اصلاح نظام بانکی در چه مرحلهای قرار دارد؟
وحید شقاقیشهری اقتصاددان
ساختار کنونی بانکهای کشور که مشغول بنگاهداری هستند، سبب انجماد و بلوکه شدن منابع شده و در نهایت به مرحلهای رسیده که به دلیل ناترازی بالا اصلاح آنها سخت شده است. بنابراین در حوزه نظام بانکی نیازمند اصلاحات اساسی هستیم. این درحالی است که در مؤسسات مالی و اعتباری دچار نوعی رهاشدگی هستیم که در نهایت به دلیل تشدید ناترازی و غیرقابل درمان بودن آن، دولت مجبور شد برخی از مؤسسات را منحل کند.
اشاره به این نکته ضرورت دارد که دولت سیزدهم برای حل این مشکلات، باید یک شناخت جدید و جامع از آخرین وضعیت ناترازیهای بانکها کشور داشته باشد و برنامه روشنی برای اصلاحات ساختاری ارائه دهد. اکنون این مسئله شروع شده و با تصویب و ابلاغ قانون بانک مرکزی، این موضوع کمک بزرگی به دولت برای حل مشکلات بانکی میکند. وزارت اقتصاد و بانک مرکزی نیز نگاه ساختاری برای اصلاح بانکها دارند. قطعاً حل مشکلات مؤسسات مالی و اعتباری و برخی بانکهای دیگر باید در دستور کار باشد تا منابع منجمد و بلوکهشده آزاد و صورتهای مالی آنها شفاف شود و راهحل اساسی برای این منظور اتخاذ شود. بانک مرکزي براي مهار تورم درصدد است نظام بانکي را اصلاح کند و بانک پرريسک را از گردونه خارج کند. نهاد ناظر شبکه بانکی در نظر دارد انجماد منابع بانکي و ناترازي بانکها را کاهش دهد و شفافيت و سلامت بانکي را در شبکه بانکي رقم بزند و به بانکها کمک کند در رويه پيشبيني شده با سرعت رو به جلو بروند. بنابراین اگر سلامت بانکي را پيادهسازي کنيم ميتوان اميدوار بود نقدينگي کاهش و قدرت تسهيلاتدهي و تأمين مالي بانکها افزايش يابد و در نتيجه بتوان به اقتصاد کشور کمک کرد. از سویی کنترل ترازنامه بانکها موجب رکود نميشود، زيرا هرچه سلامت بانکها و شفافيت ترازنامه افزايش یابد و رشد نقدينگي در بانکهاي پرریسک مهار شود، قدرت تسهيلاتدهي بانکها افزايش مييابد. کنترل ترازنامه نبايد براي همه بانکها اجرا شود، بلکه در مورد بانکهاي پرريسک که قابليت اصلاح دارند لازمالاجراست. در اين امر بانک مرکزي بايد با اقتدار و سرعت پيش رود؛ چراکه اصلاح نظام بانکي دشوار است و علاوه بر اقتدار بانک مرکزي به کمک سه قوه نياز دارد. به نوعی میتوان گفت، بانک در اقتصاد شبيه قلب است و هرچه اين قلب سالمتر باشد، بیشتر ميتواند با دريافت سپرده مردم و خلق نقدينگی، آن را بين بخشهاي توليدي و اقتصادي توزيع کند. با این کار بحث ناترازي، انجماد منابع و داراييهاي موهوم از بين ميرود. هماکنون بانکها منابع منجمدي دارند و حتي در برخي موارد اين انجماد منابع به ۶۰درصد میرسد. علاوه بر اين برخي بانکها داراييهاي موهوم و سمي همچون شعبات زياد و دارايي بلااستفاده دارند که منابع آنها را منجمد کرده است. با سالمسازي ترازنامه بانکها اين انجماد منابع کاهش مييابد.
در دنیا، دو نوع بانک وجود دارد؛ بانکها یا تجاری هستند که خدمات پولی و بانکی ارائه میدهند و یا سرمایهگذاریاند که اساساً وظیفهشان مشخص است. بر این اساس، برای اصلاح بانکها به برنامه منسجم و نقشهراه نیاز داریم. در گام نخست، باید بانکهای تجاری و سرمایهگذاری تفکیک شوند و در گام دوم نیاز به تغییر و تفکیک قواعد وجود دارد. گام سوم نیز شامل کاهش ناترازی بانکهاست. طبیعتاً اگر بانکها، وضعیت را انجمادزدایی کنند، در مسیر اصلاح قرار میگیرند. در این بخش سه دسته بانک داریم: دسته اول بانکهایی که وضعیت خوبی دارند، دسته دوم بانکهایی که قابلیت اصلاح و انجمادزدایی منابع دارند و دسته سوم بانکهایی که ناترازی شدید دارند و اصلاحپذیر نیستند.