printlogo


شغل مترجمی ‌زبان اشاره به رسمیت شناخته شود
فرزاد پورمحمدروحی، نایب‌رئیس هیأت‌مدیره انجمن خانواده ناشنوایان ایران در گفت‌وگو با «آتیه‌نو» یکی از مطالبات جامعه ناشنوایان را به رسمیت شناخته‌ شدن زبان اشاره ایرانی می‌داند و می‌گوید: «باید مترجمی زبان اشاره به عنوان یک شغل رسمی ‌در نظر گرفته شود تا بتوان در اماکن مهم عمومی ‌مانند بیمارستان‌ها، دادگاه‌ها، فرودگاه‌ها، آتش‌نشانی‌ها و دیگر مراکز مهم از این مترجمان استفاده کرد.» او بیان می‌کند که در کشور هند و اخیراً در آفریقای‌جنوبی زبان اشاره به رسمیت شناخته شده و به قانون رسمی‌ این کشورها الحاق شده‌ است.

پورمحمدروحی در پاسخ به این سؤال که کاشت حلزون مناسب کدام دسته از افراد است، جواب می‌دهد که کاشت حلزون تنها برای افراد ناشنوای کامل مؤثر است. کاشت حلزون برای فردی که هیچ عصب شنوایی ندارد انجام می‌شود؛ چراکه سمعک برای این فرد کارگشا نیست.
او اضافه می‌کند که هیچ تضمینی برای موفق بودن کاشت حلزون وجود ندارد. این عمل نمی‌تواند در نهایت فرد را به شنوا تبدیل کند. فرد با سابقه کاشت حلزون باز ناشنوا محسوب می‌شود. او نیز باید با فرهنگ ناشنوایان آشنا شود و از سوی دیگر از یک‌سری حق و حقوق تعریف شده برای ناشنوایان برخوردار شود.
نایب‌رئیس هیأت‌مدیره انجمن خانواده ناشنوایان ایران معایب سمعک را بسیار پایین‌تر از کاشت حلزون مطرح می‌کند و می‌گوید: «مثلاً فرد ناشنوای با کاشت حلزون هنگام عبور از گیت فرودگاه باید نامه کمیسیون پزشکی همراه داشته باشد. همچنین اگر مسافر ناشنوایی حین پرواز به شوک الکتریکی نیاز پیدا کند به دلیل کاشت حلزون این امکان برای او وجود ندارد. همچنین، فرد دارای کاشت حلزون نمی‌تواند از دستگاه‌های ام‌‌آر‌آی و دیگر دستگاه‌های تشخیصی- درمانی استفاده کند.» او با اشاره به تولید سمعک‌های دیجیتالی پیشرفته مؤثر با ارتقای سطح کیفی زندگی ناشنوایان اضافه می‌کند: «فرد ناشنوا می‌تواند شب سمعک را به‌طور کامل از گوش خارج کرده و به راحتی استراحت کند. در صورتی که در شرایط کاشت این امکان وجود ندارد و حتی اگر فرد تجهیزات بیرونی مرتبط با کاشت را بردارد، قطعات داخل سر باقی می‌مانند.»  پورمحمدروحی در خصوص شرایط تهیه سمعک و باتری‌های مخصوص آن در ماه‌های اخیر می‌گوید: «در حال‌حاضر به‌خاطر تبعات ناشی از تحریم، شرایط دسترسی به تهیه سمعک و باتری آن و دیگر تجهیزات مورد نیاز ناشنوایان بسیار سخت‌تر شده است. حالا که ناشنوایان ساکن پایتخت و شهرهای بزرگ با این مشکلات روبه‌رو هستند، ناشنوایان شهرستانی و دورافتاده کشور به مراتب زندگی‌شان مشقت‌بارتر می‌گذرد.» او ارائه خدمات به ناشنوایان را محدود و نامنظم می‌داند و می‌گوید: «بسیاری مواقع پیش می‌آید که تسهیلات به ناشنوایان تعلق نمی‌گیرد و یا به‌صورت محدود اعطا می‌شود. مسئله دیگر اینکه برای مترجمی ‌بودجه درست و دقیقی تعریف نشده است. همچنین با وجود تأکید مسئولان قرار بود به افراد چندمعلولیتی و دارای معلولیت‌های شدید مسکن تعلق بگیرد که به نظرم پیگیری این مهم تداوم نداشته و بسیاری از واجدین شرایط از این تسهیلات محروم مانده‌اند.» نایب‌رئیس هیأت‌مدیره انجمن خانواده ناشنوایان ایران با اشاره به مشکلات پیش‌روی اشتغال ناشنوایان می‌گوید: «به دلیل نبود شناخت کافی از ظرفیت‌های جامعه ناشنوایان، اغلب مردم و به‌ویژه کارفرمایان توانمندی‌های آن‌ها را نادیده می‌گیرند و به همین دلیل بسیاری از افراد ناشنوا نمی‌توانند جذب بازار کار شوند.»  او در پایان تأکید می‌کند که در صورت بازنمایی و معرفی ظرفیت‌های ناشنوایان شاغل می‌توان به موازات آگاه‌سازی در سطح جامعه، کارفرمایان و صاحبان مشاغل را نیز نسبت به جذب و به‌کارگیری ناشنوایان ترغیب کرد.