printlogo


یادداشت
فساد، اخلاق را می‌بلعد!
علی‌اصغر بادبان - فعال کارگری و نماینده اسبق بیمه‌شدگان در شورای عالی تامین‌اجتماعی

جریان فساد در جامعه ناگهان خودنمایی نمی‌کند، بلکه همچون سنگی در سراشیبی مملو از برف است که اگر مانعی در میان نباشد در طول زمان به بهمن مخرب و زیان‌رسان بدل می‌شود.
فساد تنها با بخشنامه و قانون و دستور و حکم و سخنرانی متوقف نخواهد شد. فساد در اصل ناشی از بی‌عدالتی است و برای ریشه‌کنی بنیادین آن باید در جهت دستیابی به عدالت اجتماعی گام برداشت که راهی سخت و طاقت‌فرساست. این حرکت باید جامع و جمیع جهات باشد و تنها ذکر محاسن عدالت به سخره گرفتن آن است. عمل به عدالت و مبنای کار قرار دادن آن می‌تواند گامی در جهت همه‌جانبه کردن عدالت و تقویت پایه‌های اعتقاد بر عدالت باشد. مزایای تعریف‌نشده، ترجیح بدون توجیه به من‌غیرحق، محرم و نامحرم دانستن مردم خودی و غیرخودی، توجیهات نسبی و حسبی از عوامل اولیه شکل‌گیری فساد است. عدالت جامع هدفمند، عدالت در عزل و نصب‌ها، عدالت در حقوق اجتماعی، عدالت در مجازات، عدالت در تشویق، عدالت در نگاه و عدالت در تمامی ارکان زندگی و... در صورت قوام و دوام یافتن می‌تواند آرام‌آرام ریشه فساد را بخشکاند.
در جامعه گرفتار در چنبره فساد، دفع طاعون فساد، ناگهانی و یک‌شبه نخواهد بود. باید شکیبا بود و با امیدواری برای حذف این قضیه زشت و ضدانسانی اهتمام ورزید.
آثار فساد بسیار سریع نمودار می‌شود و چهره انسانیت را سیاه می‌سازد. در بستر تکوین فساد یله و رها، هیچ مانعی را تاب مقاومت نیست. چه خانواده‌ها که از هم پاشیده شده‌اند و چه ارزش‌ها که به ضدارزش بدل شده‌اند. در چنین وضعیتی کار صالحان سخت‌تر می‌شود و قشر میانی جامعه به بی‌بندوباری دعوت و فاکتورهای شخصیتی جابه‌جا می‌شود و تعاریف جدید جایگاه می‌یابند.
فساد در مسیر خود سیاه را سفید جلوه می‌دهد و برای تمام مفسده‌های خودساخته، پوشش زیبایی می‌بافد. فساد به دنبال جایگاهی است که در آن سطح جایی ندارد و به دنبال مالی است که از آن سهمی ندارد. فساد در توجیه حضور خود زبدگان و فرهیختگان را در ذلت و فاسدان را در اوج به رخ می‌کشد و قشر میانی را بر سر دوراهی تردید قرار می‌دهد. مبانی اخلاقی، روابط انسانی، صداقت و درستی و در یک جمله فضائل اخلاقی جامعه را به‌مرور دستمالی می‌کند و جای آن را به بداخلاقی، کژی و نادرستی و رذایل اخلاقی جامعه می‌دهد.
هیچ‌گاه و در هیچ جامعه‌ای فساد توسعه نمی‌یابد مگر به دلیل غبارآلود بودن فضای سیاسی و اقتصادی، کمبود اطلاعات و شیوع امتیازبخشی به بخش دیگر، بدون دلیل و تعریف. مصیبت فساد زمانی به اوج خود می‌رسد که فهم جمعی را وارونه کند و خباثت و رذایل با لباس پاکان و برگزیدگان دیده شود و با کمال تاسف در این مرحله از شیوع فساد، سابقه حضور در معرکه فساد به راه می‌افتد و بسیاری از فاکتورهای زندگی اجتماعی تغییر ماهیت پیدا می‌کنند و میدان برای پلشتی‌ها باز می‌شود.
در برهه‌ای از تاریخ شکل‌گیری فساد، در این جامعه اختلاف طبقاتی اوج گرفت، دزدی و شقاوت به‌سرعت زیاد شد و سطح سوءاستفاده از مناصب با رشد سرسام‌آوری اوج گرفت. در یک دوره کوتاه تخلفات به مرز 123 میلیارد تومان رسید و خیلی زود به 3 هزار میلیارد تومان بالغ گشت و بعد به اعداد نجومی غیرقابل‌باوری رسید تا جایی که مرز 12 هزار میلیارد نیز پشت سر گذاشته شد. در رسیدگی‌های قضایی به پرونده‌های فساد، احکام اعدام هم صادر و به آن‌ها عمل شده است، ولی گویا بازدارندگی ندارد و تاثیری در اصلاح جامعه نداشته و مفسدان گویی تلاش در پیشی گرفتن از یکدیگر دارند.
اخیرا نشانه‌هایی در سیاست‌ها و پایگاه‌های خبری گذاشته شده که نشانگر پرداخت حقوق‌های چندصد میلیونی و چند ده‌میلیونی و پاداش‌های نجومی به بعضی از مدیران کشور است. در واکنش به این‌گونه اخبار، موجی از محکومیت‌ها به راه افتاد و خیلی سریع کار سیاسی شد و به لحاظ گروهی و رسته‌ای، پیدا کردن مسئولان مربوطه و استنطاق ایشان در دستور کار قرار گرفت و بعد هم آتش آن کم‌شعله شد و به خاموشی گرایید.
نگرانی از این است که نپذیریم این مصائب معلول بی‌توجهی‌ها، خاصه‌خرجی‌ها، دسته‌بندی‌ها، رانت‌ها، حق به جانب دانستن‌ها، نسل ویژه، گروه خاص و صاحب حق و از همه مهم‌تر پوشیده بودن اطلاعاتی است که برای بعضی‌ها دانستن آن حق و برای بعضی دیگر خیانت و خباثت قلمداد می‌شود!
فراموش نباید کرد که آن پیر فرزانه می‌فرمود: «اگر تمام پیامبران و صلحا در یک اقلیم قرار گیرند هرگز اختلافی بروز نخواهد کرد، زیرا همگان تلاش به قرب به خدا داشتند و لاغیر...»