایی ممکن است در آن وجود داشته باشد. به هر حال همانطور که گفتم اطلاع از شیوه تصمیمگیری روزنامهنگار، دبیران و رسانهها هم جزو مواردی است که شامل سواد رسانهای میشود و افراد با شناخت آنها میتوانند به پسزمینههای احتمالی خبری که آن رسانه منتشر میکند پی ببرند و بدانند اخبار چقدر قابل اعتماد هستند.
سواد رسانهای چه موارد کاربردی دارد و به زبان خودمانیتر چه جاهایی به کار میآید؟
سواد رسانهای به کار کسانی یا نهادهایی میآید که مخاطب رسانهها هستند، با آنها سروکار دارند یا زندگی و کسبوکار و جنبههایی از فعالیتهای اجتماعی یا فردی آنها از رسانه تأثیر میپذیرد. در واقع سواد رسانهای به کار همه افرادی میآید که به نوعی با رسانهها در ارتباط هستند یا فعالیتهای رسانهها بر آنها اثر میگذارد.
به عقیده شما، سواد رسانهای برای همه افراد جامعه لازم است؟
در دنیایی که رسانهای شده و رسانهها نقش بسیار پررنگی در همه جنبههای زندگی فردی و جمعی دارند، بهنظر میرسد سواد رسانهای برای همه لازم است. هر فردی با رسانه و اخبار سر کار دارد، به سطحی از سواد رسانهای نیاز دارد.
خود رسانهها در افزایش سواد رسانهای چه نقشی دارند؟
رسانهها با داشتن محتوای آموزشی یا اطلاعرسانی درباره سواد رسانهای و سازوکار فعالیت رسانهها و مسائلی نظیر اقتصاد رسانه یا روزنامهنگاری حرفهای، میتوانند در آموزش و گسترش سواد رسانهای نقش داشته باشند. اما نقش پررنگتر را فراتر از رسانهها، نهادهای آموزشی و مدارس میتوانند برعهده داشته باشند.