تغییر سیاستها در قبال معلولان
احمد میدری مدیر دبیرخانه مقابله با فقر و نابرابری آموزشی
رویکرد دبیرخانه مقابله با فقر و نابرابری آموزشی حمایتطلبی برای تغییر سیاستهاست. یکی از مصادیق فقر و نابرابری آموزشی، مسئله آموزش معلولان است. دبیرخانه به دلایل بسیار روشن این مسئله را در دستور کار خود قرار داده و با افراد رسانهای و مؤسسات غیردولتی از جامعه خیّرین مدرسهساز، شبکه فقرزدایی ایران و انجمن صنفی خبرنگاران تهران موضوع بهبود آموزش معلولان را دنبال میکند.
بر اساس کنوانسیون بینالمللی حقوق افراد دارای معلولیت که ایران نیز از اعضای آن به شمار میآید و همچنین قوانین جدید تصویب شده، در این زمینه فاصله حقوق و وضعیت موجود کشور بسیار زیاد است. اینکه چطور میتوانیم وضعیت موجود را تغییر دهیم مسئله مهم قابلبحثی است که در دبیرخانه با همکاری دیگر عزیزان فعال در این عرصه و همچنین نهادهای غیردولتی موردنظر به پشتوانه تجربههای موفق و ناموفق در جهت تغییر و بهبود وضعیت موجود پیگیر آن هستیم.
برای اینکه بتوانیم وضعیت را تغییر دهیم سه جریان یا نیرو نیاز است؛ یکی به رسمیت شناختن مسئله توسط سیاستگذاران، ابتدا باید سیاستگذاران و افکار عمومی یک مسئله را به رسمیت بشناسند و آن را به عنوان امری که باید تغییر پیدا کند در نظر بگیرند. دوم راهحل کارشناسی برای دسترسی به وضعیت بهتر است.
تغییر در دنیای امروز امری بسیار فنی، کارشناسی و بوروکراتیک است. ما نمیتوانیم صرفاً با مطالبهگری و پذیرش موضوع به وضعیت بهتر دست یابیم. نیرو یا جریان سوم اراده سیاستگذار برای تحقق وضعیت بهتر است. سیاستگذار بر اساس منافع سیاسی کوتاهمدت و بلندمدت تصمیم میگیرد. اینکه ما چگونه بتوانیم منافع یک گروه از جامعه را با منافع یک گروه سیاستگذار تلفیق کنیم و مورد پذیرش قرار گیرد، یک چالش اصلی حمایتطلبی است. خبرنگاران و رسانهها کنشگران چندوجهی هستند که میتوانند در ایجاد سه نیروی فوق نقش مؤثری داشته باشند؛ چراکه یکی از ارکان اصلی تحول در هر شرایطی رسانهها هستند.
بنابراین برای بهبود وضعیت موجود پیشنهاد میشود که به جای تصویب یک قانون جدید باید ظرفیتهای کنونی قوانین در ایران را فعال کرد و نباید انرژی اجتماعی را صرف وضع قوانین جدید کنیم. مسئله دیگر اینکه فضای مطبوعاتی لازم است اما کافی نیست. ممکن است موضوعی در فضای عمومی شنیده شود، اما این صدا به دولت و سیاستگذاران منتقل نشود. مثلاً در ابتدای دهه 1380 مسئله آب خوزستان تیتر بسیاری از روزنامهها و حتی صداوسیما بود، اما یکی از اعضای دولت گفت که صدای خوزستان در دولت شنیده نمیشود و هیچ گزارشی نیامده است. میبینیم که اعتراض وجود دارد ولی فرق میکند که وزیر نیرو یا یکی از وزرا این را به عنوان مسئلهای قابل بررسی روی میز دولت بگذارد. بنابراین باید بین صدا در فضای عمومی و صدایی که سیاستگذار میشنود تفکیک قائل شد. دوم کار در درون شبکه است. حل مسائل اجتماعی نیازمند همکاری تعداد زیادی بازیگر است. باید زمینه مشارکت گروههای مختلف را فراهم کرد. خیلی وقتها برای اینکه بتوانیم چیزی را تغییر دهیم، باید اقدامی انجام شود که دیگران احساس مالکیت تغییر را داشته باشند. یعنی آنها باشند که بگویند ما این کار را انجام دادیم. اگر بخواهیم عکس یادگاری بگیریم بقیه از کنار هم خواهند رفت. کار در یک شبکه بسیار سختتر از یک اداره است و باید به هر نکتهای که به تضعیف ارتباطات در شبکه منجر میشود دقت کرد. نکته آخر تفاوت میان مطالبهگری و حمایتطلبی است. ما باید بین اینها فاصله بگذاریم. مطالبهگری بخشی از حمایت طلبی است. رسانهها باید در انعکاس مشکلات خوب کار کنند، اما ما افراد با دغدغه مشترک، چگونه میتوانیم تعاملات خود را افزایش دهیم و این صدا را تبدیل به جریانی کنیم که مطالبهگری بخش از آن است. حمایتطلبی راهحل بدیل دارد و برای تحقق این راهحل به دنبال همراه و شریک میگردد، حاضر به همکاری با دولت است و تلاش دارد فاصله خود را با سیاستگذار کاهش دهد. مطالبهگری بیشتر نقادی و حمایتطلبی اصلاحمحور است.